واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - کاهش مقدار

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به کاهش مقدار را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
exiguous [صفت]
اجرا کردن

بسیار کوچک

Ex: The company 's budget for the project was exiguous , posing challenges for comprehensive development .

بودجه شرکت برای پروژه ناچیز بود، که چالش‌هایی برای توسعه جامع ایجاد می‌کرد.

measly [صفت]
اجرا کردن

بسیار کوچک یا ناکافی

Ex: Despite years of service , the retiree was offered a measly pension that barely covered living expenses .

علیرغم سال‌ها خدمت، به بازنشسته یک مستمری ناچیز پیشنهاد شد که به زحمت هزینه‌های زندگی را پوشش می‌داد.

meager [صفت]
اجرا کردن

ناکافی

Ex: The artist 's early works were sold for meager amounts before gaining recognition .

آثار اولیه هنرمند به مبالغ ناچیز فروخته شد قبل از به دست آوردن شهرت.

skimpy [صفت]
اجرا کردن

ناکافی

Ex: The camping trip was challenging due to the skimpy supply of food .

سفر کمپینگ به دلیل کمبود تامین غذا چالش برانگیز بود.

abatement [اسم]
اجرا کردن

کاهش در مقدار یا شدت چیزی

Ex: The community rallied for the abatement of water pollution in the local river , urging stricter regulations .

جامعه برای کاهش آلودگی آب در رودخانه محلی متحد شد و خواستار مقررات سخت‌تر شد.

اجرا کردن

از چیزی کاهیدن

Ex:

در پاسخ به تغییر بازار، شرکت نیروی کار خود را کاهش داد.

to deduct [فعل]
اجرا کردن

کم کردن (تفریق)

Ex: Landlords can deduct certain property-related expenses , such as maintenance costs , from rental income for tax purposes .

صاحبان املاک می‌توانند برخی هزینه‌های مرتبط با ملک، مانند هزینه‌های نگهداری، را از درآمد اجاره برای مقاصد مالیاتی کسر کنند.

to curtail [فعل]
اجرا کردن

محدود کردن

Ex: The government curtails excessive spending by implementing strict budgetary measures .

دولت با اجرای اقدامات بودجه‌ای سختگیرانه، هزینه‌های اضافی را محدود می‌کند.

to dwindle [فعل]
اجرا کردن

به تدریج کاهش یافتن

Ex: The supply of essential goods is dwindling during the unexpected crisis .

تأمین کالاهای اساسی در طول بحران غیرمنتظره کاهش می‌یابد.

to tail off [فعل]
اجرا کردن

کاهش یافتن

Ex: The effectiveness of the medication might tail off over time .

اثربخشی دارو ممکن است با گذشت زمان کاهش یابد.

to ebb [فعل]
اجرا کردن

به تدریج کاهش یافتن

Ex: The patient 's pain gradually ebbed after receiving the prescribed medication .

درد بیمار پس از دریافت داروی تجویز شده به تدریج کاهش یافت.

rarefied [صفت]
اجرا کردن

رقیق (هوا)

Ex: As they ascended , the rarefied air made each breath feel more labored and shallow .

همانطور که بالا می‌رفتند، هوای رقیق شده هر نفس را دشوارتر و سطحی‌تر می‌کرد.

declining [صفت]
اجرا کردن

روبه‌کاهش

Ex:

کاهش علاقه به سری کتاب‌ها منجر به لغو دنباله‌های برنامه‌ریزی شده شد.

اجرا کردن

کم‌رنگ کردن

Ex: During the negotiation process , both parties worked to whittle down their respective demands to reach a compromise .

در طول فرآیند مذاکره، هر دو طرف برای کاهش تدریجی خواسته‌های خود برای رسیدن به یک مصالحه تلاش کردند.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مناطق وزن و پایداری اشکال
افزایش مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance بی نظیری Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
ویژگی های انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تایید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
حرکات زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن تهیه غذا Science تغییر و شکل دادن
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشم انداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت