مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 21

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
flaccid [صفت]
اجرا کردن

سست

Ex: The athlete 's grip was disappointingly flaccid , unable to maintain a firm hold on the weightlifting bar .

چنگ ورزشکار به طور ناامیدکننده‌ای شل بود، قادر به حفظ گرفتن محکم روی میله وزنه‌برداری نبود.

convex [صفت]
اجرا کردن

محدب

Ex:

شکل محدب تپه مکانی عالی برای غلتیدن بچه‌ها به پایین فراهم کرد.

pliant [صفت]
اجرا کردن

راضی‌شو

Ex: The authoritarian regime sought to suppress dissent by cultivating a pliant populace , conditioning them to obey without question .

رژیم اقتدارگرا تلاش کرد تا با پرورش جمعیتی فرمانبردار، مخالفت را سرکوب کند و آنها را به اطاعت بی‌چون و چرا عادت دهد.

derelict [صفت]
اجرا کردن

متروکه

Ex:

شهر برنامه‌ریزی کرد تا ساختمان‌های متروکه را بازسازی کند.

stark [صفت]
اجرا کردن

محض

Ex: The stark divide between the two political parties was apparent during the debate .

تقسیم‌بندی بارز بین دو حزب سیاسی در طول مناظره آشکار بود.

obese [صفت]
اجرا کردن

چاق

Ex: The clinic offers specialized programs for obese patients aiming to promote weight loss .

کلینیک برنامه‌های تخصصی برای بیماران چاق با هدف ترویج کاهش وزن ارائه می‌دهد.

auburn [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای مایل به قرمز (مو)

warlike [صفت]
اجرا کردن

جنگ‌طلبانه

Ex: The atmosphere in the region became increasingly warlike as tensions between neighboring countries escalated .

جو منطقه با تشدید تنش‌ها بین کشورهای همسایه، بیش از پیش جنگ‌طلبانه شد.

devoid [صفت]
اجرا کردن

عاری

Ex: Her story was devoid of any truth , filled with fabricated details .

داستان او از هر حقیقتی خالی بود، پر از جزئیات ساختگی.

avid [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: The avid traveler explores new destinations whenever possible , seeking adventure .

مسافر مشتاق هر زمان که ممکن باشد مقاصد جدید را کاوش می‌کند، در جستجوی ماجراجویی.

adept [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: With adept problem-solving skills , she quickly finds solutions to complex issues .

با مهارت‌های ماهرانه حل مسئله، او به سرعت راه‌حل‌هایی برای مسائل پیچیده پیدا می‌کند.

nude [صفت]
اجرا کردن

برهنه

Ex: Some cultures consider it taboo to show nude images in public , while others embrace nudity as natural and artistic .

برخی فرهنگ‌ها نمایش تصاویر برهنه در ملاء عام را تابو می‌دانند، در حالی که دیگران برهنگی را طبیعی و هنری می‌پندارند.

droll [صفت]
اجرا کردن

مضحک

Ex:

سبک نوشتاری نویسنده با مشاهده‌های خنده‌دار و هوش زیرکانه مشخص می‌شد، که رمان‌هایش را لذت‌بخش برای خواندن می‌کرد.

gallant [صفت]
اجرا کردن

جنتلمن

Ex: She appreciated his gallant mannerisms , which were a rarity in today 's society .

او از رفتارهای مودبانه او قدردانی کرد، که در جامعه امروزی نادر بود.

meek [صفت]
اجرا کردن

خاضع

Ex:

علیرغم ظاهر ملایم او، جان وقتی نوبت به دفاع از آنچه به آن اعتقاد داشت رسید، عزمی سرسختانه نشان داد.

lurid [صفت]
اجرا کردن

خشن

Ex: The graphic novel depicted a post-apocalyptic world ravaged by war , where lurid scenes of violence and carnage were depicted on every page .

رمان گرافیکی دنیایی پسا-آخرالزمانی را به تصویر کشید که توسط جنگ ویران شده بود، جایی که صحنه‌های هولناک خشونت و کشتار در هر صفحه به تصویر کشیده شده بود.

debonair [صفت]
اجرا کردن

جذاب و با‌اعتماد‌به‌نفس (به‌خصوص مرد)

Ex:

آقای خوش‌پوش با ورود به اتاق سرها را به سوی خود چرخاند.

inland [قید]
اجرا کردن

به سمت مرکز کشور

Ex: The climate tends to be drier as you move inland from the coast .

آب و هوا با حرکت به سمت داخل از ساحل خشک‌تر می‌شود.