a theory or statement that acts as the foundation of an argument

پیشفرض, مقدمه
پرونده حقوقی بر این پیشفرض استوار بود که متهم عمداً قرارداد را نقض کرده است.
the text of a musical play, an opera, or other extended vocal works

اپرانامه, اشعار اپرا
لیبرتو اپرای جدید به خاطر زیبایی شعرگونهاش و تواناییاش در انتقال احساسات پیچیده از طریق زبانی ساده اما قدرتمند مورد تحسین قرار گرفت.
a guiding principle, intended to provide moral guidance or a basis for behavior

قاعده اخلاقی, اصل، قاعده، دستور
اصل حقوقی "بیگناه تا زمانی که مجرم ثابت نشود" یک اصل اساسی در بسیاری از سیستمهای قضایی را منعکس میکند که بر فرض بیگناهی تأکید دارد.
a point where two or more lines, edges, or rays meet to form an angle, or the point at which the sides of a polygon intersect

رأس, فرق
در یک مکعب، هر یک از هشت گوشه یک رأس است که از برخورد سه لبه تشکیل شده است.
a dramatic scene or picture, often presented on stage or in a performance

نمای چشمگیر, صحنه جالب، تصویر گیرا
همانطور که پردهها بالا میرفت، تماشاگران با یک تابلوی نفسگیر از جنگل افسونشده روبرو شدند.
small seeds of a large crop that grows in warm regions, used to feed birds or make flour

ارزن
شما میتوانید مهمانان خود را با یک غذای ظریف از فلفل دلمهای پر شده با ارزن تحت تأثیر قرار دهید.
a person regarded as stupid or foolish

ابله, احمق، کلهخر
او احساس کرد که یک احمق است چون خطوطش را در ارائه فراموش کرد.
(biology) a gap, opening, or passage in anatomical structures, often between different parts or organs

مجرا (آناتومی)
در پرندگان، استخوان هلالی دارای شکاف برای عبور تاندونهای خمکننده است.
the entirety or full spectrum of something

حدود, وسعت، حیطه
نمایشگاه هنر طیف کاملی از سبکهای هنری را به نمایش میگذارد، از نقاشیهای انتزاعی تا مجسمههای واقعگرایانه، که مورد پسند سلیقههای مختلف هنری است.
a person appointed to govern a state, province, or colony as the representative of a monarch in the monarch's absence, minority, or incapacity

نایب حکمران
اقتدار نایب السلطنه توسط اشراف و شهروندان محترم شمرده میشد، که حکومتی روان در غیاب پادشاه را تضمین میکرد.
a person who is useful for nothing and spends resources wastefully

ولخرج, متلف
او از برخورد با اسرافکار که هرگز به تلاشهای گروه کمک نمیکرد خسته شده بود.
an individual or entity of immense size, influence, or importance, often symbolizing dominance or grandeur

غولپیکر, گنده
با دسترسی گسترده جهانی و تسلط بر بازار، شرکت چندملیتی یک غول در قلمرو تجارت بود.
an animal or plant with parents that belong to different breeds or varieties

دورگه
مالک تاکستان یک دورگه جدید انگور را به مجموعه خود معرفی کرد که یک پروفایل طعم منحصر به فرد ایده آل برای شراب سازی تولید کرد.
a person's appearance or manner, especially as an indication of their character or mood

منش, طرز رفتار
ظاهر مطمئن هنرمند به نبوغ خلاقانه پشت شاهکار به نمایش گذاشته شده اشاره داشت.
a soft, muddy area of land that is difficult to traverse or escape

مرداب, باتلاق
کاشفان با یک باتلاق خطرناک مواجه شدند در حالی که به عمق طبیعت وحشی پیش میرفتند.
the resources or activities upon which an individual or household depends for their sustenance and survival

وسیله معاش, معیشت، معاش
فریلنسینگ به یک گزینه معیشتی محبوب تبدیل شده است که به افراد اجازه میدهد از راه دور کار کنند و در حین کسب درآمد، به علایق خود بپردازند.
a module designed to be inserted into devices to dispense substances or perform specific functions

استوانه, کارتریج
یک کارتریج فیلتر جدید در سیستم تصفیه آب نصب شد تا کیفیت آب بهبود یابد.
