مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 48

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
quay [اسم]
اجرا کردن

اسکله

Ex: The city skyline was reflected in the calm waters of the harbor as ships lined up along the quay , awaiting their turn to unload .

افق شهر در آب‌های آرام بندر منعکس شده بود در حالی که کشتی‌ها در امتداد اسکله صف کشیده بودند و منتظر نوبت خود برای تخلیه بودند.

curio [اسم]
اجرا کردن

عتیقه

Ex: The eccentric collector had amassed a vast assortment of curios over the years , from Victorian-era taxidermy to vintage medical instruments .

کلکسیونر عجیب و غریب در طول سال‌ها مجموعه‌ای وسیع از اشیای عجیب جمع کرده بود، از تاکسیدرمی دوران ویکتوریا تا ابزار پزشکی قدیمی.

caste [اسم]
اجرا کردن

نظام اجتماعی برپایه‌ی تمایزات طبقاتی

Ex:

تبعیض مبتنی بر کاست می‌تواند فرصت‌ها را برای افراد محدود کند و طبقه‌بندی اجتماعی و طرد را تداوم بخشد.

diva [اسم]
اجرا کردن

خواننده مشهور (زن)

Ex: The diva received a standing ovation for her breathtaking rendition of the aria .

دیوا برای اجرای نفس‌گیر آریا تشویق ایستاده دریافت کرد.

spendthrift [اسم]
اجرا کردن

فرد ولخرج

Ex: The wealthy spendthrift wasted money on lavish parties and unnecessary luxuries .

مسرف ثروتمند پول را بر روی مهمانی‌های مجلل و تجملات غیرضروری هدر داد.

aegis [اسم]
اجرا کردن

حفاظت

Ex: The company expanded its operations with the financial aegis of a prominent venture capital firm , which invested heavily in its growth .

شرکت عملیات خود را تحت حفاظت مالی یک شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر برجسته گسترش داد، که به‌شدت در رشد آن سرمایه‌گذاری کرد.

dross [اسم]
اجرا کردن

زباله

Ex:

بحث با آشغال خراب شد، با استدلال‌های بی‌ربط و مشاجرات کوچک که بر گفتگو مسلط شد.

laundress [اسم]
اجرا کردن

زن رخت‌شو

Ex: Clara worked as a laundress for several households in the neighborhood , earning a living by taking care of their laundry .

کلارا به عنوان رختشوی برای چندین خانواده در محله کار می‌کرد، با مراقبت از لباس‌هایشان امرار معاش می‌کرد.

chassis [اسم]
اجرا کردن

شاسی (بدن انسان)

Ex: You need to take care of your chassis if you want to stay healthy .

شما باید از شاسی خود مراقبت کنید اگر می‌خواهید سالم بمانید.

trough [اسم]
اجرا کردن

میان‌موج

Ex: The fault line created a trough in the landscape , marking the boundary between two tectonic plates .

خط گسل یک فرورفتگی در چشم‌انداز ایجاد کرد که مرز بین دو صفحه تکتونیکی را نشان می‌دهد.

boon [اسم]
اجرا کردن

موهبت

Ex: Access to quality education is a boon for children in developing countries , offering them opportunities for a brighter future .

دسترسی به آموزش با کیفیت موهبتی برای کودکان در کشورهای در حال توسعه است که به آنها فرصت‌هایی برای آینده‌ای روشن‌تر می‌دهد.

mead [اسم]
اجرا کردن

شهدآب

Ex: The ancient recipe for mead had been passed down through generations of the family .

دستورالعمل قدیمی میو از طریق نسل‌های خانواده منتقل شده بود.

piccolo [اسم]
اجرا کردن

فلوت پیکولو

Ex: During the solo , the musician skillfully navigated the challenging high notes on the piccolo .

در طول سولو، نوازنده با مهارت نت‌های بالا و چالش‌برانگیز را روی پیکولو نواخت.

preamble [اسم]
اجرا کردن

مقدمه

Ex: Before diving into the main chapters , the preamble set the stage for the book ’s narrative .

قبل از شیرجه زدن به فصل‌های اصلی، مقدمه صحنه را برای روایت کتاب آماده کرد.

axiom [اسم]
اجرا کردن

قاعده (منطق)

Ex: A key axiom in set theory is the axiom of choice , which asserts the existence of a set containing exactly one element from each non-empty subset of a given set .

یک اصل کلیدی در نظریه مجموعه‌ها، اصل انتخاب است که وجود مجموعه‌ای شامل دقیقاً یک عنصر از هر زیرمجموعه غیرخالی یک مجموعه داده‌شده را تأیید می‌کند.

tarantula [اسم]
اجرا کردن

تارانتولا

Ex: In warm regions , tarantulas can often be found hiding under rocks or in burrows during the day .

در مناطق گرم، تارانتولاها اغلب در طول روز زیر سنگ‌ها یا در سوراخ‌ها پنهان شده یافت می‌شوند.

grouse [اسم]
اجرا کردن

سیاه‌خروس

Ex: The birdwatcher was thrilled to capture a photo of a grouse resting on a rock .

پرنده‌نگر از گرفتن عکس یک قرقاول که روی سنگ استراحت می‌کرد، هیجان‌زده بود.

principle [اسم]
اجرا کردن

اصل

Ex: He questioned whether the principle still applied .

او در مورد اینکه آیا اصل هنوز اعمال می‌شود یا خیر، تردید کرد.

nadir [اسم]
اجرا کردن

قعر

Ex: His health reached its nadir after months of neglect and stress .

سلامتی او پس از ماه‌ها غفلت و استرس به پایین‌ترین نقطه خود رسید.

ruth [اسم]
اجرا کردن

شفقت

Ex: His act of selflessness and ruth towards the injured animal touched the hearts of many .

عمل بی‌نظیر او از خودگذشتگی و مهربانی نسبت به حیوان زخمی دل بسیاری را لمس کرد.