to give an explanation in detail and with precision

با جزئیات شرح دادن, با جزئیات به تصویر کشیدن
دیروز، متخصص فرآیند پیچیده ساخت مجسمه را به تفصیل شرح داد.
a visual or verbal representation of something

توصیف, شرح
ترسیم او از انگیزههای شخصیت به طور قابل توجهی واضح بود.
(in meteorology) a line on a map or chart connecting points that have the same atmospheric pressure at a given moment

ایزوبار (هواشناسی)
فاصلهی تنگ بین ایزوبارها نشاندهندهی بادهای قوی است.
having equal or consistent durations or intervals

همزمان, متقارن
مهندس سیستم را طوری طراحی کرد که هر پانزده دقیقه یکبار هشدارهای همزمان صادر کند.
to separate someone or something from others

جدا کردن, منزوی کردن
در سیستم زندان، زندانیان پرخطر اغلب به دلایل امنیتی از جمعیت عمومی جدا میشوند.
relating to or occurring at a constant temperature

تکدما
فرآیند همدما اطمینان میدهد که ماده پایدار باقی میماند و به دلیل گرما تجزیه نمیشود.
the quality of being loud and unpleasant to listen to

گوشخراشی
او رادیو را کم کرد، به امید فرار از تندخویی تبلیغاتی که پخش میشد.
loud and harsh-sounding, often causing discomfort

گوشخراش
جیغ بلند ترمزها همه را به وحشت انداخت.
a sweet, liquid substance produced by flowers and used by insects as a source of energy

شهد
آنها تماشا میکردند که زنبورها دور هم وزوز میکنند، شهد را از گلهای رنگارنگ میمکیدند.
a peach-like fruit with smooth yellow and red skin

شلیل
رنگ نارنجی پرجنب و جوش یک شلیل رسیده بسیار جذاب است.
something difficult, harsh, or unpleasant to endure

دشواری
او با ارادهای آرام با سختیهای فقر روبرو شد.
the act of damaging a person's character or reputation

افترا, توهین
تهمتهای مداوم او به شهرت او در محل کار آسیب زد.
a valued desire or goal that one strongly wishes to achieve

آرزو, امید
پروژه جامعه از یک آرزوی مشترک برای ایجاد محیط زندگی بهتر برای همه ساکنان متولد شد.
to desire to have or become something

آرزوی (چیزی را) در دل داشتن
به عنوان یک هنرمند، مارک آرزو دارد که آثار هنری اش در گالری های معروف سراسر جهان به نمایش گذاشته شود.
having a strong memory or ability to remember

عالی (در به خاطر سپردن چیزها)
حتی پس از سالها، ماریان در به خاطر آوردن خاطرات کودکی خود با جزئیات زنده سرسخت بود.
the quality or trait of being persistent, determined, and unwilling to give up, especially in the face of challenges or obstacles

سرسختی, پافشاری، یکدندگی
پشتکار دانشمند به کشفیات انقلابی منجر شد.
to affect or be affected by the medical condition known as jaundice, characterized by a yellowing of the skin or eyes

یرقان گرفتن, به زردی مبتلا شدن
بیماری طولانی مدت کبد میتواند باعث زردی در بیمار شود که نشاندهنده یک مشکل جدی است.
affected by negative feelings, leading to a biased view

غرضورز, بدبینانه، غرضورزانه
نگاه مغرضانه سارا به انتخابات اخیر شهر به شدت تحت تأثیر اختلافات شخصی او قرار گرفت.
