not lasting forever

زودگذر, ناپایدار، گذرا
ماهیت موقت مد به این معنی است که اغلب تغییر میکند.
to delay or avoid making a decision to gain time

وقتکشی کردن
وقتی در مورد موضوع بحثبرانگیز سوال شد، سیاستمدار وقت کشی کرد، به امید اینکه مسئله از بین برود.
to plan something before it happens

از پیش مقرر کردن
اگرچه خود به خود به نظر میرسید، مهمانی غافلگیرکننده ماهها قبل مقدر شده بود.
(theology) divine preordaining or predetermination of events or outcomes before they occur

فلسفه جبری (الهیات), تقدیر، سرنوشت
مفهوم تقدیر ازلی در بسیاری از آموزههای مذهبی برجسته است.
the first piece of fabric used on a boat or ship to catch the wind and help it move

بادبان پایین
همانطور که باد قویتر شد، آنها بادبان جلو را بالا کشیدند.
to know or predict something before it happens

از قبل دانستن
پس از مطالعه روندهای بازار، او توانست کاهش فروش را پیشبینی کند.
the area of the beach that lies between the highest and lowest points reached by the tide

پهنه جزرومدی, کنار دریا
ما صدفهای دریایی را که در سراسر ساحل جزر و مدی پراکنده بودند، پیدا کردیم.
careful planning or provision made for the future

آیندهنگری, دورنگری
دوراندیشی شرکت منجر به رشد قوی علیرغم رکود بازار شد.
to stop something from happening by acting ahead of time

ممانعت کردن
شرکت بیانیهای صادر کرد تا جلوگیری از شایعات کند.
to predict or say in advance what will happen in the future

پیشگویی کردن
برخی معتقدند که برخی رویاها میتوانند رویدادهای آینده را پیشبینی کنند.
thinking ahead to avoid problems or harm

احتیاط, دوراندیشی
اگر کمی دوراندیشی بیشتر داشتند، میتوانستند از تمام این آشفتگی جلوگیری کنند.
a job in the Church that comes with property and money in exchange for looking after the people

زمینی را به کلیسا وقف کردن
وقتی که رئیس دانشگاه بازنشسته شد، مزایای او به یک کشیش جوان از شهر دیگری پیشنهاد شد.
having a positive effect or helpful result

سودمند, پرمنفعت
اثرات مفید مدیتیشن به طور گستردهای شناخته شده است.
a person who receives money or benefits

ذینفع, بهرهمند
به عنوان ذینفع بورسیه، او میتوانست بدون نگرانی به دانشگاه برود.
to help or be useful

فایده رساندن, سودمند بودن
استفاده از نقشه به مسافران در شهرهای ناآشنا سود میرساند.
a person who gives money or support to help others

نیکوکار, بانی
او از نیکوکاری که بورسیهاش را تأمین مالی کرد سپاسگزار بود.
a prayer asking for divine blessing, protection, or guidance

نیایش, پرستش
آنها برای یک لحظه دعا قبل از سفر توقف کردند.
showing kindness and generosity

سخاوتمند و مهربان, رئوف، نیکوکار
مدیر عامل شرکت به خاطر اقدامات نیکوکارانه خود شناخته شده است، که اغلب مبالغ زیادی به خیریه ها اهدا می کند.
