واژگان اس‌ای‌تی 1 - درس 46

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان اس‌ای‌تی 1
اجرا کردن

انکار کردن

Ex: She repudiated the rumors circulating about her personal life , insisting that they were baseless .

او شایعاتی را که درباره زندگی شخصی‌اش می‌گشت رد کرد و اصرار داشت که آنها بی‌اساس هستند.

repugnant [صفت]
اجرا کردن

منزجرکننده

Ex: The repugnant conditions of the prison prompted a human rights investigation .

شرایط منزجرکننده زندان باعث شد تحقیقی در مورد حقوق بشر انجام شود.

to repulse [فعل]
اجرا کردن

به عقب راندن

Ex: Sarah tried to make amends , but her former friend seemed to repulse every attempt at reconciliation .

سارا سعی کرد جبران کند، اما دوست سابقش به نظر می‌رسید که هر تلاش برای آشتی را دفع می‌کند.

fracas [اسم]
اجرا کردن

قیل‌وقال

Ex: He was injured in a fracas between rival fans .

او در یک درگیری بین هواداران رقیب مجروح شد.

fractious [صفت]
اجرا کردن

متمرد

Ex: The fractious student refused to follow classroom rules .

دانش‌آموز نافرمان از پیروی از قوانین کلاس خودداری کرد.

to fracture [فعل]
اجرا کردن

نقض کردن

Ex: Their actions fractured the trust built over years of collaboration .
fragile [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: She felt emotionally fragile after the loss of her pet .

او پس از از دست دادن حیوان خانگی‌اش احساس شکنندگی عاطفی کرد.

podium [اسم]
اجرا کردن

سکوی قهرمانی

Ex: During the conference , each presenter had a designated time slot to speak from the podium .

در طول کنفرانس، هر ارائه‌دهنده زمان مشخصی برای صحبت از سکو داشت.

poesy [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: Classic poesy is taught in many literature courses to give students an appreciation for traditional poetic forms .

شعر کلاسیک در بسیاری از دوره‌های ادبیات تدریس می‌شود تا دانشجویان را با فرم‌های سنتی شعر آشنا کند.

poetic [صفت]
اجرا کردن

شاعرانه

Ex: The poetic language of the novel painted vivid images in the reader 's mind , evoking a sense of wonder and nostalgia .
theism [اسم]
اجرا کردن

خداشناسی

Ex: She was raised with theism but later explored other belief systems .

او با خداباوری بزرگ شد اما بعداً سیستم‌های اعتقادی دیگر را بررسی کرد.

theocracy [اسم]
اجرا کردن

دین‌سالاری

Ex: Some believe that a theocracy can bring about moral governance , while others see it as a potential infringement on personal liberties .

برخی معتقدند که تئوکراسی می‌تواند حکومتی اخلاقی به ارمغان آورد، در حالی که دیگران آن را به عنوان یک تجاوز بالقوه به آزادی‌های شخصی می‌بینند.

theologian [اسم]
اجرا کردن

خداشناس

Ex: The theologian presented a new interpretation of the ancient scriptures .

الهیات‌دان تفسیر جدیدی از متون قدیمی ارائه داد.

theological [صفت]
اجرا کردن

وابسته به الهیات

Ex: The seminar covered a theological debate that has been ongoing for centuries .

سمینار یک بحث الهیاتی را پوشش داد که قرن‌هاست ادامه دارد.

theology [اسم]
اجرا کردن

الهیات

Ex: Her research in theology focuses on ancient religious texts .

تحقیقات او در الهیات بر متون مذهبی باستانی متمرکز است.

compulsion [اسم]
اجرا کردن

واداشتگی

Ex: The compulsion to check his phone every few minutes disrupted his focus on the task at hand .

اجبار به چک کردن تلفنش هر چند دقیقه یک بار، تمرکز او را بر روی کار حاضر مختل کرد.

compulsory [صفت]
اجرا کردن

اجباری

Ex: Taking a language course is compulsory for students in their first year of college .

شرکت در یک دوره زبان برای دانشجویان در سال اول دانشگاه اجباری است.