relating to or resembling twilight

شبیه گرگومیش, فلقی ,شفقی، شامگاهی
پرتوهای شفق از میان ابرها عبور کردند و اثری چشمگیر در آسمان عصر ایجاد کردند.
pertaining to or relating to the eyes or vision

چشمی, بصری
معاینه چشمی نشانههایی از آسیب شبکیه به دلیل قرار گرفتن طولانیمدت در معرض اشعه UV را نشان داد.
characterized by extreme opposition or contrast

متقابل, متقارن
کاندیداهای سیاسی نماینده ایدئولوژیهای متضاد در مورد اصلاحات بهداشتی هستند.
outstanding or excellent in quality or performance

برجسته, ستاره
بازیگر اصلی در فیلم پراحساس نقش درخشانی را بازی کرد، با اجرایی که عمیقاً با مخاطبان طنین انداز شد و تحسین منتقدان را به دست آورد.
consisting of a single cell, performing all necessary functions within that one cell

تکسلولی, تکیاخته
باکتریها، مانند اشریشیا کلی، نمونههایی از موجودات تکسلولی هستند که نقشهای حیاتی در اکوسیستمهای مختلف ایفا میکنند.
(of a person) young and behaving in a manner that displays one's inexperience or immaturity

خامدست, بیتجربه، خام، جوان
با وجودی که او صادق بود، رویکرد بیتجربهاش اغلب به سوءتفاهم منجر میشد.
yellowish, sickly, or lacking in healthy color

زرد و رنگپریده (بر اثر بیماری), زردچرده
علیرغم تلاشها برای پنهان کردن خستگی، رنگهای زرد پوستش هزینه شبهای بیخوابی را آشکار کرد.
refraining from participating in sexual relations or marriage

خوددار (رابطه جنسی), پاکدامن
بسیاری از کشیشها و راهبهها زندگی مجردی را به عنوان بخشی از تعهد مذهبی خود پیش میبرند.
habitual, firmly established, and unlikely to change

دیرین, قدیمی، سابقهدار
عشق دیرینه سارا به شکلات به این معنی بود که او هرگز نمیتوانست در برابر یک تکه مقاومت کند، مهم نیست چقدر سعی میکرد.
second to last in a sequence or series

یکیبهآخرمانده, ماقبلآخر
در دور ماقبل آخر مسابقه، دو بازیکن برتر در یک بازی هیجانانگیز به مصاف هم رفتند.
(mainly of ideas, opinions, or remarks) used so often that it no longer has the same effect or originality

تکراری, خالی از لطف و تازگی، پیشپاافتاده
طرح فیلم آنقدر کلیشهای بود که از همان ابتدا قابل پیشبینی احساس میشد.
lacking vitality and strength or showing signs of extreme age

ضعیف و درمانده
علیرغم وضعیت فرسوده خود، مرد مسن ذهنی تیز نگه داشت.
associated with superior status, privilege, or excellence

بهترین, تراز اول
شرکتکنندگان در جشن شامل اعضای برجسته جامعه تجاری بودند که با موفقیت و نفوذشان متمایز شدهاند.
having measurable limits or boundaries

محدود, فانی
تعداد محدود صندلیهای سالن به این معنی بود که همه نمیتوانستند در این رویداد شرکت کنند.
containing an abundance of something

پر از, مملو از
تزئینات رنگارنگ و موسیقی پرجنب و جوش جشنوارهای پر از هیجان ایجاد کرد.
fixed, settled, or definite, without possibility of change or uncertainty

معلوم, معین، مقرر
تصمیم قطعی او برای دنبال کردن حرفهای در پزشکی، با وجود چالشها، تزلزلناپذیر بود.
