باهوش
سیستمهای هوشمند برای نظارت بر جریان ترافیک در شهر استفاده میشوند.
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به هوش را که برای آزمون آکادمیک پایه آیلتس لازم است یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
باهوش
سیستمهای هوشمند برای نظارت بر جریان ترافیک در شهر استفاده میشوند.
باهوش
او از پازلهای چالشبرانگیز لذت میبرد زیرا باهوش است و از حل مسئله لذت میبرد.
ماهر
تاکتیکهای مذاکره ماهرانه او به او اجازه میدهد تا معاملات مطلوبی را برای مشتریانش تضمین کند.
خلاق
من خواهرم را فردی خلاق میبینم، همیشه با ایدههای جدید برای محصولاتی که در مغازهاش بفروشد میآید.
عاقل
رهبر خردمند تمام گزینهها را قبل از تصمیمگیری برای تیم به دقت در نظر میگیرد.
باهوش
او به دلیل رویکرد هوشمندانه خود در حل مشکلات شناخته شده است، همیشه راهحلهای نوآورانه پیدا میکند.
ذهنی
فعالیتهای فکری مانند خواندن و حل مسئله تواناییهای شناختی را افزایش میدهند.
هشیار
کارآگاه در طول بازجویی تیز باقی ماند، هر سرنخ ظریف را گرفتن.
باهوش
او همیشه یک کودک باهوش بوده است، به راحتی زبانهای جدید را یاد میگیرد.
کندذهن
احمق نباش – قبل از اینکه بسوزی، ضد آفتاب بزن.
نادان
اظهارات نادان او فقدان درک آداب اجتماعی را آشکار کرد.
فاقد عمق فکری
او از گفتگوهای غیر فکری درباره شایعات و تلویزیون واقعیت اجتناب میکرد.
نابخردانه
بیعقلی است که وقتی حالتان خوب نیست وعدههای غذایی را حذف کنید.
احمق
او بدون در نظر گرفتن عواقب، قول احمقانهای داد.
احمق
رفتن به پیادهروی بدون نقشه یک اقدام غیر هوشمندانه است.
سادهلوح
طبیعت سادهلوحانه او باعث شد که به راحتی تحت تأثیر قرار گیرد.
کندذهن
گاهی اوقات او نیاز به کمی فشار برای شروع دارد، او کمی کند است.
بیتدبیر
آنها این ایده را بیمغز خطاب کردند، بدون در نظر گرفتن ارزش بالقوه آن.
بیدلیل
درگیر شدن در شایعات بیمعنی میتواند به روابط آسیب بزند و درامای غیرضروری ایجاد کند.
احمق
او احمقانه رفتار میکرد وقتی که عمداً کفشهای ناهماهنگ پوشید.
آگاه
شرکت کارمندان را از طریق اعلانهای ایمیل از سیاستهای جدید آگاه کرد.