مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 25

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
scoundrel [اسم]
اجرا کردن

آدم پست‌فطرت

Ex: Despite his charming demeanor , he was revealed to be a scoundrel who had betrayed his friends ' trust .
buffet [اسم]
اجرا کردن

بوفه

Ex: The buffet included a salad bar , hot entrees , and a dessert station .

بوفه شامل یک سالاد بار، غذاهای گرم و یک ایستگاه دسر بود.

quietus [اسم]
اجرا کردن

رهایی

Ex: The payment of the outstanding debts brought a quietus to the financial troubles that had plagued him for years .

پرداخت بدهی‌های معوقه یک quietus به مشکلات مالی که سال‌ها او را آزار می‌داد، آورد.

vaudeville [اسم]
اجرا کردن

نمایش چندگانه

Ex: Vaudeville provided a platform for performers of all backgrounds , including African American , Jewish , and immigrant entertainers who faced discrimination in other venues .

وودویل بستری را برای هنرمندان از همه پیشینه‌ها، از جمله هنرمندان آفریقایی-آمریکایی، یهودی و مهاجر که در مکان‌های دیگر با تبعیض مواجه می‌شدند، فراهم کرد.

linchpin [اسم]
اجرا کردن

محور

Ex: The CEO 's leadership was the linchpin of the organization , guiding it through times of change and growth .

رهبری مدیرعامل محور سازمان بود، که آن را در دوران تغییر و رشد هدایت می‌کرد.

rout [اسم]
اجرا کردن

جمعیت

Ex: At the stadium , a rout of disappointed fans stormed the field after their team 's loss , causing mayhem .

در استادیوم، یک جمعیت از هواداران ناامید پس از باخت تیمشان به زمین هجوم آوردند و باعث هرج و مرج شدند.

tenet [اسم]
اجرا کردن

زیربنای فکری

Ex: The environmental movement often adheres to the tenet of sustainability , advocating for practices that preserve ecological balance .

جنبش محیط زیست اغلب به اصل پایداری پایبند است و از روش‌هایی حمایت می‌کند که تعادل زیست‌محیطی را حفظ می‌کنند.

pontiff [اسم]
اجرا کردن

پاپ اعظم

Ex:

در نقش خود به عنوان پاپ، او راهنمایی و رهبری معنوی را به میلیون‌ها کاتولیک در سراسر جهان ارائه داد.

paroxysm [اسم]
اجرا کردن

حمله ناگهانی

Ex: With a paroxysm of rage , he threw the papers across the room , unable to contain his frustration any longer .

با یک حملۀ خشم، او کاغذها را به سراسر اتاق پرتاب کرد، دیگر قادر به کنترل ناامیدی خود نبود.

deterrent [اسم]
اجرا کردن

عامل بازدارنده

Ex: Public awareness campaigns can act as deterrents to risky behaviors .

کمپین‌های آگاهی‌بخشی عمومی می‌توانند به عنوان بازدارنده رفتارهای پرخطر عمل کنند.

ruse [اسم]
اجرا کردن

نیرنگ

Ex: The army deployed a strategic ruse to lure the enemy into a trap .

ارتش یک حیله استراتژیک را به کار برد تا دشمن را به دام بکشاند.

tyro [اسم]
اجرا کردن

کارآموز

Ex: Despite being a tyro in coding , she quickly grasped the basics and began working on her first software project .

علیرغم اینکه در کدنویسی یک تازهکار بود، او به سرعت اصول را فهمید و روی اولین پروژه نرم‌افزاری خود شروع به کار کرد.

digraph [اسم]
اجرا کردن

دونویسه (زبان‌شناسی)

Ex: " Wh " is a digraph commonly used in English to represent the /w/ sound , as in " whale " or " whisk . "

"Wh" یک دایگراف است که معمولاً در انگلیسی برای نشان دادن صدای /w/ استفاده می‌شود، مانند "whale" یا "whisk".

gauntlet [اسم]
اجرا کردن

دستکش زرهی

Ex: With his gauntlet firmly in place , the warrior advanced into the fray , ready to defend his kingdom against any threat .

با دستکش زرهی محکم بر دست، جنگجو به سوی نبرد پیش رفت، آماده دفاع از پادشاهی خود در برابر هر تهدیدی.

exponent [اسم]
اجرا کردن

حامی

Ex: As an exponent of mindfulness , he offers workshops to help others manage stress .

به عنوان حامی ذهن آگاهی، او کارگاه‌هایی را برای کمک به دیگران در مدیریت استرس ارائه می‌دهد.

lieu [اسم]
اجرا کردن

مکان

Ex:

به جای یک ارائه رسمی، سخنران مخاطبان را در یک بحث تعاملی درگیر کرد.

gaffe [اسم]
اجرا کردن

گاف

Ex: The actor ’s public gaffe during the interview was quickly picked up by the media .

اشتباه عمومی بازیگر در طول مصاحبه به سرعت توسط رسانه ها گرفته شد.