مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 16

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
fishmonger [اسم]
اجرا کردن

ماهی‌فروش

Ex: The fishmonger skillfully filleted the fish to the customer 's specifications , offering advice on cooking methods and recipe ideas .

ماهی‌فروش ماهرانه ماهی را مطابق با مشخصات مشتری فیله کرد و در مورد روش‌های پخت و ایده‌های دستور غذا توصیه ارائه داد.

pincer [اسم]
اجرا کردن

گیره

Ex: With a steady hand , the jeweler manipulated the pincer to set the gemstone securely in place .

با دستی ثابت، جواهرساز از انبرک برای قرار دادن ایمن سنگ قیمتی در جای خود استفاده کرد.

seer [اسم]
اجرا کردن

غیب‌گو

Ex: The village folk whispered tales of the old seer who dwelled deep in the forest , her wisdom sought by all who dared to seek her out .

اهالی روستا داستان‌های غیبگو پیرزن را که در اعماق جنگل زندگی می‌کرد زمزمه می‌کردند، خرد او توسط همه کسانی که جرات جستجوی او را داشتند جستجو می‌شد.

limerick [اسم]
اجرا کردن

شعر پنج‌سطری فکاهی

Ex: Her limerick about a cat and a hat won first place in the competition .

لیمریک او درباره یک گربه و یک کلاه مقام اول مسابقه را کسب کرد.

derrick [اسم]
اجرا کردن

برج چاه‌کنی

Ex: A specialized derrick was brought in to remove the fallen tree blocking the road after the storm .

یک دِرِک تخصصی برای برداشتن درخت افتاده که پس از طوفان جاده را مسدود کرده بود آورده شد.

maverick [اسم]
اجرا کردن

آدم مستقل

Ex: She admired the maverick who started a successful business from scratch .

او به سرکشی که یک کسب‌وکار موفق را از صفر شروع کرده بود، احترام می‌گذاشت.

mechanics [اسم]
اجرا کردن

مکانیک

Ex:

مطالعه مکانیک سیالات به بررسی رفتار مایعات و گازها در حرکت می‌پردازد، که برای درک پدیده‌هایی مانند جریان هوا و دینامیک سیالات ضروری است.

mosaic [اسم]
اجرا کردن

موزائیک (نوعی بیماری گیاهی)

Ex:

پاتولوژیست‌های گیاهی مکانیسم‌های بیماری‌های موزاییک را برای توسعه راهبردهای مدیریت و پیشگیری بیماری مطالعه می‌کنند.

bucolic [اسم]
اجرا کردن

آدم روستایی

Ex: The bucolic 's gentle demeanor and affinity for the outdoors made him a natural fit for the role of caretaker of the local community garden .

روستایی با رفتار ملایم و علاقه به فضای باز، انتخاب طبیعی برای نقش نگهبان باغ محلی جامعه بود.

avarice [اسم]
اجرا کردن

طمع

Ex: The businessman ’s avarice was clear in his endless pursuit of wealth .

حرص تاجر در تعقیب بی‌پایانش برای ثروت آشکار بود.

dentifrice [اسم]
اجرا کردن

خمیردندان

Ex: Some dentifrice formulations contain ingredients like baking soda or activated charcoal for additional whitening effects .

برخی از فرمولاسیون‌های خمیردندان حاوی موادی مانند جوش شیرین یا زغال فعال برای اثرات سفیدکننده اضافی هستند.

prejudice [اسم]
اجرا کردن

تبعیض

Ex: She faced prejudice in the workplace due to her gender .

او به دلیل جنسیت خود با پیشداوری در محل کار مواجه شد.

crevice [اسم]
اجرا کردن

شکاف

Ex: The old house had several crevices in its foundation , allowing cold air to seep in during the winter months .

خانه قدیمی چندین ترک در پی خود داشت که اجازه می‌داد هوای سرد در ماه‌های زمستان نفوذ کند.