مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 10

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
heritage [اسم]
اجرا کردن

ارثیه

Ex: The museum exhibit focused on the rich heritage of the indigenous people , showcasing their art , music , and history .

نمایشگاه موزه بر میراث غنی مردم بومی متمرکز بود، که هنر، موسیقی و تاریخ آنها را به نمایش گذاشت.

collage [اسم]
اجرا کردن

هر مجموعه از چیزهای نامربوط

Ex: The city 's architecture was a collage of different styles , reflecting its diverse cultural history .

معماری شهر یک کلاژ از سبک‌های مختلف بود که تاریخ فرهنگی متنوع آن را منعکس می‌کرد.

acreage [اسم]
اجرا کردن

زمین

Ex: The conservationist organization acquired the acreage to preserve it as a wildlife sanctuary for future generations .

سازمان حفاظت از محیط زیست مساحت را برای حفظ آن به عنوان پناهگاه حیات وحش برای نسل‌های آینده خریداری کرد.

drainage [اسم]
اجرا کردن

زه‌کشی

Ex: The local government is focusing on improving the drainage in areas prone to flooding during the rainy season .

دولت محلی بر بهبود زهکشی در مناطقی که در فصل بارندگی مستعد سیل هستند تمرکز دارد.

espionage [اسم]
اجرا کردن

جاسوسی

Ex: The double agent played a crucial role in espionage , providing valuable information to both sides while remaining undetected .

عامل دوگانه نقش حیاتی در جاسوسی ایفا کرد، با ارائه اطلاعات ارزشمند به هر دو طرف در حالی که کشف نشده باقی ماند.

adage [اسم]
اجرا کردن

ضرب‌المثل

Ex: The adage " actions speak louder than words " underscores the importance of demonstrating one 's intentions through deeds rather than mere promises .

ضرب‌المثل "اعمال بلندتر از کلمات سخن می‌گویند" اهمیت نشان دادن نیات از طریق اعمال را به جای وعده‌های صرف، تأکید می‌کند.

mileage [اسم]
اجرا کردن

میزان مصرف بنزین برحسب مایل

Ex: The owner kept track of the vehicle 's mileage to schedule regular maintenance and oil changes .

مالک مسافت پیموده شده خودرو را برای برنامه‌ریزی تعمیر و نگهداری منظم و تعویض روغن پیگیری کرد.

cartilage [اسم]
اجرا کردن

غضروف

Ex: Osteoarthritis is a condition where cartilage in joints deteriorates over time .

استئوآرتریت وضعیتی است که در آن غضروف در مفاصل با گذشت زمان تخریب می‌شود.

mirage [اسم]
اجرا کردن

خیال واهی

Ex: The pursuit of eternal youth is often likened to chasing a mirage , as despite advancements in medicine and cosmetics , aging remains an inevitable reality .

تعقیب جوانی ابدی اغلب به دنبال کردن یک سراب تشبیه می‌شود، چرا که علی‌رغم پیشرفت‌ها در پزشکی و آرایشی، پیری همچنان واقعیتی اجتناب‌ناپذیر باقی می‌ماند.

sage [اسم]
اجرا کردن

حکیم

Ex: The sage offered wisdom , not answers .

حکیم حکمت ارائه داد، نه پاسخ‌ها.

brokerage [اسم]
اجرا کردن

پول دلالی

Ex: In the art world , a brokerage can act as a liaison between collectors and artists , arranging sales and acquisitions of valuable pieces .

در دنیای هنر، یک کارگزاری می‌تواند به عنوان رابط بین مجموعه‌داران و هنرمندان عمل کند، و فروش و خرید قطعات باارزش را ترتیب دهد.

vantage [اسم]
اجرا کردن

مزیت

Ex: From his vantage , the general could observe the enemy 's movements and plan counter-strategies accordingly .

از موقعیت برتر خود، ژنرال می‌توانست حرکات دشمن را زیر نظر بگیرد و بر این اساس استراتژی‌های مقابله‌ای را برنامه‌ریزی کند.

persiflage [اسم]
اجرا کردن

شوخی کنایه‌دار

Ex: The office banter often descended into persiflage , with colleagues exchanging witty quips and humorous observations .

شوخی‌های دفتر اغلب به شوخی‌های سبک و بازیگوشانه تبدیل می‌شد، که همکاران با تبادل نکته‌های بامزه و مشاهدات طنزآمیز شرکت می‌کردند.

demurrage [اسم]
اجرا کردن

حق باراندازی

Ex: The port authority implemented demurrage penalties to incentivize prompt loading and unloading of vessels .

مقام بندر جریمه‌های دمراژ را برای تشویق به بارگیری و تخلیه سریع کشتی‌ها اجرا کرد.

plumage [اسم]
اجرا کردن

بال‌وپر

Ex: The parrot 's colorful plumage attracted visitors to the aviary .

پرهای رنگارنگ طوطی بازدیدکنندگان را به پرنده‌خانه جذب کرد.

savage [اسم]
اجرا کردن

آدم خشن

Ex: The criminal was described as a savage , known for his brutal acts of violence and lack of remorse .

مجرم به عنوان یک وحشی توصیف شد، که به خاطر اعمال خشونت‌آمیز وحشیانه و عدم پشیمانی شناخته می‌شد.

shrinkage [اسم]
اجرا کردن

انقباض

Ex: Fabric shrinkage can be prevented by following care labels .

انقباض پارچه را می‌توان با دنبال کردن برچسب‌های مراقبت جلوگیری کرد.

montage [اسم]
اجرا کردن

کلاژ

Ex: The political campaign poster presented a powerful montage of images highlighting the candidate 's achievements and vision for the future .

پوستر کمپین سیاسی یک مونتاژ قدرتمند از تصاویر ارائه داد که دستاوردهای نامزد و چشم‌انداز او برای آینده را برجسته می‌کرد.