مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 18

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
globose [صفت]
اجرا کردن

کروی‌شکل

Ex: The scientist observed the globose clusters of cells under the microscope .

دانشمند خوشه‌های کروی سلول‌ها را زیر میکروسکوپ مشاهده کرد.

jocose [صفت]
اجرا کردن

شوخ

Ex:

نگرش شوخ طبعانه او به زندگی، او را نزد هر کسی که ملاقات می‌کرد عزیز می‌کرد و او را به چهره‌ای محبوب در جامعه تبدیل کرد.

lachrymose [صفت]
اجرا کردن

غصه‌دار

Ex:

ملودی اشکبار آهنگ خاطرات عشق از دست رفته را بیدار کرد.

morose [صفت]
اجرا کردن

ترش‌رو

Ex: The patient 's morose mood was noted by the healthcare professionals , prompting concern for their emotional well-being .

حالت روحی غمگین بیمار توسط متخصصان مراقبت‌های بهداشتی مورد توجه قرار گرفت و نگرانی برای رفاه عاطفی او ایجاد کرد.

ramose [صفت]
اجرا کردن

پرشاخه

Ex:

الگوی شاخه‌دار رگ‌های خونی در بدن انسان، گردش کارآمد اکسیژن و مواد مغذی را تضمین می‌کند.

canny [صفت]
اجرا کردن

عاقل

Ex: The politician 's canny maneuvering ensured she stayed one step ahead of her opponents .

مانورهای هوشمندانه سیاستمدار تضمین کرد که او همیشه یک گام از رقبایش جلوتر باشد.

paltry [صفت]
اجرا کردن

کم‌اهمیت

Ex:

علیرغم وعده‌های بزرگش، او تنها پیشرفت ناچیزی در جهت دستیابی به اهدافش داشت.

pudgy [صفت]
اجرا کردن

تپل

Ex:

علیرغم ظاهر تپل او، به طور شگفت‌انگیزی در زمین فوتبال چابک بود.

wiry [صفت]
اجرا کردن

لاغر اما عضلانی

Ex: The wiry boxer relied on speed and agility rather than brute force to outmaneuver his opponents in the ring .

بوکسور لاغر و عضلانی به جای نیروی خام، به سرعت و چابکی تکیه کرد تا حریفان خود را در رینگ شکست دهد.

coy [صفت]
اجرا کردن

خجالتی

Ex:

خجالتی بازیگوشی بین آنها هوایی از رمز و راز به رابطه نوپایشان اضافه کرد.

brittle [صفت]
اجرا کردن

سرد و بی‌محبت

Ex: The relationship became brittle after years of neglect and lack of communication .

رابطه پس از سال‌ها غفلت و کمبود ارتباط شکننده شد.

fickle [صفت]
اجرا کردن

بی‌‌ثبات

Ex: Fishermen struggled to anticipate the river 's fickle behavior , which made it challenging to predict where the fish would congregate .

ماهیگیران برای پیش‌بینی رفتار غیرقابل پیش‌بینی رودخانه تلاش کردند، که پیش‌بینی محل تجمع ماهی‌ها را دشوار می‌کرد.

hale [صفت]
اجرا کردن

سالم

Ex: The hale woman embraced an active lifestyle , engaging in daily walks and fitness activities .

زن سالم یک سبک زندگی فعال را پذیرفت، که شامل پیاده‌روی روزانه و فعالیت‌های تناسب اندام می‌شد.

supple [صفت]
اجرا کردن

منعطف

Ex: He admired the supple curve of the willow branches .

او از منحنی نرم شاخه‌های بید تحسین کرد.

telltale [صفت]
اجرا کردن

آشکارساز

Ex: The telltale stains on the carpet hinted at the presence of a spilled drink .

لکه‌های افشاگر روی فرش به وجود یک نوشیدنی ریخته شده اشاره داشت.

cliched [صفت]
اجرا کردن

تکراری

Ex:

علیرغم ملودی جذاب، متن آهنگ کلیشه‌ای و غیراصلی به نظر می‌رسید.

headstrong [صفت]
اجرا کردن

نافرمان

Ex:

مربی به سختی توانست چنین بازیکن سرسختی را مدیریت کند.