مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 43

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
stint [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: The actress had a successful stint on Broadway before transitioning to film .

بازیگر زن قبل از انتقال به سینما، دوره موفقی در برادوی داشت.

catharsis [اسم]
اجرا کردن

کاتارسیس

Ex: Talking to a therapist about his past traumas brought him a much-needed sense of catharsis and emotional relief .

صحبت با یک درمانگر درباره آسیب‌های گذشته‌اش به او احساس کاتارسیس و آرامش عاطفی بسیار مورد نیاز را داد.

canard [اسم]
اجرا کردن

خبر یا داستان دروغین

Ex: Social media platforms are often used to spread canards and misinformation , leading to confusion and distrust .

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی اغلب برای انتشار شایعات بی‌اساس و اطلاعات نادرست استفاده می‌شوند که منجر به سردرگمی و بی‌اعتمادی می‌شود.

stereotype [اسم]
اجرا کردن

کلیشه

Ex: He was tired of the stereotype that all athletes lack intelligence .

او از کلیشه این که همه ورزشکاران فاقد هوش هستند خسته شده بود.

inroad [اسم]
اجرا کردن

تجاوز

Ex: Technological advancements have made significant inroads into traditional manufacturing methods .

پیشرفت‌های فناوری نفوذ قابل توجهی در روش‌های تولید سنتی ایجاد کرده‌اند.

rigmarole [اسم]
اجرا کردن

فرآیند طولانی و پیچیده

Ex: The rigmarole of assembling the furniture according to the instruction manual took twice as long as anticipated .

پیچیدگی مونتاژ مبلمان بر اساس دفترچه راهنما دو برابر زمان پیش‌بینی شده طول کشید.

drachma [اسم]
اجرا کردن

دراخما (واحد پول یونان باستان)

Ex: Historical artifacts often include inscriptions denoting prices in drachma , providing insight into ancient economies .

اشیاء تاریخی اغلب شامل کتیبه‌هایی هستند که قیمت‌ها را با دراخما نشان می‌دهند، که بینشی از اقتصادهای باستانی ارائه می‌دهد.

epoch [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: Her time at university represented a defining epoch in her life , shaping her future career and personal growth .

زمان او در دانشگاه نمایانگر یک دوره تعیین‌کننده در زندگی او بود که آینده شغلی و رشد شخصی او را شکل داد.

drought [اسم]
اجرا کردن

خشکسالی

Ex: The government declared a state of emergency because of the drought .

دولت به دلیل خشکسالی وضعیت اضطراری اعلام کرد.

quintet [اسم]
اجرا کردن

کوئینتت (موسیقی)

Ex: She was excited to join the renowned brass quintet for their upcoming concert tour .

او برای پیوستن به کوینتت معروف برنجی برای تور کنسرت آینده‌شان هیجان‌زده بود.

elegy [اسم]
اجرا کردن

مرثیه

Ex: The elegy 's somber tone and lyrical beauty resonated deeply with listeners , offering solace in the face of sorrow .

تن غمگین و زیبایی غنایی مرثیه به عمق در شنوندگان طنین انداخت، تسلیتی در برابر اندوه ارائه داد.

milieu [اسم]
اجرا کردن

محیط

Ex: The historical novel vividly captures the milieu of 19th-century London , depicting the social norms and customs of the time .

رمان تاریخی به طور زنده محیط لندن قرن نوزدهم را به تصویر می‌کشد، هنجارها و آداب و رسوم اجتماعی آن زمان را نشان می‌دهد.

souvenir [اسم]
اجرا کردن

سوغاتی

Ex: She bought a keychain souvenir from the gift shop to remember her trip to Paris .

او یک سوغاتی کلید زنجیری از فروشگاه هدیه خرید تا سفرش به پاریس را به یاد بیاورد.

entrails [اسم]
اجرا کردن

امعاواحشا

Ex: In medieval times , fortune-tellers would divine the future by studying the entrails of sacrificial animals .

در قرون وسطی، غیبگویان با مطالعه احشاء حیوانات قربانی، آینده را پیشگویی می‌کردند.

fetus [اسم]
اجرا کردن

جنین

Ex: The fetus had started to move by the end of the first trimester .

جنین تا پایان سه ماهه اول شروع به حرکت کرده بود.

tilth [اسم]
اجرا کردن

زمین مزروعی

Ex: In ancient civilizations , knowledge of agricultural practices , including how to enhance tilth , was passed down from generation to generation .

در تمدن‌های باستانی، دانش شیوه‌های کشاورزی، از جمله چگونگی بهبود حاصلخیزی خاک، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد.

altar [اسم]
اجرا کردن

محراب

Ex: The priest blessed the bread and wine on the altar , preparing them for communion .

کشیش نان و شراب را روی مذبح برکت داد و آنها را برای عشای ربانی آماده کرد.

canon [اسم]
اجرا کردن

مجموعه آثار (مذهب)

Ex: Darwin 's " On the Origin of Species " is a seminal work in the scientific canon of evolutionary biology .

"منشاء گونه‌ها" داروین یک اثر بنیادین در کانون علمی زیست‌شناسی تکاملی است.

conceit [اسم]
اجرا کردن

خودپسندی

Ex: Despite his conceit , he was unable to win the respect of his peers due to his lack of humility .

علیرغم خودبینی او، به دلیل عدم تواضع نتوانست احترام همسالان خود را به دست آورد.

diphthong [اسم]
اجرا کردن

واکه مرکب

Ex: Understanding diphthongs helps in mastering pronunciation in foreign languages .

درک دوواکه به تسلط بر تلفظ در زبان‌های خارجی کمک می‌کند.