ورزش - Hockey

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

هاکی اینلاین

Ex: Inline hockey is similar to ice hockey but played on wheels .

هاکی اینلاین شبیه به هاکی روی یخ است اما روی چرخ ها بازی می‌شود.

اجرا کردن

هاکی روی یخ پارا

Ex: She 's a skilled player in para ice hockey .

او یک بازیکن ماهر در هاکی روی یخ معلولان است.

اجرا کردن

گل در دروازه خالی

Ex: The crowd erupted in cheers as the defenseman launched the puck down the ice and into the open goal , scoring the empty-netter that secured their team 's lead .

جمعیت با تشویق فریاد زدند هنگامی که مدافع پاک را روی یخ و به سمت دروازه خالی شوت کرد و گل دروازه خالی را به ثمر رساند که باعث شد تیمشان پیش بیفتد.

wrist shot [اسم]
اجرا کردن

شوت مچ دست

Ex: The player 's wrist shot beat the goalie top shelf .

شوت مچ بازیکن دروازه‌بان را در قفسه بالا شکست داد.

slapshot [اسم]
اجرا کردن

ضربه بسیار قوی در هاکی روی یخ

Ex: The team 's victory was sealed by a decisive slapshot in overtime .

پیروزی تیم با یک ضربه محکم قطعی در وقت اضافه مهر و موم شد.

deke [اسم]
اجرا کردن

فریب

Ex: The player 's deke opened up an opportunity for a pass .

فریب بازیکن یک فرصت برای پاس باز کرد.

boarding [اسم]
اجرا کردن

جریمه برخورد با دیوار

Ex: He was ejected from the game for a dangerous boarding incident .

او به دلیل یک حادثه خطرناک بوردینگ از بازی اخراج شد.

power play [اسم]
اجرا کردن

مزیت عددی

Ex: They capitalized on the power play with a well-executed play .

آنها از قدرت بازی با یک بازی خوب اجرا شده بهره بردند.

tripping [اسم]
اجرا کردن

لغزش

Ex: The referee called a tripping penalty on the defenseman .

داور یک پنالتی پای‌گیر کردن به مدافع اعلام کرد.

اجرا کردن

چک بدنی

Ex: Body checking requires good timing and technique .

چک بدنی نیاز به زمان‌بندی و تکنیک خوب دارد.

اجرا کردن

فورچکینگ

Ex:

او در فورچکینگ عالی است، به سرعت حریفان را می‌بندد.

اجرا کردن

بررسی مجدد

Ex: They practiced backchecking drills during training .

آنها در طول تمرین، تمرینات بک چکینگ را انجام دادند.

اجرا کردن

کشتن پنالتی

Ex: She blocked a shot during the penalty kill .

او در طول پنالتی کیل یک شوت را مسدود کرد.

blue line [اسم]
اجرا کردن

خط آبی

Ex: The defenseman intercepted the puck at the blue line .

مدافع، پاک را در خط آبی قطع کرد.

to check [فعل]
اجرا کردن

چک کردن

Ex: She used her body to check the opponent off balance and gain control of the puck .

او از بدنش برای مسدود کردن حریف استفاده کرد و کنترل پاک را به دست آورد.

breakaway [اسم]
اجرا کردن

فرار

Ex: She executed a flawless breakaway move to evade the defenseman .

او یک حرکت بریک‌آوی بی‌عیب را برای فرار از مدافع اجرا کرد.

اجرا کردن

لیگ ملی هاکی

Ex: National Hockey League referees enforce the rules strictly to maintain fair play .

داوران لیگ ملی هاکی قوانین را به شدت اجرا می‌کنند تا بازی منصفانه حفظ شود.

face-off [اسم]
اجرا کردن

رویارویی

Ex: Face-offs happen often during hockey games to restart play .

درگیری چهره به چهره اغلب در طول بازی های هاکی برای شروع مجدد بازی اتفاق می افتد.

to hook [فعل]
اجرا کردن

قلاب زدن

Ex: The referee penalized the defenseman for hooking the opposing forward as they attempted to drive towards the net .

داور مدافع را به دلیل قلاب کردن مهاجم حریف هنگامی که سعی داشت به سمت دروازه حرکت کند، جریمه کرد.

period [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex:

تیم او در طول دوره دوم بر مالکیت توپ مسلط بود.

backhand [صفت]
اجرا کردن

بک هند

Ex:

بازیکن یک ضربه پشت دست را برای عبور از مدافع اجرا کرد.

icing [اسم]
اجرا کردن

آیسینگ

Ex:

مربی بر انتقال‌های سریع تأکید کرد تا از فراخوانی‌های آیسینگ جلوگیری کند.

shootout [اسم]
اجرا کردن

شوتآوت

Ex: She practiced her shootout moves all week .

او تمام هفته حرکات شوتآوت خود را تمرین کرد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها