لعنت کردن
پیش از مرگش، جادوگر پیر روستا را با نفرینی نفرین کرده بود که نسلها آن را آزار میداد.
لعنت کردن
پیش از مرگش، جادوگر پیر روستا را با نفرینی نفرین کرده بود که نسلها آن را آزار میداد.
اظهار تنفر کردن از
من از نحوه صحبت او با من در مقابل همه ناراحت شدم؛ این تحقیرآمیز بود.
رکاب زدن
هر صبح، او با دوچرخه سواری به سر کار میرود، از هوای تازه و ورزش در مسیر رفت و آمد لذت میبرد.
امضا کردن
معلم پیام تشویقی را در سالنامهای که به دانشآموزانش تقدیم میکرد نوشت.
تحسین کردن
مراسم اهدای جوایز لحظهای بود برای ستایش افراد برجسته در زمینههای مختلف برای سهم استثناییشان.
تحقیر کردن
معلم هرگز دانشآموزان را تحقیر نمیکند، همیشه تلاشهایشان را تشویق میکند.
جبران کردن
آنها با جبران خسارت به کسانی که به آنها ظلم کردهاند، کفاره اعمال خود را دادهاند.
قطع کردن
در زمانهای قدیم، مردم برای ساخت سازههای چوبی محکم، کندهها را میبریدند.
ناله کردن
او تمایل دارد ناله کند هر زمان که مجبور به انجام کارهای خانه است.
ضمیمه کردن
فردا، کارگران پلاک نام جدید را به در دفتر نصب خواهند کرد.
شدیداً انتقاد کردن
کارکنان بهتر میفهمیدند اگر مدیر به صورت خصوصی آنها را سرزنش میکرد.
ایندستآندست کردن
تا زمانی که او به فروشگاه رسید، آنها ساعتها در تردید بودند که دیوارها را چه رنگی کنند.
منع کردن
احساسات شدید میتوانند مانع تفکر روشن و تصمیمگیری شوند.
رنگپریده شدن
در طول فیلم ترسناک، تماشاگران از صحنههای ناگهانی ترس رنگ پریده شدند.
به حساب آمدن
در ارزیابی، خلاقیت به عنوان یک مهارت ارزشمند در نظر گرفته خواهد شد.
غارت کردن
تا زمانی که نیروهای کمکی رسیدند، دشمن قبلاً حومه شهر را ویران کرده بود.
ادعا کردن
وبسایت ادعا میکند که پیشنهادهای انحصاری ارائه میدهد، اما بسیاری از آنها واقعی نیستند.