واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 48

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
pentad [اسم]
اجرا کردن

عدد پنج

Ex: The pentad of colors included red , blue , green , yellow , and orange .

پنج‌تایی رنگ‌ها شامل قرمز، آبی، سبز، زرد و نارنجی بود.

pentagon [اسم]
اجرا کردن

پنج‌ضلعی

Ex: In the game , each player had to draw a perfect pentagon without the use of a ruler .

در بازی، هر بازیکن باید یک پنج‌ضلعی کامل را بدون استفاده از خط‌کش می‌کشید.

pentagram [اسم]
اجرا کردن

ستاره پنج‌پر

Ex: Witches are often associated with the symbol of the pentagram .

جادوگران اغلب با نماد پنتاگرام مرتبط هستند.

pentahedron [اسم]
اجرا کردن

پنج‌وجهی

Ex: We counted the faces of the shape and found it was a pentahedron .

ما صورت‌های شکل را شمردیم و فهمیدیم که یک پنج‌وجهی است.

pentameter [اسم]
اجرا کردن

پنج‌وتدی (از اوزان شعری)

Ex:

شعر کلاسیک انگلیسی اغلب از پنتامتر آیامبیک به عنوان متر استفاده می‌کند.

pentathlon [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های پنج‌گانه

Ex: He won the gold medal in the pentathlon at the Olympics .

او در المپیک مدال طلای پنجگانه را به دست آورد.

pentavalent [صفت]
اجرا کردن

پنج‌ظرفیتی

Ex:

آرسنیک نمونه‌ای از یک عنصر پنج‌ظرفیتی است.

bombast [اسم]
اجرا کردن

مبالغه

Ex: The politician 's speech was full of bombast but short on actual policy .

سخنرانی سیاستمدار پر از بمبست بود اما از سیاست واقعی کوتاه بود.

bombastic [صفت]
اجرا کردن

مبالغه‌آمیز

Ex: The politician 's bombastic rhetoric stirred emotions but offered no solutions .

بیان پرحرف و گزافه‌گویانه سیاستمدار احساسات را برانگیخت اما هیچ راه حلی ارائه نکرد.

to glut [فعل]
اجرا کردن

پرخوری کردن

Ex: During the holidays , it 's easy to glut on festive treats and regret it later .

در طول تعطیلات، آسان است که زیاده‌خوری از خوراکی‌های جشن کنید و بعداً پشیمان شوید.

glutinous [صفت]
اجرا کردن

چسبناک

Ex: The sauce was too glutinous and clung to the noodles .

سس خیلی چسبناک بود و به نودل‌ها چسبید.

glutton [اسم]
اجرا کردن

شکم‌پرست

Ex: The festival was a paradise for gluttons , offering a vast array of dishes from all over the world .

این جشنواره بهشت پرخورها بود، که طیف وسیعی از غذاها از سراسر جهان را ارائه می‌داد.

gluttonous [صفت]
اجرا کردن

شکمو

Ex: The gluttonous king was known to feast for hours every evening .

پادشاه پرخور به خاطر مهمانی‌های ساعتی هر شب معروف بود.

gluttony [اسم]
اجرا کردن

شکم‌بارگی (از گناهان کبیره)

Ex: The story emphasized the dangers of gluttony , depicting it as one of the major downfalls of the protagonist .

داستان خطرات پرخوری را برجسته کرد و آن را به عنوان یکی از سقوط‌های اصلی شخصیت اصلی به تصویر کشید.

abominable [صفت]
اجرا کردن

نفرت‌انگیز

Ex: The treatment of prisoners was abominable , violating every human right .
abomination [اسم]
اجرا کردن

مایه نفرت

Ex: Lying to someone who trusts you completely is often seen as an abomination .

دروغ گفتن به کسی که کاملاً به شما اعتماد دارد اغلب به عنوان یک عمل نفرت‌انگیز دیده می‌شود.

incidence [اسم]
اجرا کردن

تناوب

Ex: Schools in the region reported a lower incidence of bullying after implementing new programs .

مدارس منطقه پس از اجرای برنامه‌های جدید، بروز کمتری از قلدری را گزارش کردند.

incidental [صفت]
اجرا کردن

غیر عمدی

Ex: The documentary provided incidental glimpses into the filmmaker 's personal life .

مستند نگاه‌های اتفاقی به زندگی شخصی فیلمساز ارائه داد.

اجرا کردن

راستی

Ex:

فکر می‌کنم جلسه فردا ساعت ۱۰ شروع می‌شود. ضمناً، آیا عضو جدید تیم را ملاقات کرده‌اید؟