ورزش - ورزش های زمستانی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
bobsled [اسم]
اجرا کردن

بوبسلد

Ex:

بوبسلد در المپیک زمستانی توجه جهانی را به خود جلب می‌کند.

hockey [اسم]
اجرا کردن

هاکی روی یخ

Ex:

تیم هاکی شهر سال گذشته قهرمانی را به دست آورد.

slopestyle [اسم]
اجرا کردن

اسلوپ استایل

Ex: He landed a perfect run in the slopestyle competition , earning high scores from the judges .

او در مسابقه اسلوپ استایل یک اجرای بی‌نقص داشت و امتیازهای بالایی از داوران دریافت کرد.

skeleton [اسم]
اجرا کردن

اسکلت

Ex:

اسکلتون یکی از هیجان‌انگیزترین رویدادها در ورزش‌های زمستانی است.

skiing [اسم]
اجرا کردن

اسکی

Ex: She took up skiing as a teenager and has been passionate about the sport ever since .

او در نوجوانی اسکی را شروع کرد و از آن زمان به این ورزش علاقه‌مند شده است.

biathlon [اسم]
اجرا کردن

بیاتلون

Ex: His performance in the biathlon was remarkable .

عملکرد او در بیاتلون قابل توجه بود.

curling [اسم]
اجرا کردن

بازی کِرلینگ

Ex:

سنگ کرلینگ با ظرافت روی یخ سر خورد، مسیر آن به دقت توسط تحویل دقیق بازیکن و مسواک زدن متخصص جاروبرها محاسبه شد.

bandy [اسم]
اجرا کردن

بندی

Ex: The local rink hosts bandy games every weekend .

رینک محل هر آخر هفته میزبان بازی‌های بندی است.

اجرا کردن

کرلینگ ویلچر

Ex: She joined a wheelchair curling team in her community .

او به یک تیم کرلینگ ویلچر در جامعه خود پیوست.

اجرا کردن

اسکی‌روی‌برف

Ex:

آنها روز را در پیست اسکی گذراندند، برخی از اعضای گروه اسکی کردند در حالی که دیگران اسنوبردینگ را انتخاب کردند.

اجرا کردن

پارا اسنوبورد

Ex: The para snowboard community is supportive and welcoming .

جامعه پارا اسنوبورد حمایت‌کننده و پذیرا است.

اجرا کردن

هوای فرانتساید

Ex: He 's working on adding more rotation to his frontside airs .

او در حال کار بر روی اضافه کردن چرخش بیشتر به frontside air های خود است.

اجرا کردن

تمایل به جلو

Ex: She lost balance due to excessive forward lean .

او به دلیل خم شدن به جلو بیش از حد تعادل خود را از دست داد.

nose press [اسم]
اجرا کردن

فشار بینی

Ex: He lost balance during the nose press and fell .

او در حین انجام nose press تعادل خود را از دست داد و افتاد.

اجرا کردن

چرخش روی پنجه

Ex: Beginners often struggle with mastering the toeside turn .

تازه‌کارها اغلب با تسلط یافتن بر چرخش روی پنجه دست و پنجه نرم می‌کنند.

nose slide [اسم]
اجرا کردن

اسلاید بینی

Ex: She 's mastering the art of balancing during a nose slide .

او در حال تسلط بر هنر تعادل در حین اسلاید بینی است.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها