کلمات آکادمیک پایه آیلتس برای "صداها"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به صداها را که برای آزمون آکادمیک پایه IELTS ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
loud [صفت]
اجرا کردن

بلند (صدا)

Ex: His laugh is so loud that you can hear it from the next room .

خنده او آنقدر بلند است که می‌توانید آن را از اتاق بعدی بشنوید.

soft [صفت]
اجرا کردن

ملایم (صدا)

Ex: His soft voice had a calming effect on everyone in the room .

صدای ملایم او تأثیر آرام‌بخشی بر همه در اتاق داشت.

اجرا کردن

زیر (صدا)

Ex: During the concert , the singer 's high-pitched notes showcased her impressive vocal range .

در طول کنسرت، نوت‌های زیر خواننده، محدوده صوتی چشمگیر او را به نمایش گذاشت.

low-pitched [صفت]
اجرا کردن

کم‌صدا

Ex: The thunder had a low-pitched rumble that shook the windows .

رعد و برق یک غرش کم صدا داشت که پنجره‌ها را لرزاند.

noisy [صفت]
اجرا کردن

پرسروصدا

Ex: The restaurant was noisy , with the clinking of dishes and the chatter of diners .

رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The quiet hum of the refrigerator was the only sound in the otherwise silent room .

سکوت یخچال تنها صدایی بود که در غیر این صورت در اتاق ساکت شنیده می‌شد.

silent [صفت]
اجرا کردن

ساکت

Ex: The silent classroom was a sign that the students were deeply engrossed in their work .

کلاس ساکت نشانه‌ای بود که دانش‌آموزان عمیقاً در کار خود غرق شده بودند.

mumbling [صفت]
اجرا کردن

بسیار نامشخص (گفتار)

Ex: The mumbling teenager often had to repeat himself because no one could hear him clearly .

نوجوانی که زمزمه می‌کرد اغلب مجبور بود خود را تکرار کند زیرا هیچ کس نمی‌توانست او را به وضوح بشنود.

whispering [صفت]
اجرا کردن

زمزمه کننده

Ex:

جویبار زمزمه‌کنان به آرامی از میان جنگل می‌گذشت.

ringing [صفت]
اجرا کردن

طنین‌دار

Ex:

صدای طنین‌دار چکش بر روی سندان از خیابان شنیده می‌شد.

screaming [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex:

سولو گیتار جیغ‌کش جمعیت را برقی کرد.

muted [صفت]
اجرا کردن

نرم (صدا)

Ex: The muted sounds of the city at night contrasted with the bustling daytime activity .

صداهای خفه‌شده شهر در شب با فعالیت پرجنب‌وجوش روزانه در تضاد بود.

hushed [صفت]
اجرا کردن

نرم‌شده (صدا)

Ex: The hushed rustling of leaves added to the eerie atmosphere of the abandoned house .

زمزمه آرام برگ‌ها به جو ترسناک خانه متروکه اضافه کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها جنبش‌ها
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا
تغییر و شکل‌دهی سازماندهی و جمع‌آوری خلق و تولید Science
Education Research نجوم Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت مناظر و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی