any established or prescribed method, rule, or procedure used to achieve a desired outcome or result

قاعده, دستور، فرمول
فرمول موفقیت شرکت شامل ارائه محصولات با کیفیت بالا با قیمت های رقابتی میشود.
the scope or range of authority, influence, or activity that someone or something has

حدود, وسعت، میدان، چشمرس، میدان دید
به عنوان رئیس بخش، او بر تمام پروژهها و ابتکاراتی که در حوزه تیمش قرار میگیرند نظارت میکند.
a steep bank or hillside, especially one along a river or stream

دامنه, ساحل، تپه
ما قدم زدن آرامی در طول شیب داشتیم، از نسیم خنک و منظره زیبا لذت بردیم.
a tall, marsh-dwelling plant characterized by cylindrical stems and often found in wetlands or along the edges of bodies of water

علف بوریا
بوتههای انبوه نیزار پناهگاهی برای پرندگان آبزی و موجودات کوچکی بود که در زیستگاه مردابی به دنبال پناهگاه میگشتند.
a sense of great regret that one feels as a result of having done something bad or wrong

پشیمانی, افسوس
مجرم در طول محاکمه هیچ پشیمانی برای اقدامات خود نشان نداد.
the ability to comprehend and engage with a diverse array of subjects or topics

وسعت نظر, فهم
سخنرانیهای استاد گستردگی قابل توجه فهم او را منعکس میکرد، زیرا او به راحتی مفاهیم از رشتههای مختلف را برای ارائه دید جامعی از موضوع ادغام میکرد.
a small, often artificial, cave-like structure or enclosed space that is designed for aesthetic or functional purposes

غار آهکی یا مصنوعی
a broad indentation or bay in a coastline, typically characterized by a wide curve or open expanse of water

خلیج کوچک
محصور در میان صخرههای بلند از هر طرف، خلیج صحنهای نقاشیگونه برای لنگر انداختن قایقها و لذت بردن از زیباییهای ساحلی فراهم میکرد.
the precise or exact word needed to express a particular idea or feeling eloquently

واژه بهجا, کلمه درست
در شعر، یافتن mot juste میتواند یک بیت ساده را به بازتابی عمیق از تجربه انسانی تبدیل کند.
exceptional skill, expertise, or mastery in a particular field or activity

زبردستی, مهارت، چالاکی، چستی
مهارت آشپز در هر غذایی که آماده میکرد آشکار بود و این باعث شد تا تحسین و ستایش منتقدان غذایی سراسر جهان را به دست آورد.
the violent seizure or plundering of property, often associated with warfare

چپاول, غصب
داستانهای غارت و تخریب به سرعت پخش شدند در حالی که چپاولگران روستاها را ویران میکردند و ردّی از ویرانی به جای میگذاشتند.
fellow believers within a religious community, emphasizing a sense of shared faith and fellowship among members

برادران (مذهبی), اخوان
درون دیوارهای صومعه، برادران زندگی از سادگی و فداکاری را سپری کردند، در سفر روحانی خود از یکدیگر حمایت کردند.
the food served and consumed during a single meal or occasion, especially in a formal or festive setting

خوراک, غذا
در پذیرایی عروسی، تازه عروس و داماد مهمانان خود را با یک ضیافت مفصل پذیرایی کردند.
a recessed part of a wall that is built further back from the rest of it

شاهنشین
گالری هنری یک طاقچه ویژه داشت که به نمایش مجسمهها اختصاص داده شده بود و با نور ملایم سقفی روشن میشد.
a flow or pouring in, often describing the movement of people, things, or substances into a specific place or system

ریزش, جریان به داخل
پس از اعلام لیست کنسرت، هجوم خرید بلیتها رخ داد که منجر به فروش تمام بلیتها در عرض چند ساعت شد.
the mark ¨, put over a vowel indicating an articulation with rounding or fronting

دونقطه, اوملاوت
a place or period of separation in which someone or something that is suspicious of carrying a dangerous disease is kept away so that others can be safe

قرنطینه
a large country house or mansion, typically of French origin, often associated with luxury, grandeur, and historical significance

کاخ, قصر
به عنوان یک مکان عروسی، شاتو تاریخی زمینهای رمانتیک برای زوجهایی که در میان باغهای تزئین شده و سالنهای رقص مجلل سوگند میخورند، فراهم کرد.
a council or assembly, typically of church officials, convened to discuss and make decisions on religious matters

شورای کلیسایی, مجلس مناظره مذهبی
در طول شورای کلیسا، اعضای روحانیون از مناطق مختلف گرد هم آمدند تا در مورد مسائل ایمان و حکومت مشورت کنند.
