the harshest or most intense part of something

ضربه, بیشترین فشار
کارگران خط مقدم بار همهگیری را احساس کردند.
a small-scale three-dimensional model or display depicting a scene, often enclosed within a glass case for viewing

ژرفانما
پروژه تاریخ مدرسه از دانشآموزان خواست تا یک دیوراما از یک لحظه مهم از جنگ جهانی دوم بسازند، که آنها را به تحقیق و بازآفرینی صحنههای تاریخی با دقت تشویق میکند.
the probability or chance of something occurring

امر محتمل, احتمال
علیرغم احتمال مواجهه با چالشها در طول مسیر، آنها در مورد رسیدن به هدف خود خوشبین باقی ماندند.
a person violent, criminal, or engaged in thuggish behavior

قانونشکن, وحشی، گردنکلفت، لوطی
آن اوباش کولهپشتی من را دزدید و فرار کرد.
an unexpected and quick feeling of a particular emotion, often a negative one

احساس شدید و ناگهانی
دیدن زوج خوشحال به او تکان غم و اندوهی داد در حالی که رابطه گذشته اش را به یاد آورد.
the universe or the entirety of a complex system, seen as a larger entity encompassing all its parts

هستی, گیتی، عالم، جهان کبیر، جهان
تفکر در جهان کلان اغلب احساسات فروتنی و شگفتی در برابر وسعت وجود را برمیانگیزد.
a freshwater polyp with a cylindrical body and tentacles

مار آبی
در اکوسیستم، هیدرا به عنوان یک مصرفکننده اولیه نقش ایفا میکند، از موجودات کوچک تغذیه میکند و به چرخه مواد مغذی کمک میکند.
a lively, quick-witted, or vivacious quality, often characterized by intelligence, wit, or charm

ذکاوت و سرزندگی, نشاط، روح، هوش
با ذهن تیز و طنز سریع خود، او یک اسپری به جلسات تیم آورد که همه حاضرین را پرانرژی کرد.
(grammar) a letter or a set of letters that are added to the beginning of a word to alter its meaning and make a new word

پیشوند
فرهنگ واژگان فهرستی از پیشوندها و معانی آنها را برای کمک به تشکیل و درک کلمات ارائه کرد.
a group of attendants or followers, typically accompanying an important person

همراهان, ملتزمین، خدموحشم
کاندیدای ریاست جمهوری با یک حاشیهنشین بزرگ از کارکنان کمپین و پرسنل امنیتی سفر کرد، که نشان دهنده اهمیت انتخابات آینده بود.
a facility or enclosure where wild or exotic animals are kept for exhibition

نمایشگاه جانوران
باغ وحش باستانی موجوداتی را در خود جای داده بود که قبلاً هرگز در اروپا دیده نشده بودند.
skillful tricks or sleight of hand performed as part of a magic or illusionist's performance

تردستی, حقهبازی، شعبده
شعبدهبازی شعبدهباز تماشاگران را متحیر کرد در حالی که او یک دسته کارت را به آبشاری از روبانهای رنگارنگ تبدیل کرد.
instrumental music with a recurring theme often found in the final movement of a sonata or concerto

روندو (موسیقی)
a fertile soil composed of a balanced mixture of sand, silt, and clay, ideal for plant growth

خاک گلدانی
گلفروش گلدان را با خاک لومی پر کرد قبل از اینکه گلها را بچیند، تا مطمئن شود که آنها تا حد ممکن تازه و پرطراوت باقی میمانند.
the kinship or familial bond among male siblings

برادری
او به برادری خانوادهاش احساس غرور میکرد.
a strategic action or remark that is used to gain an advantage, particularly in the early stages of a situation, game, conversation, etc.

ترفند, نقشه
گامبیت کارآگاه برای گمراه کردن مظنون در طول تحقیق نتیجه داد.
something that provides mental, emotional, or moral stability

متعادلکننده, ایستابخش
خواندن فلسفه به او تعادل در زمانهای عدم قطعیت داد.
strength of character shown through courage and determination, especially in difficult situations

غیرت, فطرت، جرئت، خمیره
شرایط سخت شجاعت آنها را هر روز آزمایش کرد.
small animals or insects that are believed to be destructive and are difficult to handle when they appear in a considerable number

جانوران موذی
در دوران قرون وسطی، آفات مانند کک و شپش شایع بودند و اغلب بیماریها را گسترش میدادند.
