مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 40

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
boatswain [اسم]
اجرا کردن

سرملوان

Ex: He earned the respect of his crewmates through his skillful handling of the ship 's deck equipment as boatswain .

او با مهارت در مدیریت تجهیزات عرشه کشتی به عنوان ناوخدا، احترام همکارانش را به دست آورد.

contretemps [اسم]
اجرا کردن

مرافعه

Ex: The contretemps during the conference call was quickly resolved , but it left a lasting impression .

مشکل در طول تماس کنفرانس به سرعت حل شد، اما تاثیری ماندگار بر جای گذاشت.

mountebank [اسم]
اجرا کردن

شارلاتان

Ex: The mountebank 's smooth-talking demeanor and false promises duped countless people into buying his worthless products .

رفتار نرم‌گویانه کلاهبردار و وعده‌های دروغین او، افراد بی‌شماری را فریب داد تا محصولات بی‌ارزش او را بخرند.

playwright [اسم]
اجرا کردن

نمایشنامه‌نویس

Ex: Many great playwrights have influenced the development of modern drama .

بسیاری از نمایشنامه‌نویسان بزرگ بر توسعه درام مدرن تأثیر گذاشته‌اند.

anode [اسم]
اجرا کردن

آند

Ex:

در یک سیستم خلاء، آند هر مولکول گاز باقیمانده را جذب و جمع‌آوری می‌کند تا خلاء حفظ شود.

hygiene [اسم]
اجرا کردن

علم بهداشت

Ex: Food hygiene emphasizes proper handling and cooking to prevent foodborne illnesses .

بهداشت غذایی بر دستکاری و پخت مناسب برای جلوگیری از بیماری‌های ناشی از غذا تأکید می‌کند.

amble [اسم]
اجرا کردن

قدم‌زنی

Ex: During their Sunday amble , they discovered a quaint little café hidden away from the bustling city center .

در طول گردش یکشنبه‌شان، آنها یک کافه کوچک دنج را کشف کردند که دور از مرکز شلوغ شهر پنهان شده بود.

motto [اسم]
اجرا کردن

شعار

Ex: The organization 's motto , " Service Above Self , " underscores its dedication to serving the community .

شعار سازمان، "خدمت فراتر از خود"، بر تعهد آن به خدمت‌رسانی به جامعه تأکید می‌کند.

Canaanite [اسم]
اجرا کردن

کنعانی

Ex: Linguists classify Canaanite as a branch of the Northwest Semitic languages , alongside Hebrew and Phoenician .

زبان‌شناسان کنعانی را به عنوان شاخه‌ای از زبان‌های سامی شمال غربی، در کنار عبری و فنیقی طبقه‌بندی می‌کنند.

tourniquet [اسم]
اجرا کردن

شریان‌بند

Ex: They carried a tourniquet as part of their outdoor survival gear .

آنها یک تورنیکه را به عنوان بخشی از تجهیزات بقای خود در فضای باز حمل می‌کردند.

conduit [اسم]
اجرا کردن

مجرای ارتباطی

Ex: The conduit made of flexible plastic was chosen for the project because it could easily bend around corners and obstacles .

کانال ساخته شده از پلاستیک انعطاف‌پذیر برای پروژه انتخاب شد زیرا می‌توانست به راحتی در اطراف گوشه‌ها و موانع خم شود.

pinnacle [اسم]
اجرا کردن

اوج

Ex: His performance in the final match was the pinnacle of his athletic career .

عملکرد او در بازی نهایی اوج دوران ورزشی اش بود.

precedent [اسم]
اجرا کردن

ماقبل

Ex: Our family 's tradition of volunteering together sets a positive precedent for community involvement .

سنتی که خانواده ما در انجام کارهای داوطلبانه با هم داریم، یک سابقه مثبت برای مشارکت جامعه ایجاد می‌کند.

mores [اسم]
اجرا کردن

سنت‌های اجتماعی

Ex: Breaking with the mores of one 's community can result in social ostracism or condemnation .

شکستن آداب و رسوم جامعه می‌تواند منجر به طرد اجتماعی یا محکومیت شود.

ice floe [اسم]
اجرا کردن

یخ‌پاره

Ex:

هلیکوپتر یک خرس قطبی تنها را دید که روی یک تکه یخ شناور گیر افتاده بود و برای نجاتش نزدیک شد.

culvert [اسم]
اجرا کردن

آب‌گذر

Ex: During the construction project , the team reinforced the old culvert to maintain the natural flow of water and protect the road above .

در طول پروژه ساخت، تیم کانال قدیمی را تقویت کرد تا جریان طبیعی آب را حفظ کند و جاده بالایی را محافظت نماید.

ravine [اسم]
اجرا کردن

دره تنگ و عمیق

Ex: Over time , the ravine has become a habitat for a variety of plant and animal species adapted to its unique microclimate .

با گذشت زمان، دره به زیستگاهی برای انواع گونه‌های گیاهی و جانوری که با میکرواقلیم منحصر به فرد آن سازگار شده‌اند، تبدیل شده است.

to hazard [فعل]
اجرا کردن

به خطر انداختن

Ex: The ongoing dispute is hazarding diplomatic relations .

مناقشه جاری در معرض خطر قرار دادن روابط دیپلماتیک است.