واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 41

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
to impugn [فعل]
اجرا کردن

اعتراض کردن

Ex: She has never impugned his dedication to the project .

او هرگز به فداکاری او نسبت به پروژه تردید نکرده است.

intuition [اسم]
اجرا کردن

حس درونی

Ex: His intuition told him the route was unsafe .

شهود او به او گفت که مسیر ناامن است.

intuitive [صفت]
اجرا کردن

شهودی

Ex: The intuitive solution to the problem came to her in the middle of the night .

راه‌حال شهودی مشکل در نیمه‌شب به ذهنش رسید.

credence [اسم]
اجرا کردن

اعتقاد

Ex: His story gained credence after the witness confirmed it .

داستان او پس از تأیید شاهد، اعتبار به دست آورد.

credible [صفت]
اجرا کردن

قابل‌باور

Ex: To ensure the information was credible , the journalist verified her sources before publishing the article .

برای اطمینان از اینکه اطلاعات قابل اعتماد بود، روزنامه‌نگار قبل از انتشار مقاله منابع خود را تأیید کرد.

creditable [صفت]
اجرا کردن

محترم

Ex: While not a masterpiece , the artist 's early work is still creditable and shows potential .

اگرچه یک شاهکار نیست، کار اولیه هنرمند هنوز هم قابل تقدیر است و پتانسیل نشان می‌دهد.

credulity [اسم]
اجرا کردن

زودباوری

Ex: Despite the absurdity of the rumor , it spread quickly due to the credulity of the townsfolk .

علیرغم پوچ‌بودن شایعه، به دلیل ساده‌لوحی اهالی شهر به سرعت گسترش یافت.

credulous [صفت]
اجرا کردن

زودباور

Ex: He was too credulous and fell for the scam immediately .

او خیلی زودباور بود و فوراً در دام کلاهبرداری افتاد.

creed [اسم]
اجرا کردن

عقیده

Ex: Followers of different religious traditions often have their unique creeds that define their faith .

پیروان سنت‌های مذهبی مختلف اغلب اعتقادات منحصر به فرد خود را دارند که ایمانشان را تعریف می‌کند.

terrestrial [صفت]
اجرا کردن

زمینی

Ex: Unlike their aquatic relatives , terrestrial turtles spend most of their lives on land , often in dry , sandy environments .

برخلاف خویشاوندان آبزی خود، لاک‌پشت‌های خشکی‌زی بیشتر عمر خود را در خشکی می‌گذرانند، اغلب در محیط‌های خشک و شنی.

territorial [صفت]
اجرا کردن

ارضی

Ex: She felt a strong sense of territorial pride for her hometown and its traditions .

او احساس غرور منطقه‌ای شدیدی نسبت به زادگاه و سنت‌هایش داشت.

اجرا کردن

به سرعت تکثیر شدن

Ex: During the economic boom , businesses proliferated in the city .

در طول رونق اقتصادی، کسب‌وکارها در شهر افزایش یافتند.

prolific [صفت]
اجرا کردن

پرکار (نویسنده و هنرمند)

Ex: The songwriter was incredibly prolific , composing multiple songs every week .

ترانه‌سرا به طرز باورنکردنی پربار بود، هر هفته چندین آهنگ می‌ساخت.

causal [صفت]
اجرا کردن

علتی

Ex:

او مقاله‌ای درباره ارتباط علّی بین فقر و جرم نوشت.

caustic [صفت]
اجرا کردن

سوزآور (شیمی)

Ex: Extreme caution must be exercised when handling caustic materials to avoid accidents and injury .

هنگام کار با مواد خورنده باید نهایت احتیاط را به کار برد تا از حوادث و آسیب‌ها جلوگیری شود.

اجرا کردن

سوزاندن (با سوزن، میله داغ، نور لیزر یا ماده سوزآور)

Ex: In traditional medicine , they often cauterize wounds to prevent infection .

در پزشکی سنتی، اغلب برای جلوگیری از عفونت زخم‌ها را می‌سوزانند.

to expand [فعل]
اجرا کردن

گسترده شدن

Ex: When the airbag deployed , it rapidly expanded to cushion the impact and protect the driver .

وقتی کیسه هوا باز شد، به سرعت گسترش یافت تا ضربه را کاهش دهد و راننده را محافظت کند.

expanse [اسم]
اجرا کردن

گستره

Ex: The night sky was a breathtaking expanse of stars and constellations .

آسمان شب یک گستره نفس‌گیر از ستاره‌ها و صورت‌های فلکی بود.

expansion [اسم]
اجرا کردن

گسترش

Ex: The city is undergoing rapid expansion with new housing developments .

شهر در حال تجربه گسترش سریع با توسعه‌های مسکونی جدید است.