مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 24

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
leeward [قید]
اجرا کردن

پشت به باد

Ex:

قایق بادبانی در حال حاضر به سمت باد در حال حرکت است، از نسیم ملایم استفاده می‌کند.

quaint [صفت]
اجرا کردن

عجیب و جالب

Ex:

عمارت قدیمی یک فضای عجیب و غریب داشت، با آثار عجیب و غریبی که در هر اتاق پراکنده بود.

forlorn [صفت]
اجرا کردن

بعید

Ex: The plan seemed forlorn from the start , with no clear path to success .

طرح از ابتدا ناامیدکننده به نظر می‌رسید، بدون مسیری روشن به سوی موفقیت.

hirsute [صفت]
اجرا کردن

(مرد) پشمالو

Ex: The hirsute man had a beard that reached his chest.

مرد پرمو ریشی داشت که به سینه‌اش می‌رسید.

gauche [صفت]
اجرا کردن

(از نظر رفتار و مردم‌داری) بی‌ملاحظه

Ex:

علیرغم نیات خوبش، تعاملات ناشیانه او با مهمانان آشکار بود.

dulcet [صفت]
اجرا کردن

خوشایند

Ex:

لمس دلنشین او مانند مرهمی آرام‌بخش بود که تنش و استرس را از بین می‌برد.

ribald [صفت]
اجرا کردن

قبیح

Ex:

علیرغم تلاش معلم برای حفظ شئونات، کلاس با ذکر برخی موضوعات به خنده‌های بی‌ادبانه منفجر شد.

lucid [صفت]
اجرا کردن

قابل‌فهم

Ex: The teacher 's explanations were always lucid , ensuring that students understood the material thoroughly .

توضیحات معلم همیشه روشن بود، اطمینان حاصل می‌کرد که دانش‌آموزان مطالب را به طور کامل درک می‌کنند.

overt [صفت]
اجرا کردن

آشکار

Ex: The politician 's overt criticism of his opponent 's policies was seen as a bold move to sway public opinion .

انتقاد آشکار سیاستمدار از سیاست‌های رقیبش به عنوان حرکتی جسورانه برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی دیده شد.

covert [صفت]
اجرا کردن

نهفته

Ex: They executed a covert plan to influence the outcome without drawing attention .

آنها یک طرح مخفی را برای تأثیرگذاری بر نتیجه بدون جلب توجه اجرا کردند.

steadfast [صفت]
اجرا کردن

وفادار

Ex: The soldier 's steadfast loyalty to the mission inspired his comrades .

وفاداری استوار سرباز به مأموریت، همرزمانش را الهام بخشید.

bizarre [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌غریب

Ex: The bizarre sight of a cow wandering through the city streets left residents scratching their heads .

منظره عجیب یک گاو که در خیابان‌های شهر پرسه می‌زد، ساکنان را متحیر کرد.

bogus [صفت]
اجرا کردن

قلابی

Ex: The fake identification card he used to enter the club was quickly identified as bogus by the bouncer .

کارت شناسایی جعلی که او برای ورود به کلاب استفاده کرد به سرعت توسط نگهبان به عنوان جعلی شناسایی شد.

liege [صفت]
اجرا کردن

تیولی

Ex:

سیستم فئودالی بر رابطه وفاداری بین اربابان و وابستگان متکی بود، که هر یک با تعهدات متقابل مقید بودند.

reliant [صفت]
اجرا کردن

متکی

Ex: They are reliant on imports for most of their food supply .

آنها برای بیشتر تأمین غذای خود به واردات وابسته هستند.

slipshod [صفت]
اجرا کردن

لاابالی

Ex: His slipshod writing style , riddled with spelling errors and grammatical mistakes , undermined the credibility of his report .

سبک نوشتاری سست و بی‌دقت او، پر از اشتباهات املایی و گرامری، اعتبار گزارشش را تضعیف کرد.

rancid [صفت]
اجرا کردن

فاسد

Ex:

بوی تند کره بادام زمینی تاریخ گذشته غیرقابل انکار بود.

prolix [صفت]
اجرا کردن

طویل و خسته‌کننده

Ex:

استدلال پرحرف او می‌توانست مؤثرتر باشد اگر مختصر و مستقیم به نقطه می‌رسید.

snide [صفت]
اجرا کردن

کنایه‌آمیز

Ex:

نگرش کنایه‌آمیز او نسبت به سیاست‌های جدید در ایمیل‌هایش آشکار بود.