کلمات آکادمیک پیشرفته آیلتس برای "منحصر به فرد بودن"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به منحصر به فرد بودن را که برای آزمون Academic IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
novel [صفت]
اجرا کردن

نو

Ex: The architect 's design for the new building featured a novel use of sustainable materials and energy-efficient technology .
unrivaled [صفت]
اجرا کردن

بی‌رقیب

Ex: The artist 's latest masterpiece is an unrivaled expression of creativity and artistic brilliance .

آخرین شاهکار هنرمند، بیان بی‌نظیر از خلاقیت و درخشش هنری است.

اجرا کردن

پیشگامانه

Ex:

نمایشگاه انقلابی هنرمند مرزهای فرم‌های هنری سنتی را جابجا کرد.

اجرا کردن

ناآشنا

Ex:

کارآموز دفتر به سرعت بالای محیط شرکتی عادت نداشت.

unwonted [صفت]
اجرا کردن

غیر عادی

Ex: His unwonted choice of formal attire for a casual gathering raised eyebrows among his friends .

انتخاب غیرمعمول او از پوشش رسمی برای یک جمع غیررسمی ابروهای دوستانش را بالا برد.

quirky [صفت]
اجرا کردن

قابل توجه

Ex: The quirky café in the neighborhood was known for its mismatched furniture and whimsical décor .

کافه عجیب و غریب محله به خاطر مبلمان نامتناسب و دکوراسیون خیال‌انگیزش معروف بود.

anomalous [صفت]
اجرا کردن

غیرعادی

Ex: Satellite images revealed an anomalous heat signature in a remote region that rescue teams were dispatched to investigate .

تصاویر ماهواره‌ای یک امضای حرارتی غیرعادی را در یک منطقه دورافتاده نشان داد که تیم‌های نجات برای بررسی به آنجا اعزام شدند.

offbeat [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: Her offbeat fashion sense , combining vintage clothing with modern accessories , attracted attention and admiration .

حس مد غیرمعمول او، که لباس‌های قدیمی را با لوازم جانبی مدرن ترکیب می‌کرد، توجه و تحسین را جلب کرد.

deviant [صفت]
اجرا کردن

متفاوت (نسبت به آداب و رسوم یا هنجارها)

Ex: The artist 's deviant approach to sculpture challenged traditional forms , pushing the boundaries of contemporary art .

رویکرد منحرف هنرمند به مجسمه‌سازی، فرم‌های سنتی را به چالش کشید و مرزهای هنر معاصر را گسترش داد.

outre [صفت]
اجرا کردن

بسیار غیر معمول

Ex:

آرایش و مدل موی غیرمعمول برای نمایش مد، مرزهای استانداردهای زیبایی را جابجا کرد و فردیت را پذیرفت.

اجرا کردن

ناسازگار

Ex:

تصمیم ناهمگون برای چشم پوشی از یک عروسی سنتی به نفع یک فرار به مقصد، میل زوج را برای یک جشن منحصر به فرد منعکس کرد.

unorthodox [صفت]
اجرا کردن

غیر متعارف

Ex: The chef 's unorthodox cooking methods , combining unexpected ingredients , resulted in a culinary masterpiece that delighted diners .

روش‌های پخت غیرمتعارف سرآشپز، با ترکیب مواد اولیه غیرمنتظره، منجر به خلق یک شاهکار آشپزی شد که مهمانان را خوشحال کرد.

outlandish [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌وغریب

Ex: The outlandish architectural design , resembling a futuristic spaceship , sparked debate and controversy in the local community .

طراحی معماری عجیب و غریب، که شبیه به یک سفینه فضایی آینده‌نگر است، بحث و جدال در جامعه محلی برانگیخت.

اجرا کردن

معمولی

Ex: The textbook offered run-of-the-mill explanations , failing to engage students with dynamic content .

کتاب درسی توضیحات معمولی ارائه داد و نتوانست دانش‌آموزان را با محتوای پویا درگیر کند.

humdrum [صفت]
اجرا کردن

یک‌نواخت

Ex:

علیرغم مناظر نقاشی‌گونه، روستای کوچک به خاطر سبک زندگی یکنواخت و کمبود گزینه‌های سرگرمی معروف بود.

prevailing [صفت]
اجرا کردن

مکرر

Ex:

در محل کار، فرهنگ حاکم بر همکاری و ارتباطات باز تأکید می‌کند.

اجرا کردن

بسیار رایج

Ex: The car mechanic assured him that the problem was just a garden-variety issue that could be fixed quickly .

مکانیک خودرو به او اطمینان داد که مشکل فقط یک مشکل معمولی بود که می‌توانست به سرعت تعمیر شود.

اجرا کردن

به ندرت

Ex: Family reunions were few and far between , as everyone lived in different parts of the world .
uncanny [صفت]
اجرا کردن

غیر عادی

Ex: The uncanny resemblance between the twins , who had never met before , left everyone amazed .

شباهت عجیب بین دوقلوها، که قبلاً هرگز یکدیگر را ندیده بودند، همه را متعجب کرد.

established [صفت]
اجرا کردن

مطابق با استانداردهای پذیرفته‌شده

Ex: The established rules of etiquette dictate proper behavior at formal events such as weddings and business functions .

قوانین پابرجا آداب معاشرت، رفتار مناسب در مراسم رسمی مانند عروسی‌ها و گردهمایی‌های تجاری را تعیین می‌کنند.

mainstream [صفت]
اجرا کردن

همه گیر

Ex: The band 's latest album was a mainstream success , topping the charts for weeks .

آخرین آلبوم گروه یک موفقیت جریان اصلی بود و برای هفته‌ها در صدر جدول‌ها قرار گرفت.

unbecoming [صفت]
اجرا کردن

در تضاد (با استانداردهای پذیرفته شده یا هنجارهای اجتماعی)

Ex: Her unbecoming choice of clothing for the job interview raised concerns about her professionalism .

انتخاب نامناسب لباس او برای مصاحبه شغلی نگرانی هایی در مورد حرفه ای بودنش ایجاد کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مساحت‌ها وزن و ثبات شکل‌ها
افزایش در مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance منحصر به فرد بودن Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
صفات انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالات عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تأیید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
جنبش‌ها زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا Science تغییر و شکل‌دهی
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشمانداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت