واژگان برای IELTS Academic (نمره 5) - قیدهای تکرار

در اینجا، شما برخی از قیدهای تکرار را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک پایه آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
always [قید]
اجرا کردن

همیشه

Ex: They always celebrate birthdays with a party .

آنها همیشه تولدها را با یک جشن جشن می‌گیرند.

never [قید]
اجرا کردن

هرگز

Ex: He never learned to swim , even though he grew up near the ocean .

او هرگز شنا یاد نگرفت، با اینکه در نزدیکی اقیانوس بزرگ شد.

often [قید]
اجرا کردن

اغلب

Ex: She often volunteers at the community center .

او اغلب در مرکز جامعه داوطلب می‌شود.

sometimes [قید]
اجرا کردن

گاهی

Ex: We sometimes have a barbecue in the backyard .

ما گاهی در حیاط خلوت باربیکیو داریم.

rarely [قید]
اجرا کردن

به ندرت

Ex: They rarely visit their relatives , maybe once a year .

آنها به ندرت به اقوام خود سر می‌زنند، شاید سالی یک بار.

frequently [قید]
اجرا کردن

اغلب

Ex: Students are reminded to ask questions frequently during class .
اجرا کردن

گاهی اوقات

Ex: They occasionally attend live performances .

آنها گاه به گاه در اجراهای زنده شرکت می‌کنند.

seldom [قید]
اجرا کردن

به ندرت

Ex: She seldom watches television .

او به ندرت تلویزیون تماشا می‌کند.

regularly [قید]
اجرا کردن

به‌طور منظم

Ex: He checks his email regularly throughout the day .

او به طور منظم در طول روز ایمیل خود را بررسی می‌کند.

constantly [قید]
اجرا کردن

دائماً

Ex: She constantly reminded herself to stay focused on her goals .

او مدام به خودش یادآوری می‌کرد که روی اهدافش متمرکز بماند.

اجرا کردن

پیوسته

Ex: The software runs continuously , ensuring uninterrupted performance .

نرم‌افزار به طور مداوم اجرا می‌شود، که عملکرد بدون وقفه را تضمین می‌کند.

ever [قید]
اجرا کردن

تابه‌حال

Ex: Nothing ever disturbed his calm demeanor .

هیچ چیز هرگز آرامش او را برهم نزد.

repeatedly [قید]
اجرا کردن

به‌طور مکرر

Ex: She apologized repeatedly for the mistake .

او بارها به خاطر اشتباه عذرخواهی کرد.

usually [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: They usually meet at the coffee shop on Fridays .

آنها معمولاً جمعه‌ها در کافی‌شاپ ملاقات می‌کنند.

اجرا کردن

به ندرت

Ex: The doctor warned that such side effects occur infrequently .

پزشک هشدار داد که چنین عوارض جانبی به ندرت رخ می‌دهد.

habitually [قید]
اجرا کردن

از روی عادت

Ex: They habitually dine at that little bistro on Friday evenings .

آنها معمولاً جمعه شب‌ها در آن بیسترو کوچک شام می‌خورند.

once [قید]
اجرا کردن

یک‌بار

Ex: We meet once a year for reunion .

ما یک بار در سال برای تجدید دیدار ملاقات می‌کنیم.

daily [قید]
اجرا کردن

روزانه

Ex: We water the plants daily during summer .

ما در تابستان گیاهان را روزانه آبیاری می‌کنیم.

weekly [قید]
اجرا کردن

هفتگی

Ex:

آنها پرتفوی سرمایه‌گذاری خود را هفتگی بررسی می‌کنند.

اجرا کردن

گاهی اوقات

Ex: We like to indulge in dessert from time to time , but we try to eat healthily most days .

ما دوست داریم گاه به گاه از دسر لذت ببریم، اما سعی می‌کنیم بیشتر روزها سالم غذا بخوریم.

yearly [قید]
اجرا کردن

سالانه

Ex: She plans her financial budget yearly .

او بودجه مالی خود را سالانه برنامه‌ریزی می‌کند.

monthly [قید]
اجرا کردن

ماهانه

Ex: They send a progress report to the manager monthly .

آن‌ها گزارش پیشرفت را ماهانه به مدیر ارسال می‌کنند.

twice [قید]
اجرا کردن

دو بار

Ex: We watched the movie twice .

ما فیلم را دو بار تماشا کردیم.

now and again [عبارت]
اجرا کردن

هر از چند گاهی

Ex: I like to go hiking now and again when the weather is nice .
hourly [قید]
اجرا کردن

ساعتی

Ex: The data backups are performed hourly for safety .

پشتیبان‌گیری از داده‌ها ساعتی یکبار برای ایمنی انجام می‌شود.

off and on [قید]
اجرا کردن

شل‌کن‌سفت‌کن

Ex: They plan to travel off and on over the next year , taking breaks between trips .

آنها قصد دارند در سال آینده به صورت متناوب سفر کنند، بین سفرها استراحت کنند.

nonstop [قید]
اجرا کردن

به‌طور بی‌وقفه

Ex: He worked nonstop to complete the project on time .

او بدون توقف کار کرد تا پروژه را به موقع به پایان برساند.

mostly [قید]
اجرا کردن

معمولاً

Ex: I mostly drink tea in the morning instead of coffee .

من عمدتاً صبح‌ها به جای قهوه چای می‌نوشم.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری اقدامات و واکنش های فیزیکی حرکات
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا
تغییر و شکل دادن سازماندهی و جمع آوری خلق و تولید Science
Education Research ستاره شناسی Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت چشماندازها و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی