ورزش - Cricket

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

کریکت آزمایشی

Ex:

The Ashes یکی از معروف ترین سری های کریکت تست است.

اجرا کردن

One Day International

Ex:

او در اولین بازی One Day International خود یک قرن به ثمر رساند.

اجرا کردن

کریکت لیست A

Ex:

تیم قهرمانی ملی کریکت لیست آ را به دست آورد.

اجرا کردن

کریکت درجه یک

Ex: Many international players started their careers in first-class cricket .

بازیکنان بین‌المللی زیادی کار خود را در کریکت درجه یک آغاز کردند.

اجرا کردن

کریکت محدود به اورها

Ex: The World Cup is played in a limited overs cricket format .

جام جهانی در قالب کریکت اوور محدود بازی می‌شود.

اجرا کردن

کریکت سرپوشیده

Ex: Facilities provide turf for indoor cricket .

تسهیلات چمن را برای کریکت داخل سالن فراهم می‌کنند.

Twenty20 [اسم]
اجرا کردن

تونی20

Ex: In Twenty20 matches , each team faces 20 overs , making it a condensed and action-packed format .

در مسابقات تونی20، هر تیم با 20 اوور روبرو می‌شود، که آن را به فرمتی فشرده و پر از عمل تبدیل می‌کند.

boundary [اسم]
اجرا کردن

مرز

Ex: The batsman 's aggressive approach paid off with yet another boundary .

رویکرد تهاجمی باتسمان با یک مرز دیگر جواب داد.

century [اسم]
اجرا کردن

قرن

Ex: Virat Kohli hit his 50th century in international cricket .

ویرات کوهلی پنجاهمین قرن خود را در کریکت بین‌المللی زد.

duck [اسم]
اجرا کردن

اردک

Ex: The team 's score suffered after several batsmen were dismissed for ducks .

امتیاز تیم پس از اخراج چندین بتسمن به خاطر اردک‌ها آسیب دید.

اجرا کردن

نیم قرن

Ex: Scoring a half-century boosted his confidence for the rest of the match .

زدن نیم قرن اعتماد به نفس او را برای بقیه مسابقه افزایش داد.

dismissal [اسم]
اجرا کردن

اخراج

Ex: The dismissal of the opener put pressure on the batting side .

اخراج بازیکن آغازگر فشار را بر تیم باتر افزایش داد.

ball [اسم]
اجرا کردن

توپ

Ex: The batsman confidently drove the ball through the covers for four runs .

بازیکن با اعتماد به نفس توپ را از طریق کاورها برای چهار دویدن هدایت کرد.

edge [اسم]
اجرا کردن

لبه

Ex: A slight edge was enough for the catch .

یک لبه جزئی برای گرفتن کافی بود.

innings [اسم]
اجرا کردن

دور زدن

Ex: The bowlers struggled to take wickets in the opposing team 's innings .

بولرها در گرفتن ویکت در دورهای تیم مقابل مشکل داشتند.

run out [اسم]
اجرا کردن

ران اوت

Ex: The umpire had no hesitation in raising his finger for the run out dismissal .

داور بدون تردید انگشتش را برای اخراج run out بالا برد.

follow-on [اسم]
اجرا کردن

پیگیری فوری

Ex: The opposing team avoided the follow-on by batting defensively in their second innings .

تیم مقابل با بازی دفاعی در اینینگ دوم خود از فالو-آن اجتناب کرد.

bowling [اسم]
اجرا کردن

توپ اندازی

Ex: Bowling is as much about strategy and consistency as it is about skill and speed .

بولینگ به اندازه مهارت و سرعت، در مورد استراتژی و ثبات است.

maiden over [اسم]
اجرا کردن

اور باکره

Ex: His consistent line and length helped him bowl a maiden over .

خط و طول ثابت او به او کمک کرد تا یک میدن اور انجام دهد.

no ball [اسم]
اجرا کردن

نو بال

Ex: The fast bowler struggled with his run-up , resulting in several no balls being bowled .

بولر سریع با دویدن خود دست و پنجه نرم کرد، که منجر به چندین نو بال شد.

googly [اسم]
اجرا کردن

یک گوگلی

Ex:

گوگلی او در گرفتن ویکت‌های حیاتی در مسابقه نقش کلیدی داشت.

full toss [اسم]
اجرا کردن

پرتاب کامل

Ex: The full toss was called a no-ball by the umpire .

داور پرتاب کامل را no-ball اعلام کرد.

اجرا کردن

ویکت کیپینگ

Ex:

او در سنین جوانی شروع به ویکت کیپینگ کرد.

اجرا کردن

گرفته شده در پشت

Ex: The bowler appealed confidently for a caught behind , and the umpire agreed .

بولر با اطمینان برای یک گرفته پشت درخواست کرد و داور موافقت کرد.

stumping [اسم]
اجرا کردن

استامپینگ

Ex: The batsman 's foot slipped , leaving him vulnerable to a stumping .

پای بتسمن لیز خورد، او را در برابر stumping آسیب‌پذیر کرد.

bye [اسم]
اجرا کردن

بای

Ex: The bowler 's wide led to additional byes .

پرتاب واید بولر منجر به byes اضافی شد.

leg bye [اسم]
اجرا کردن

بای پا

Ex: A leg bye was awarded when the ball hit her leg .

یک لگ بای زمانی که توپ به پای او برخورد کرد، اهدا شد.

to hook [فعل]
اجرا کردن

زدن هوک

Ex: The batsman 's ability to hook the short ball effectively made him a dangerous player against fast bowlers .

توانایی بازیکن در هوک زدن مؤثر به توپ کوتاه، او را به بازیکنی خطرناک در برابر بولرهای سریع تبدیل کرد.

crease [اسم]
اجرا کردن

چین

Ex: A quick dive got him back into the crease just in time .

یک شیرجه سریع او را به موقع به crease بازگرداند.

اجرا کردن

پا قبل از ویکت

Ex: The batsman reviewed the leg before wicket call .

بازیکن ضربه‌زن تصمیم پا قبل از ویکت را بررسی کرد.

caught [اسم]
اجرا کردن

گرفته

Ex:

گرفته شدن او در عمق مربع پایانی به ایننینگ تهاجمی بتسمن پایان داد.

half volley [اسم]
اجرا کردن

نیمه والی

Ex: It was a clever tactic to bowl a series of half volleys to induce a false shot .

این یک تاکتیک هوشمندانه بود که یک سری نیم والی بولینگ کنید تا یک شات اشتباه را القا کنید.

اجرا کردن

سویپ معکوس

Ex: The captain encouraged him to practice the reverse sweep to diversify his shots .

کاپیتان او را تشویق کرد که ضربه معکوس را تمرین کند تا ضرباتش را متنوع کند.

sweep shot [اسم]
اجرا کردن

شوت جارویی

Ex: The batsman used the sweep shot effectively to counter the turning pitch .

بازیکن به طور موثر از ضربه جارویی برای مقابله با زمین چرخان استفاده کرد.

wide [اسم]
اجرا کردن

واید

Ex:

ناامیدی او آشکار بود وقتی که یک wide دیگر تحویل داد، یک دو آسان را تقدیم کرد.

to stump [فعل]
اجرا کردن

حذف کردن

Ex:

ویکت‌کیپر برای سومین بار در این فصل، بتسمن را استامپ می‌کند.

yorker [اسم]
اجرا کردن

یک یورکر

Ex: She practiced bowling yorkers relentlessly .

او بی‌وقفه تمرین بولینگ یورکر را انجام داد.

اجرا کردن

میانگین ضربه زنی

Ex: His consistent performance has led to an impressive batting average .

عملکرد مداوم او به یک میانگین ضربه زنی چشمگیر منجر شده است.

to cut [فعل]
اجرا کردن

ناگهان تغییر جهت دادن (توپ در بازی کریکت)

Ex: With sharp seam movement , the fast bowler 's delivery cut sharply off the pitch .

با حرکت درز تیز، تحویل بولر سریع به شدت از زمین برید.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها