واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - اندازه و مقیاس

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اندازه و مقیاس را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
thundering [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ یا چشمگیر

Ex:

بهمن غرّان از کوه پایین آمد، بر اندازه عظیم ریزش برف تأکید کرد.

immense [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: The immense statue stood proudly in the square , a symbol of the city 's rich history .

مجسمه عظیم با غرور در میدان ایستاده بود، نمادی از تاریخ غنی شهر.

gargantuan [صفت]
اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The billionaire 's mansion was not just large ; it was a gargantuan estate with sprawling gardens and multiple wings .

عمارت میلیاردر نه تنها بزرگ بود؛ بلکه یک ملک عظیم با باغ‌های گسترده و چندین بال بود.

jumbo [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: The bookstore featured a jumbo edition of the classic novel , complete with enlarged text for easier reading .

کتابفروشی یک نسخه غول‌پیکر از رمان کلاسیک را ارائه داد، با متنی بزرگ‌تر برای خواندن آسان‌تر.

whopping [صفت]
اجرا کردن

قابل‌توجه (مقدار)

Ex: He told a whopping lie to get out of trouble .

او یک دروغ عظیم گفت تا از مشکل بیرون بیاید.

humongous [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: They built a humongous treehouse in the backyard that could comfortably fit an entire family .

آن‌ها یک خانه درختی عظیم در حیاط خلوت ساختند که به راحتی می‌توانست یک خانواده کامل را در خود جای دهد.

اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The visionary architect designed a brobdingnagian bridge that spanned the wide river , connecting two bustling cities .

معمار آینده‌نگر یک پل عظیم طراحی کرد که از روی رودخانه عریض می‌گذشت و دو شهر پرجنب‌وجوش را به هم متصل می‌کرد.

ginormous [صفت]
اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The ginormous stuffed bear won at the carnival was almost as tall as the child who carried it .

خرس عروسکی غول‌پیکر برنده شده در کارناوال تقریباً به بلندی کودکی بود که آن را حمل می‌کرد.

colossal [صفت]
اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The dinosaur exhibit at the museum showcased the skeletal remains of a colossal T-Rex , awe - inspiring in its size .

نمایشگاه دایناسورها در موزه بقایای اسکلتی یک تی رکس عظیم را به نمایش گذاشت که به دلیل اندازه‌اش حیرت‌انگیز بود.

thumping [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex:

استادیوم با تشویق منفجر شد در حالی که تیم در بازی قهرمانی به پیروزی قاطعانه دست یافت.

walloping [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex:

ابتکار محیط زیستی تأثیر عظیمی بر کاهش انتشار کربن در منطقه داشت.

اجرا کردن

بی‌نهایت کوچک

Ex: The nanotechnology lab worked with infinitesimal components to create groundbreaking medical devices .

آزمایشگاه فناوری نانو با اجزای بی‌نهایت کوچک کار کرد تا دستگاه‌های پزشکی پیشگامانه بسازد.

titchy [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده کوچک

Ex:

او صدف خیلی کوچک را از ساحل برداشت و الگوهای ظریف آن را تحسین کرد.

shrimpy [صفت]
اجرا کردن

بسیار کوچک

Ex: The shrimpy dog tried to keep up with the larger , more energetic pets at the park .

سگ کوچک سعی کرد با حیوانات خانگی بزرگتر و پرانرژی‌تر در پارک همراه شود.

homuncular [صفت]
اجرا کردن

شکل انسان‌نمای بسیار کوچک و مصنوعی

Ex: She found the idea of a homuncular being controlling human actions from inside the brain quite intriguing .

او ایده یک موجود هومونکولار که اعمال انسان را از درون مغز کنترل می‌کند را بسیار جالب یافت.

vest-pocket [صفت]
اجرا کردن

آنقدر کوچک که در جیب جا شود

Ex: The businessman referred to his vest-pocket calendar to schedule the meeting .

تاجر به تقویم جیبی خود مراجعه کرد تا جلسه را برنامه‌ریزی کند.

wee [صفت]
اجرا کردن

بسیار کوچک

Ex: Despite its wee size , the antique locket held immense sentimental value for the owner .
midget [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده کوچک

Ex:

فروشگاه اسباب‌بازی مجموعه‌ای از بازی‌های رومیزی کوچک را ارائه می‌داد که برای سفر یا فضاهای محدود عالی بودند.

to distend [فعل]
اجرا کردن

گسترده‌تر شدن

Ex: The chef observed the dough distend as it rose during the fermentation process .

آشپز مشاهده کرد که خمیر منبسط شد در حالی که در فرآیند تخمیر بالا می‌آمد.

اجرا کردن

بزرگنمایی

Ex: The surgeon relied on surgical loupes with magnification for precision during delicate procedures .

جراح برای دقت در روش‌های ظریف به لوپ‌های جراحی با بزرگنمایی متکی بود.

stupendous [صفت]
اجرا کردن

غول‌آسا

Ex: Her performance in the concert was stupendous , leaving the audience in utter amazement .

اجرای او در کنسرت حیرت‌انگیز بود، که تماشاگران را در حیرت کامل گذاشت.

prodigious [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: His prodigious memory allows him to recall vast amounts of information .

حافظه شگفت‌انگیز او به او اجازه می‌دهد تا حجم زیادی از اطلاعات را به خاطر بیاورد.

ickle [صفت]
اجرا کردن

فوق العاده کوچک

Ex:

او با استفاده از کلمه « ickle » کمی احساس احمقانه کرد، اما این کلمه اسباب‌بازی کوچک را به‌طور کامل توصیف می‌کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مناطق وزن و پایداری اشکال
افزایش مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance بی نظیری Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
ویژگی های انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تایید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
حرکات زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن تهیه غذا Science تغییر و شکل دادن
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشم انداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت