ورزش - Boxing

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
Muay Thai [اسم]
اجرا کردن

موای تای

Ex: He 's won several matches competing in Muay Thai tournaments .

او در مسابقات موی تای شرکت کرده و چندین مسابقه را برده است.

kickboxing [اسم]
اجرا کردن

کیکبوکسینگ

Ex:

مسابقات کیک‌بوکسینگ مبارزان را از سراسر جهان جذب می‌کنند.

savate [اسم]
اجرا کردن

ساواته

Ex:

مسابقه برخی از بهترین مبارزان ساواته از سراسر جهان را به نمایش گذاشت.

K-1 [اسم]
اجرا کردن

K-1، یک سبک پویا از کیک‌بوکسینگ که بر تکنیک‌های متنوع ضربه تأکید دارد، در ژاپن شکل گرفته و به دلیل رقابت‌های سطح بالا شناخته شده است.

Ex: They watch K-1 fights for their fast-paced action .

آنها مسابقات K-1 را برای اکشن سریع آن تماشا می‌کنند.

jab [اسم]
اجرا کردن

مشت سریع

Ex: The jab is an essential tool for controlling the pace of the fight .

جَب یک ابزار ضروری برای کنترل سرعت مبارزه است.

cross [اسم]
اجرا کردن

نوعی مشت در بوکس

Ex: He landed a powerful cross to his opponent 's jaw .

او یک کراس قدرتمند به فک حریفش زد.

hook [اسم]
اجرا کردن

قلاب

Ex: He knocked out his opponent with a devastating left hook .

او با یک هوک چپ ویرانگر حریفش را ناک اوت کرد.

uppercut [اسم]
اجرا کردن

آپرکات

Ex: He used an uppercut to counter his opponent 's aggressive attack .

او از یک آپرکات برای مقابله با حمله تهاجمی حریفش استفاده کرد.

body punch [اسم]
اجرا کردن

مشت به بدن

Ex: He dodged the jab and countered with a body punch .

او از ضربه مستقیم اجتناب کرد و با یک مشت به بدن پاسخ داد.

اجرا کردن

ضربه راندهاوس

Ex: The crowd erupted in cheers as he delivered a perfect roundhouse kick .

جمعیت با انجام یک ضربه دورانی کامل توسط او، فریاد شادی سر داد.

اجرا کردن

خم شدن و فرار

Ex: The boxer 's bob and weave kept him safe while waiting for an opening .

بوب اند ویو بوکسور او را در حالی که منتظر فرصتی بود در امان نگه داشت.

to block [فعل]
اجرا کردن

راه حریف را سد کردن

Ex: In volleyball , the middle blocker successfully blocked the opponent 's spike , earning a point for her team .

در والیبال، بلاکر میانی با موفقیت اسپایک حریف را بلاک کرد و برای تیم خود یک امتیاز به دست آورد.

اجرا کردن

حرکت سر

Ex: He utilized his head movement to counter his opponent 's jabs .

او از حرکت سر خود برای مقابله با ضربات حریفش استفاده کرد.

check hook [اسم]
اجرا کردن

قلاب بررسی

Ex: Her coach emphasized the importance of timing when using the check hook .

مربی او بر اهمیت زمان‌بندی هنگام استفاده از قلاب بررسی تأکید کرد.

low kick [اسم]
اجرا کردن

ضربه پایین

Ex: She used a low kick to disrupt her opponent 's balance .

او از یک ضربه پایین برای برهم زدن تعادل حریفش استفاده کرد.

stoppage [اسم]
اجرا کردن

توقف

Ex: A stoppage saved him from further punishment .

یک توقف او را از مجازات بیشتر نجات داد.

knockout [اسم]
اجرا کردن

ناک اوت

Ex: She celebrated her victory after scoring a knockout against a tough opponent .

او پس از زدن نوک‌اوت به حریف سرسختش، پیروزی خود را جشن گرفت.

اجرا کردن

مشت ناک اوت

Ex: Knockout punches are often the result of well-timed and powerful strikes .

مشت ناک اوت اغلب نتیجه ضربات قدرتمند و به موقع است.

اجرا کردن

ناکاوت فنی

Ex: The fight ended in a technical knockout when the referee determined the fighter could no longer defend himself .

مبارزه با یک ناکاوت فنی به پایان رسید وقتی داور تشخیص داد که مبارز دیگر نمی‌تواند از خود دفاع کند.

اجرا کردن

تصمیم تقسیم شده

Ex: The boxer expressed disappointment after losing by split decision in a hard-fought battle .

بوکسور پس از باخت در یک نبرد سخت با تصمیم تقسیم شده ابراز ناامیدی کرد.

اجرا کردن

بوکس سایه

Ex:

او زمان بیشتری را صرف سایه‌زنی کرد تا روی کار پا و سرعت خود کار کند.

sparring [اسم]
اجرا کردن

جلسه اسپارینگ

Ex:

او درس‌های ارزشمندی از اسپارینگ با بوکسورهای باتجربه‌تر یاد گرفت.

roadwork [اسم]
اجرا کردن

دویدن

Ex: She never skips her morning roadwork sessions .

او هرگز جلسات دویدن صبحگاهی خود را از دست نمی‌دهد.

peekaboo [اسم]
اجرا کردن

سبک پیکابو

Ex:

سبک پیک‌آ‌بو به حرکات دقیق پا و سر برای اجتناب از مشت‌ها نیاز دارد.

اجرا کردن

حالت چپ دست

Ex: He switched to a southpaw stance to confuse his opponent .

او به یک حالت ساوتپاو تغییر کرد تا حریفش را گیج کند.

اجرا کردن

استاندارد ارتدوکس

Ex: Switching from southpaw to orthodox stance can catch opponents off guard .

تغییر از استیل چپ‌دست به استیل ارتودوکس می‌تواند حریفان را غافلگیر کند.

undercard [اسم]
اجرا کردن

مسابقات مقدماتی

Ex: The undercard featured several exciting bouts .

آندرکارد شامل چندین مسابقه هیجان‌انگیز بود.

اجرا کردن

قوانین کوئینزبری

Ex: Understanding Queensberry rules is essential for aspiring boxers .

درک قوانین کوئینزبری برای بوکسورهای مشتاق ضروری است.

prizefight [اسم]
اجرا کردن

مبارزه جایزه‌ای

Ex: The referee ensured fair play and sportsmanship throughout the prizefight .

داور در طول مسابقه جایزه‌ای بازی منصفانه و روحیه ورزشی را تضمین کرد.

teep kick [اسم]
اجرا کردن

ضربه پایی پرتابی

Ex: She practiced her teep kick until it was flawless .

او ضربه تیپ خود را تمرین کرد تا زمانی که بی‌نقص شد.

breakaway [اسم]
اجرا کردن

جدایی

Ex: The referee called for a breakaway after a prolonged clinch .

داور پس از یک کلیچ طولانی، جدایی اعلام کرد.

اجرا کردن

ضربه متقابل

Ex: She landed a powerful counterpunch after slipping her opponent 's punch .

او پس از لغزیدن از مشت حریف، یک ضربه متقابل قدرتمند وارد کرد.

bout [اسم]
اجرا کردن

مسابقه بوکس

Ex: After months of preparation , she finally stepped into the ring for her first professional boxing bout .

پس از ماه‌ها آماده‌سازی، او بالاخره برای اولین مسابقه بوکس حرفه‌ای خود وارد رینگ شد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها