مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 4

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
forum [اسم]
اجرا کردن

انجمن

Ex: The community forum allowed residents to voice their concerns and suggestions .

فوروم جامعه به ساکنان اجازه داد تا نگرانی‌ها و پیشنهادات خود را بیان کنند.

mausoleum [اسم]
اجرا کردن

مقبره

Ex: The grand mausoleum stood in the center of the cemetery , a testament to the family 's legacy .

مقبره بزرگ در مرکز قبرستان ایستاده بود، گواهی بر میراث خانواده.

quorum [اسم]
اجرا کردن

حد نصاب

Ex: Without a quorum , the annual general meeting had to be rescheduled for a later date to ensure all members could participate in decision-making .

بدون حد نصاب، مجمع عمومی سالانه باید به تاریخ دیگری موکول می‌شد تا اطمینان حاصل شود که همه اعضا می‌توانند در تصمیم‌گیری مشارکت کنند.

ado [اسم]
اجرا کردن

قیل‌وقال

Ex: The politician 's speech was full of pomp and ado , but it lacked substance and failed to address the real issues .

سخنرانی سیاستمدار پر از تشریفات و سر و صدای بی‌جا بود، اما فاقد محتوا بود و نتوانست به مسائل واقعی بپردازد.

aficionado [اسم]
اجرا کردن

طرفدار

Ex: The film aficionado has an impressive collection of classic movies .

افیشنادو فیلم مجموعه‌ای چشمگیر از فیلم‌های کلاسیک دارد.

bravado [اسم]
اجرا کردن

پهلوان‌پنبه

Ex: His bravado in front of his friends faded when he found himself alone in the dark , unfamiliar forest .

لاف زنی او در مقابل دوستانش زمانی محو شد که خود را در جنگلی تاریک و ناآشنا تنها یافت.

solidago [اسم]
اجرا کردن

رویینه

Ex: Herbalists sometimes use solidago in traditional medicine for its purported diuretic and anti-inflammatory properties .

گیاه‌شناسان گاهی اوقات از سولیداگو در طب سنتی برای خواص ادرارآور و ضد التهابی آن استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

عاشق سرقت

Ex: The kleptomaniac 's family struggled to understand the condition , often feeling frustrated and helpless in trying to prevent the thefts .

خانواده دزدی بیمارگونه برای درک این وضعیت تلاش کردند، اغلب احساس ناامیدی و درماندگی در تلاش برای جلوگیری از سرقت‌ها می‌کردند.

knick-knack [اسم]
اجرا کردن

خرت‌وپرت

Ex: The shelves in her living room were filled with knickknacks collected from her travels around the world, each one holding sentimental value.

قفسه‌های اتاق نشیمن او پر از اشیای تزئینی کوچک بود که از سفرهایش به دور دنیا جمع‌آوری کرده بود، هر کدام دارای ارزش احساسی.

anemia [اسم]
اجرا کردن

کم‌خونی

Ex: She experienced shortness of breath due to anemia .

او به دلیل کم‌خونی دچار تنگی نفس شد.

aria [اسم]
اجرا کردن

آریا (موسیقی)

cornucopia [اسم]
اجرا کردن

وفور

Ex: The library provides a cornucopia of resources for students .
malaria [اسم]
اجرا کردن

مالاریا

Ex: Many efforts have been made to develop a vaccine to protect against malaria .

تلاش‌های زیادی برای توسعه واکسنی برای محافظت در برابر مالاریا انجام شده است.

megalomania [اسم]
اجرا کردن

اختلال خودبزرگ‌بینی

Ex: His megalomania made collaboration impossible he saw himself as infallible .

مگالومانیا او همکاری را غیرممکن کرد—او خود را خطاناپذیر می‌دید.

miasma [اسم]
اجرا کردن

هوای نامطبوع

Ex: After days of heavy rain , the stagnant water in the gutter formed a miasma of foul-smelling vapors , causing pedestrians to hurry past with handkerchiefs over their noses .

پس از روزها باران شدید، آب راکد در ناودان یک میاسما از بخارات بدبو تشکیل داد، که باعث شد عابران با دستمال روی بینی‌هایشان سریعاً عبور کنند.

nostalgia [اسم]
اجرا کردن

نوستالژی

Ex: The song played on the radio , and it evoked a sense of nostalgia for summer road trips with friends .

آهنگ پخش شده در رادیو، حس نوستالژی سفرهای جاده‌ای تابستانی با دوستان را برانگیخت.

اجرا کردن

استفاده از نام‌آوا

Ex: Children 's literature frequently uses onomatopoeia to engage young readers .

ادبیات کودکان اغلب از آواگری برای جذب خوانندگان جوان استفاده می‌کند.

pariah [اسم]
اجرا کردن

آدم طردشده

Ex: The former leader became a pariah after being ousted from power due to widespread criticism .

رهبر سابق پس از برکناری از قدرت به دلیل انتقادات گسترده به یک پاریا تبدیل شد.