the harshest or most intense part of something

ضربه, بیشترین فشار
او بار اصلی انتقادات را پس از پرتاب ناموفق تحمل کرد.
a small-scale three-dimensional model or display depicting a scene, often enclosed within a glass case for viewing

ژرفانما
به عنوان بخشی از پروژه نمایشگاه علوم، سارا یک دیوراما ساخت که چرخه آب را نشان میدهد، با ابرها، رودخانهها و کوهها.
the probability or chance of something occurring

امر محتمل, احتمال
احتمال برنده شدن در قرعهکشی با توجه به شانس انتخاب اعداد صحیح، بسیار کم است.
a person violent, criminal, or engaged in thuggish behavior

قانونشکن, وحشی، گردنکلفت، لوطی
به اوباش که در کوچه پرسه میزند اعتماد نکنید.
an unexpected and quick feeling of a particular emotion, often a negative one

احساس شدید و ناگهانی
وقتی متوجه شد که تولد دوستش را فراموش کرده است، احساس تیر کشیدن گناه کرد.
the universe or the entirety of a complex system, seen as a larger entity encompassing all its parts

هستی, گیتی، عالم، جهان کبیر، جهان
اخترشناسان زندگی خود را به مطالعه ماکروکاسم، گشودن رازهای آن و درک وسعت آن اختصاص میدهند.
a freshwater polyp with a cylindrical body and tentacles

مار آبی
در آزمایشگاه، دانشآموزان آزمایشهایی را برای مطالعه رفتار تغذیهای هیدرا انجام دادند.
a lively, quick-witted, or vivacious quality, often characterized by intelligence, wit, or charm

ذکاوت و سرزندگی, نشاط، روح، هوش
گفتگوی گروه با esprit درخشید در حالی که آنها به تبادل نظرات باهوشانه و شوخیهای بازیگوشانه میپرداختند.
(grammar) a letter or a set of letters that are added to the beginning of a word to alter its meaning and make a new word

پیشوند
فرهنگ واژگان فهرستی از پیشوندها و معانی آنها را برای کمک به تشکیل و درک کلمات ارائه کرد.
a group of attendants or followers, typically accompanying an important person

همراهان, ملتزمین، خدموحشم
همانطور که سفیر رسید، ملازمان او از دیپلماتها و دستیارانش از نزدیک دنبالش کردند، آماده برای کمک به او در طول بازدید.
a facility or enclosure where wild or exotic animals are kept for exhibition

نمایشگاه جانوران
بازدیدکنندگان از باغ وحش قدیمی بازدید کردند که اکنون به موزه تبدیل شده است.
skillful tricks or sleight of hand performed as part of a magic or illusionist's performance

تردستی, حقهبازی، شعبده
لجر دمین او آنقدر ماهرانه بود که حتی شعبدهبازان باتجربه نیز در حیرت بودند که چگونه او تردستیهایش را انجام میدهد.
instrumental music with a recurring theme often found in the final movement of a sonata or concerto

روندو (موسیقی)
a fertile soil composed of a balanced mixture of sand, silt, and clay, ideal for plant growth

خاک گلدانی
کشاورز قبل از کاشت محصولات، خاک لومی را شخم زد، با این دانش که محیطی بهینه برای رشد ریشه فراهم میکند.
the kinship or familial bond among male siblings

برادری
داستان برادری بین دو برادر را جشن گرفت.
a strategic action or remark that is used to gain an advantage, particularly in the early stages of a situation, game, conversation, etc.

ترفند, نقشه
حرکت هوشمندانه او در گفتگو توجه را به نکات کلیدی اش معطوف کرد.
something that provides mental, emotional, or moral stability

متعادلکننده, ایستابخش
دوستی میتواند یک بالاست در برابر استرسهای زندگی مدرن باشد.
strength of character shown through courage and determination, especially in difficult situations

غیرت, فطرت، جرئت، خمیره
تیم شجاعت خود را در دقیقههای پایانی بازی نشان داد.
small animals or insects that are believed to be destructive and are difficult to handle when they appear in a considerable number

جانوران موذی
کشاورز دور مزرعه تله گذاشت تا محصولاتش را از آفاتی که دانهها را میخوردند محافظت کند.
