مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 30

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
concise [صفت]
اجرا کردن

مختصر

Ex:

یک ایمیل مختصر و مفید اغلب می‌تواند مؤثرتر از یک ایمیل طولانی باشد.

fetid [صفت]
اجرا کردن

متعفن

Ex: The abandoned building exuded a fetid smell , hinting at the accumulation of mold and decay within .

ساختمان متروکه بوی تعفن می‌داد، که نشان‌دهنده تجمع کپک و پوسیدگی در داخل بود.

serene [صفت]
اجرا کردن

آرام

Ex: The serene smile on his face calmed everyone in the room .

لبخند آرام روی صورتش همه را در اتاق آرام کرد.

dour [صفت]
اجرا کردن

بداخم

Ex:

چهره سختگیر او فقط کمی نرم شد وقتی که درباره نوه‌هایش صحبت کرد.

svelte [صفت]
اجرا کردن

باریک‌اندام (زن)

Ex: He admired her svelte silhouette as she walked confidently down the street .

او از سیلوئت لاغر او در حالی که با اطمینان در خیابان راه می‌رفت، تحسین کرد.

slapdash [قید]
اجرا کردن

با بی‌دقتی

Ex:

آنها چمدان‌های خود را با عجله بستند، وسایل را به طور تصادفی پرتاب کردند و وسایل ضروری را فراموش کردند.

rapid [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: He typed at a rapid pace , finishing the report in record time .

او با سرعت سریع تایپ کرد، گزارش را در زمان رکورد به پایان رساند.

lukewarm [صفت]
اجرا کردن

بی‌انگیزه

Ex: The proposal received a lukewarm reception from the committee , who had expected more innovative ideas .

پیشنهاد با استقبال ملایمی از سوی کمیته مواجه شد، که انتظار ایده‌های نوآورانه‌تری داشت.

tepid [صفت]
اجرا کردن

ولرم

Ex:

او در آب نیمه گرم حمام خیس خورد، آن را آرامش‌بخش اما نه نشاط‌آور یافت.

crass [صفت]
اجرا کردن

بی‌شعور

Ex:

اظهارات بی‌ادبانه سیاستمدار در خلال مناظره باعث خشم عمومی شد و به شهرت او آسیب زد.

trenchant [صفت]
اجرا کردن

بارز

Ex: The scientist 's research provided trenchant evidence for the theory , leaving little room for alternative explanations .

تحقیقات دانشمند شواهد تیزی برای این نظریه ارائه داد، که جای کمی برای توضیحات جایگزین باقی گذاشت.

mundane [صفت]
اجرا کردن

پیش پا افتاده

Ex: In his lecture , the professor emphasized the mundane aspects of economics , such as supply and demand , rather than delving into abstract theories .

در سخنرانی خود، استاد بر جنبه‌های عادی اقتصاد، مانند عرضه و تقاضا، تأکید کرد، به جای اینکه به نظریه‌های انتزاعی بپردازد.

jubilant [صفت]
اجرا کردن

مسرور

Ex: The fans became jubilant when their favorite team scored the winning goal in the final minutes of the match .

هواداران شادمان شدند وقتی تیم مورد علاقه‌شان در دقایق پایانی مسابقه گل پیروزی را به ثمر رساند.

stolid [صفت]
اجرا کردن

بی‌عاطفه

Ex: Even in stressful situations , he remained stolid and composed .

حتی در شرایط استرس‌زا، او بی‌احساس و آرام باقی ماند.

staid [صفت]
اجرا کردن

موقر

Ex: Despite his young age , he possessed a staid maturity that impressed his elders and peers alike .

علیرغم سن کم، او دارای بلوغ باوقاری بود که هم بزرگترها و هم همسالانش را تحت تأثیر قرار می‌داد.

spartan [صفت]
اجرا کردن

منضبط و صرفه‌جو

Ex: He lived a spartan existence , eschewing material possessions and focusing solely on his spiritual growth and enlightenment .

او یک زندگی اسپارتی را گذراند، از دارایی‌های مادی اجتناب کرد و تنها بر رشد روحی و روشنگری خود تمرکز کرد.

shrewd [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex: The shrewd investor anticipated market trends and adjusted his portfolio accordingly , maximizing profits .

سرمایه‌گذار زیرک روندهای بازار را پیش‌بینی کرد و پرتفوی خود را بر این اساس تنظیم کرد و سود را به حداکثر رساند.

hoarse [صفت]
اجرا کردن

(صدا) گرفته

Ex: I caught a cold , and now I have a hoarse voice .

سرما خوردم و حالا صدایم خشن شده است.

observant [صفت]
اجرا کردن

تیز (در توجه به جزئیات)

Ex: Despite the crowded room , the observant hostess quickly identified the guests ' preferences and catered to their needs accordingly .

علیرغم ازدحام اتاق، میزبان توجه به سرعت ترجیحات مهمانان را شناسایی کرد و بر اساس نیازهای آنها عمل کرد.