کلمات آکادمیک پایه آیلتس برای "هوش"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به هوش را که برای آزمون آکادمیک پایه آیلتس لازم است یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
intelligent [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: Intelligent systems are used to monitor traffic flow in the city .

سیستم‌های هوشمند برای نظارت بر جریان ترافیک در شهر استفاده می‌شوند.

smart [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She enjoys challenging puzzles because she 's smart and enjoys problem-solving .

او از پازل‌های چالش‌برانگیز لذت می‌برد زیرا باهوش است و از حل مسئله لذت می‌برد.

skilled [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: His skilled negotiation tactics allow him to secure favorable deals for his clients .

تاکتیک‌های مذاکره ماهرانه او به او اجازه می‌دهد تا معاملات مطلوبی را برای مشتریانش تضمین کند.

creative [صفت]
اجرا کردن

خلاق

Ex: I find my sister a creative person , always coming up with new ideas for products to sell in her shop .

من خواهرم را فردی خلاق می‌بینم، همیشه با ایده‌های جدید برای محصولاتی که در مغازه‌اش بفروشد می‌آید.

wise [صفت]
اجرا کردن

عاقل

Ex: The wise leader carefully considers all options before making decisions for the team .

رهبر خردمند تمام گزینه‌ها را قبل از تصمیم‌گیری برای تیم به دقت در نظر می‌گیرد.

clever [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She 's known for her clever approach to problem-solving , always finding innovative solutions .

او به دلیل رویکرد هوشمندانه خود در حل مشکلات شناخته شده است، همیشه راه‌حل‌های نوآورانه پیدا می‌کند.

اجرا کردن

ذهنی

Ex: Intellectual pursuits such as reading and problem-solving enhance cognitive abilities .

فعالیت‌های فکری مانند خواندن و حل مسئله توانایی‌های شناختی را افزایش می‌دهند.

sharp [صفت]
اجرا کردن

هشیار

Ex: The detective remained sharp throughout the interrogation , catching every subtle clue .

کارآگاه در طول بازجویی تیز باقی ماند، هر سرنخ ظریف را گرفتن.

bright [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: She ’s always been a bright child , easily picking up new languages .

او همیشه یک کودک باهوش بوده است، به راحتی زبان‌های جدید را یاد می‌گیرد.

dumb [صفت]
اجرا کردن

کندذهن

Ex: Do n't be dumb put on sunscreen before you burn .

احمق نباش – قبل از اینکه بسوزی، ضد آفتاب بزن.

ignorant [صفت]
اجرا کردن

نادان

Ex: His ignorant remarks revealed a lack of understanding of social etiquette .

اظهارات نادان او فقدان درک آداب اجتماعی را آشکار کرد.

اجرا کردن

فاقد عمق فکری

Ex: He avoided unintellectual conversations about gossip and reality TV .

او از گفتگوهای غیر فکری درباره شایعات و تلویزیون واقعیت اجتناب می‌کرد.

unwise [صفت]
اجرا کردن

نابخردانه

Ex: It ’s unwise to skip meals when you ’re feeling unwell .

بی‌عقلی است که وقتی حالتان خوب نیست وعده‌های غذایی را حذف کنید.

foolish [صفت]
اجرا کردن

احمق

Ex: She made a foolish promise without considering the consequences .

او بدون در نظر گرفتن عواقب، قول احمقانه‌ای داد.

اجرا کردن

احمق

Ex: Going hiking without a map is an unintelligent action.

رفتن به پیاده‌روی بدون نقشه یک اقدام غیر هوشمندانه است.

اجرا کردن

ساده‌لوح

Ex: Her simple-minded nature made her easy to influence .

طبیعت ساده‌لوحانه او باعث شد که به راحتی تحت تأثیر قرار گیرد.

slow [صفت]
اجرا کردن

کندذهن

Ex: Sometimes he needs a little push to get going , he 's a bit slow .

گاهی اوقات او نیاز به کمی فشار برای شروع دارد، او کمی کند است.

brainless [صفت]
اجرا کردن

بی‌تدبیر

Ex: They dismissed the idea as brainless, not considering its potential value.

آنها این ایده را بی‌مغز خطاب کردند، بدون در نظر گرفتن ارزش بالقوه آن.

mindless [صفت]
اجرا کردن

بی‌دلیل

Ex: Engaging in mindless gossip can harm relationships and create unnecessary drama .

درگیر شدن در شایعات بی‌معنی می‌تواند به روابط آسیب بزند و درامای غیرضروری ایجاد کند.

silly [صفت]
اجرا کردن

احمق

Ex: She was being silly when she wore mismatched shoes on purpose .

او احمقانه رفتار می‌کرد وقتی که عمداً کفش‌های ناهماهنگ پوشید.

aware [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The company made employees aware of the new policies through email notifications .

شرکت کارمندان را از طریق اعلان‌های ایمیل از سیاست‌های جدید آگاه کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها جنبش‌ها
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا
تغییر و شکل‌دهی سازماندهی و جمع‌آوری خلق و تولید Science
Education Research نجوم Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت مناظر و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی