just beginning to take shape

در شرف تکوین
جنبش نوبنیاد بود، با اشتیاق تغذیه میشد اما فاقد جهت بود.
first or at the beginning

ابتدایی, بدوی
تیم یک جلسه اولیه برای بحث در مورد پروژه داشت.
a sign of good luck or future success

فال
بسیاری معتقدند که پرندگان در حال پرواز در بالای سر، نشانهای از شادی آینده هستند.
indicating that something is very likely to succeed in the future

خوشآیند, مساعد
دریافت ترفیع در ابتدای سال، شروع میمونکنندهای برای مارک بود.
consistent in form or character

یکشکل
نقاشیهای هنرمند در طول حرفهاش سبکی یکسان را نمایش داد.
to become whole or united

متحد شدن, همپیوند شدن
در مواجهه با یک تهدید مشترک، روستاها تمایل به وحدت داشتند.
the process of bringing together to form a single unit

یکپارچهسازی
اتحاد دو شرکت یک رویداد بزرگ در دنیای کسب و کار بود.
to make something harder to understand or deal with

پیچیده کردن, بغرنج کردن
او نمیخواست با مطرح کردن گذشته، مسائل را پیچیده کند.
the act of making something more difficult or complex

بغرنجسازی
بیماری ناگهانی او یک عوارض بزرگ در برنامههای سفر ما بود.
related to a judge or authority figure

وابسته به قاضی
سند دارای لحنی قضایی بود که منعکسکننده منشأ آن از دفتر قاضی بود.
the job or position of a local official with authority

مقام قضاوت
بسیاری به دلیل نقش تأثیرگذار آن در جامعه، آرزوی تبدیل شدن به قاضی را دارند.
describing an animal that has a stomach with four compartments and chews cud as part of its digestion process

نشخوارکننده
گاو، یک حیوان نشخوارکننده، بخش بزرگی از روز خود را به جویدن کود میگذراند.
to think carefully and at length about something

عمیق به چیزی فکر کردن, تعمق کردن، اندیشیدن
او بر هر تصمیمی تأمل میکند، تمام پیامدهای ممکن را سبک و سنگین میکند.
to stop doing something, particularly in response to a request, command, or understanding that it should be discontinued

اجتناب کردن, خودداری کردن
اگر از ایجاد آن سر و صدا دست نکشید، مجبور خواهم شد از شما بخواهم که محل را ترک کنید.
a person who owns land

زمیندار, صاحب ملک
بسیاری از مالکان زمین در منطقه در حال تبدیل زمینهای خود به مزارع ارگانیک هستند.
