characterized by lush, green vegetation or landscapes, typically indicating abundance and freshness

سبز و خرم, پوشیده از گیاه، سبزپوش
پس از بارانهای بهاری، صحرایی که زمانی بیحاصل بود به واحهای سبز تبدیل شد، مملو از زندگی و رنگ.
in a crooked or tilted position

اریبوار, منحنی
پس از زلزله، برج کمی کج شد، منارهای که زمانی صاف بود اکنون کج شده است.
(of speech or writing) using a serious and elevated style that makes it tedious and complicated

پرطمطراق, قلمبهسلمبه
نثر متورم او در مقاله موضوعی که در غیر این صورت جالب بود را کسلکننده و غیرقابل دسترس کرد.
cheerful, lively, and full of high spirits, radiating an infectious sense of joy and merriment

بشاش, خوش
علیرغم هوای بارانی، خلق خوشحال او روحیه همه را در پیک نیک فضای باز روشن کرد.
extremely angry, furious, or emotionally agitated

خشمگین
مربی بعد از باخت تیم به دلیل اشتباهات بیدقتی خشمگین بود.
damp, musty, and often cold or unpleasantly humid

مرطوب و سرد
پس از باران، کف جنگل مرطوب و مرطوب و سرد شد و فضایی عجیب ایجاد کرد.
fully absorbed or captivated by something

شیفته, شیدا، مفتون، مسحور
کودکان اجرای شعبدهباز را با شیفتگی مسحورکننده تماشا کردند، به هر کلمهای که میگفت گوش میدادند.
played or sung loudly or with strong emphasis

بلند (موسیقی)
بخش فورته در آریای خواننده، محدوده صوتی و قدرت تحسینبرانگیز او را به نمایش گذاشت.
feeling or showing great interest and anticipation for something or someone

مشتاق
هواداران هیجانزده بودند وقتی تریلر فیلمی که مدتها منتظرش بودند بالاخره آنلاین پخش شد.
relating to a disgraceful and corrupted action

فرومایه, پست، کثیف
طرح فیلم فعالیتهای پست یک باند جنایی را آشکار کرد.
overly bold, impudent, or lacking in sensitivity

گستاخ, بیشرم
فروشنده بیادب سعی کرد معامله را با تاکتیکهای تهاجمی به پایان برساند، که باعث دور شدن مشتریان بالقوه شد.
relating to marriage or the wedding ceremony

عروسی, زفافی، نکاحی
پس از مراسم عروسی, تازه عروس و داماد با شادی در جشن خود رقصیدند.
existing beyond what is readily apparent or visible, often intentionally hidden or concealed

نهان, پنهانی
تعریفهای او در ابتدا صادقانه به نظر میرسید، اما بعداً متوجه شد که او نیات پنهانی دارد و سعی در دستکاری او دارد.
tired, overused, or lacking in freshness or originality

پیشپاافتاده, عاری از لطف یا تازگی
پس از سالها غفلت، محلهای که روزی پررونق بود فرسوده شده بود، با مغازههای تختهکوب شده و زیرساختهای در حال فروپاشی.
relevant, suitable, or appropriate in a given context or situation

بهجا, بهموقع
زمان پیشنهاد او کاملاً مناسب بحث جاری بود.
characterized by a rough and deep tone, often sounding harsh

گوشخراش, ناهنجار
علیرغم لحن خشن او، در شیوه صحبت کردنش با کودک ترسیده نشانی از مهربانی بود.
affected by a viral disease that causes extreme aggression, foaming at the mouth, and other symptoms, typically seen in animals like dogs

دچار بیماری هاری
یک راکون هاریگرفته در پارک مشاهده شد که باعث شد مقامات محلی هشدار دهند.
reserved, modest, and shy in manner or appearance, also exhibiting a subtle charm or playfulness

محجوب, باحیا، خوددار
لبخند محجوب بازیگر تماشاگران را مجذوب خود کرد، و به رفتار در غیر این صورت متواضع او اشارهای از جذابیت اضافه کرد.
