مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 3

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
misty [صفت]
اجرا کردن

مه آلود

Ex: Despite her efforts to remain composed , her misty eyes revealed the depth of her emotions as she bid farewell to her childhood home .

علیرغم تلاش‌هایش برای آرام ماندن، چشمان مه‌آلود او عمق احساساتش را هنگامی که با خانه دوران کودکی خود خداحافظی می‌کرد، آشکار کرد.

stingy [صفت]
اجرا کردن

خسیس

Ex: The stingy landlord never fixed the broken appliances , despite numerous requests .

صاحبخانه خسیس با وجود درخواست‌های مکرر، هرگز وسایل خراب را تعمیر نکرد.

wispy [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex:

همانطور که نسیم از پنجره باز می‌وزید، پرده‌های نازک به آرامی موج می‌زدند و سایه‌های رقصانی بر دیوارها می‌انداختند.

bawdy [صفت]
اجرا کردن

رکیک

Ex: The tavern was known for its bawdy atmosphere , with rowdy patrons indulging in raucous behavior and off-color jokes .

مهمانخانه به خاطر جو زبون خود معروف بود، با مشتریان پرسر و صدا که به رفتارهای پرسر و صدا و شوخی‌های ناجور مشغول بودند.

comely [صفت]
اجرا کردن

بسیار زیبا

Ex:

بازیگر به خاطر ویژگی‌های دلپذیر و حضور ظریفش روی صفحه‌نمایش معروف بود.

testy [صفت]
اجرا کردن

کج‌خلق

Ex: Despite his best efforts to remain calm , his testy demeanor betrayed his frustration with the situation .

علیرغم بهترین تلاش‌هایش برای آرام ماندن، رفتار تحریک‌پذیر او ناامیدی‌اش را از وضعیت فاش کرد.

weighty [صفت]
اجرا کردن

سنگین

Ex: His backpack felt weighty after packing all his camping gear .

کوله‌پشتی او پس از بسته‌بندی تمام وسایل کمپینگش سنگین احساس شد.

crestfallen [صفت]
اجرا کردن

غمگین و ناامید

Ex: He felt crestfallen after learning that he had n't been selected for the lead role in the play .
oaken [صفت]
اجرا کردن

بلوطی

Ex: He settled into the oaken chair by the fireplace , enjoying its comfortable embrace as he relaxed with a book .

او روی صندلی بلوطی کنار شومینه نشست، از آغوش راحت آن لذت می‌برد در حالی که با کتابی استراحت می‌کرد.

sodden [صفت]
اجرا کردن

مرطوب

Ex: She wrung out the sodden towel , watching as water dripped onto the bathroom floor .

او حوله خیس را فشرد، در حالی که تماشا می‌کرد آب روی کف حمام می‌چکید.

arable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌زرع

Ex: They invested in arable land to expand their crop production .

آن‌ها در زمین‌های قابل کشت سرمایه‌گذاری کردند تا تولید محصولات خود را گسترش دهند.

corrigible [صفت]
اجرا کردن

درست‌شدنی

Ex: The company implemented a training program to address the corrigible errors made by employees , aiming to improve overall performance .

شرکت یک برنامه آموزشی را برای رسیدگی به اشتباهات قابل اصلاح انجام شده توسط کارکنان اجرا کرد، با هدف بهبود عملکرد کلی.

edible [صفت]
اجرا کردن

قابل‌خوردن

Ex: Make sure the meat is cooked enough to be edible .
nimble [صفت]
اجرا کردن

فرز چابک

Ex: The nimble athlete easily evaded tackles on the field .

ورزشکار چالاک به راحتی از تکل‌ها در زمین فرار کرد.

tenable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌دفاع

Ex: The company 's decision to expand into new markets was deemed tenable by industry analysts , given the potential for growth and profitability .

تصمیم شرکت برای گسترش به بازارهای جدید توسط تحلیلگران صنعت قابل دفاع تلقی شد، با توجه به پتانسیل رشد و سودآوری.

viable [صفت]
اجرا کردن

شدنی

Ex: The doctor explained that the surgery was viable , but only if the patient followed a strict recovery regimen .

دکتر توضیح داد که عمل جراحی عملی بود، اما تنها در صورتی که بیمار یک رژیم بهبودی سختگیرانه را دنبال کند.

feral [صفت]
اجرا کردن

وحشی

Ex: The island was overrun with feral goats , descendants of abandoned livestock

جزیره با بزهای وحشی، نوادگان دام‌های رها شده، پر شده بود.

filial [صفت]
اجرا کردن

فرزندی

Ex: The company 's founders instilled a sense of filial loyalty among employees , fostering a supportive and familial work culture .

بنیانگذاران شرکت حس وفاداری فرزندی را در بین کارکنان نهادینه کردند، که فرهنگ کاری حمایتی و خانوادگی را تقویت می‌کند.

frugal [صفت]
اجرا کردن

محافظه‌کار

Ex: The frugal traveler opts for budget accommodations and cooks their meals to save on expenses .

مسافر مقتصد برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، اقامتگاه‌های ارزان را انتخاب می‌کند و غذای خود را می‌پزد.