lacking strength, often referring to muscles or tissues

سست, شُلووِل
سالهای سبک زندگی کمتحرک باعث شده بود عضلات شکمی او شل و ضعیف شوند، قادر به حمایت از وضعیت صحیح نباشند.
having a surface that is curved outward

محدب, منحنی
دانشمند لنز کوژ را زیر میکروسکوپ بررسی کرد تا ویژگیهای آن را مطالعه کند.
easily influenced or adaptable, often suggesting a willingness to comply or be molded by others

راضیشو, خمیرمانند
در نقش خود به عنوان مدیر، او به دنبال کارمندان انعطافپذیر بود که بتوانند به راحتی با محیطها و وظایف کاری در حال تغییر سازگار شوند.
having a poor condition, often because of being abandoned or neglected for a long time

متروکه, مخروبه
آنها کارخانه فرسوده در حومه شهر را کاوش کردند.
completely bare or extreme, without any embellishment or disguise

محض, صرف، مطلق
سکوت در اتاق کاملاً بود، که تنها با صدای قدمهایش شکسته میشد.
extremely overweight, with excess body fat that significantly increases health risks

چاق, فربه
بیماران چاق اغلب در مراکز بهداشتی با تبعیض مواجه میشوند.
relating to military operations or tactics

جنگطلبانه, ستیزگرانه
روستا با ساختارهای جنگی دفاع خود را تقویت کرد تا مهاجمان احتمالی را دفع کند.
entirely lacking or empty of a particular quality or element

عاری, تهی، خالی از
اتاق از مبلمان خالی بود، که حس خلاء و گشادگی ایجاد میکرد.
extremely enthusiastic and interested in something one does

مشتاق, آرزومند، متمایل، آزمند
او یک باغبان پرشور است که تمام وقت آزاد خود را به مراقبت از گیاهانش میگذراند.
highly skilled, proficient, or talented in a particular activity or field

ماهر, زبردست
برخورد حرفهای او با موقعیتهای دشوار، برایش شهرتی به عنوان یک مدیر بحران ماهر به ارمغان آورد.
not having any clothing

برهنه, لخت
بازیگر در یک صحنه برهنه در فیلم ظاهر شد، آسیبپذیری و احساس خام را به تصویر کشید.
amusing in an unconventional, whimsical, or quirky manner

مضحک, خندهدار
او نتوانست یک لبخند عجیب و غریب را هنگام تعریف کردن از پوچی موقعیت فرو بنشاند.
(of a man or his manners) behaving with courtesy and politeness toward women

جنتلمن, مؤدب و مهربان
آقای مودب صندلی خود را به زن مسن در اتوبوس پیشنهاد داد.
gentle, submissive, or easily influenced, often lacking assertiveness or aggression

خاضع, فروتن، نجیب، حلیم، افتاده، بردبار
او در طول بحث فروتن باقی ماند، هرگز صدایش را بلند نکرد یا نظر خود را بیان نکرد.
depicted in a violent manner, emphasizing the extreme nature of violence or brutality

خشن, درنده، وحشی
عکسهای صحنه جرم شواهد هولناکی از وحشیگری قاتل زنجیرهای را نشان داد، با لکههای خون و اندامهای قطعهقطعه شده که در سراسر اتاق پخش شده بود.
