مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 13

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
missal [اسم]
اجرا کردن

کتاب دعای مراسم عشای ربانی

Ex: The deacon carefully placed the missal on the altar before the start of the Eucharistic celebration .

شماس با دقت کتاب دعا را روی محراب قبل از شروع جشن یوکاریستیک قرار داد.

weal [اسم]
اجرا کردن

برآمدگی (پوست)

Ex: The nurse administered antihistamines to reduce the severity of the weal and relieve the patient 's symptoms .

پرستار آنتی‌هیستامین‌ها را برای کاهش شدت ورم و تسکین علائم بیمار تجویز کرد.

cereal [اسم]
اجرا کردن

غلات صبحانه

Ex: Many children love eating colorful , sweetened cereal , but their parents often look for healthier alternatives .

بسیاری از کودکان عاشق خوردن غلات رنگی و شیرین هستند، اما والدین آنها اغلب به دنبال جایگزین‌های سالم‌تر هستند.

vassal [اسم]
اجرا کردن

غلام

Ex: A vassal 's status was determined by their relationship with their lord , with some holding significant power and influence .

وضعیت یک وفادار توسط رابطه‌اش با اربابش تعیین می‌شد، برخی دارای قدرت و نفوذ قابل توجهی بودند.

arsenal [اسم]
اجرا کردن

زرادخانه

Ex: The city 's old arsenal has been turned into a military museum .

زرادخانه قدیمی شهر به یک موزه نظامی تبدیل شده است.

shoal [اسم]
اجرا کردن

دسته (ماهی‌ها)

Ex: The underwater camera captured breathtaking footage of colorful coral reefs teeming with vibrant shoals of tropical fish .

دوربین زیرآبی تصاویر نفس‌گیری از صخره‌های مرجانی رنگارنگ که مملو از دسته‌های پرجنب‌وجوش ماهی‌های گرمسیری بود، ثبت کرد.

rationale [اسم]
اجرا کردن

مبنای تصمیم‌گیری

Ex: In their legal brief , the lawyers provided a detailed rationale for why their client should be granted bail pending trial .

در یادداشت حقوقی خود، وکلا دلیلی دقیق ارائه دادند که چرا موکلشان باید تا زمان محاکمه با قید وثیقه آزاد شود.

reprisal [اسم]
اجرا کردن

تلافی (در جنگ)

Ex: The insult was met with a quick reprisal , escalating the argument into a full-blown fight .

توهین با یک تلافی سریع مواجه شد و بحث را به یک نزاع تمام عیار تبدیل کرد.

morale [اسم]
اجرا کردن

دل‌گرمی

Ex: Mark 's morale plummeted after being passed over for promotion , causing him to question his abilities and future prospects within the company .

روحیه مارک پس از نادیده گرفته شدن برای ارتقاء سقوط کرد، باعث شد که او توانایی‌ها و چشم‌اندازهای آینده خود را در شرکت زیر سوال ببرد.

thrall [اسم]
اجرا کردن

بندگی

Ex: Despite the abolition of slavery , many individuals remained in economic thrall to their former masters , trapped in cycles of debt and exploitation .

علیرغم لغو برده‌داری، بسیاری از افراد در بندگی اقتصادی اربابان سابق خود باقی ماندند، در چرخه‌های بدهی و بهره‌کشی گرفتار شدند.

ordeal [اسم]
اجرا کردن

گرفتاری

Ex: Battling through the ordeal , she refused to give up despite the challenges .

در حال مبارزه با مصیبت، او علی‌رغم چالش‌ها از تسلیم شدن امتناع کرد.

gourmand [اسم]
اجرا کردن

شکم‌پرست

Ex: The gourmet restaurant attracted gourmands from far and wide , eager to experience its exquisite cuisine .

رستوران گورمه، خوراک‌شناسان را از دور و نزدیک جذب کرد، مشتاق برای تجربه آشپزی فوق‌العاده آن.

henchman [اسم]
اجرا کردن

مرید

Ex: Despite the risks , the henchman remained fiercely loyal to his boss , willing to commit acts of violence to maintain their criminal empire .

علیرغم خطرات، نوکر به شدت به رئیس خود وفادار ماند، حاضر به انجام اعمال خشونت‌آمیز برای حفظ امپراتوری جنایی آنها.

alderman [اسم]
اجرا کردن

عضو شورای شهر

Ex: The city council appointed a new alderman to fill the vacancy left by the retiring representative , ensuring continuity in governance for the district .

شورای شهر یک عضو شورای شهر جدید را برای پر کردن جای خالی نماینده بازنشسته منصوب کرد و تداوم در حکومت منطقه را تضمین کرد.

talisman [اسم]
اجرا کردن

طلسم

Ex: In folklore , the horseshoe is often regarded as a talisman , hung above doorways to bring good luck and keep away negative energy .

در فولکلور، نعل اسب اغلب به عنوان یک طلسم در نظر گرفته می‌شود، که بالای درها آویزان می‌شود تا خوش شانسی بیاورد و انرژی منفی را دور کند.

alder [اسم]
اجرا کردن

چوب درخت توسکا

Ex: The guitar maker preferred alder for crafting instrument bodies , appreciating its resonance and ability to enhance sound quality .

سازنده گیتار چوب آلدر را برای ساخت بدنه سازها ترجیح می‌داد، که به دلیل طنین و توانایی آن در بهبود کیفیت صدا مورد تقدیر قرار می‌گرفت.

ampere [اسم]
اجرا کردن

آمپر

Ex: The electronic device required a power supply with a current rating of 2 amperes for optimal performance .

دستگاه الکترونیکی به منبع تغذیه‌ای با جریان نامی 2 آمپر برای عملکرد بهینه نیاز داشت.

bier [اسم]
اجرا کردن

پایه زیر تابوت

Ex:

اعضای خانواده گل‌ها و یادگاری‌ها را روی دوشیعه گذاشتند، که نماد عشق و احترام آنها به متوفی بود.

cadaver [اسم]
اجرا کردن

جسد

Ex: The morgue stored several unidentified cadavers awaiting identification and proper handling for burial or cremation .

سردخانه چندین جسد ناشناس را ذخیره کرده بود که منتظر شناسایی و رسیدگی مناسب برای دفن یا سوزاندن بودند.