ورزش - Athletics

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
track and field [عبارت]
اجرا کردن

دوومیدانی

Ex: Track and field athletes train rigorously for months before a competition .
Ironman [اسم]
اجرا کردن

آیرونمن

Ex:

آیرونمن علاوه بر تناسب اندام، استقامت ذهنی نیز می‌طلبد.

اجرا کردن

کراس کانتری

Ex: The cross-country attracts participants from all over the country .

کراس کانتری شرکت کنندگان را از سراسر کشور جذب می کند.

اجرا کردن

نیمه ماراتن

Ex:

هزاران دونده در رویداد سالانه نیمه ماراتن شرکت کردند.

marathon [اسم]
اجرا کردن

ماراتن

Ex: The city hosts an annual marathon every spring .

شهر هر بهار یک ماراتن سالانه برگزار می‌کند.

اجرا کردن

اولتراماراتون

Ex: Participants in the ultramarathon faced steep inclines and rocky trails .

شرکت‌کنندگان در اولتراماراتون با شیب‌های تند و مسیرهای سنگی مواجه شدند.

parkour [اسم]
اجرا کردن

پارکور

Ex:

پارکور به عنوان یک روش تمرین نظامی آغاز شد و به یک فعالیت تفریحی محبوب و ورزش رقابتی تبدیل شده است.

CrossFit [اسم]
اجرا کردن

کراس‌فیت

Ex:

او در کراس فیت اوپن رقابت کرد، یک مسابقه آنلاین جهانی که تناسب اندام ورزشکاران را در یک سری تمرینات چالش‌برانگیز آزمایش می‌کند.

running [اسم]
اجرا کردن

دویدن

Ex: She achieved a personal best time in the 800-meter running event .
اجرا کردن

پارا-دوومیدانی

Ex: The growth of para-athletics has led to increased participation among athletes with physical disabilities .

رشد پارا-دوومیدانی منجر به افزایش مشارکت در میان ورزشکاران دارای معلولیت جسمی شده است.

اجرا کردن

پارا تریاتلون

Ex: The para triathlon consists of swimming , cycling , and running segments .

پارا تریاتلون شامل بخش‌های شنا، دوچرخه‌سواری و دویدن می‌شود.

decathlon [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های ده‌گانه

Ex: The decathlon competition began with the 100-meter dash , followed by the long jump , shot put , high jump , and 400-meter race on the first day .

مسابقه ده‌گانه با دو ۱۰۰ متر آغاز شد و پس از آن پرش طول، پرتاب وزنه، پرش ارتفاع و دو ۴۰۰ متر در روز اول انجام شد.

heptathlon [اسم]
اجرا کردن

هفت‌گانه

Ex: The heptathlon is a grueling test of athleticism and endurance .

هفت‌گانه آزمونی سخت از ورزشکاری و استقامت است.

pentathlon [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های پنج‌گانه

Ex: He won the gold medal in the pentathlon at the Olympics .

او در المپیک مدال طلای پنجگانه را به دست آورد.

tetrathlon [اسم]
اجرا کردن

تتراتلون

Ex: The final event of the tetrathlon is the horse riding competition .

رویداد نهایی تتراتلون مسابقه سوارکاری است.

jumping [اسم]
اجرا کردن

پرش

Ex:

او در پرش با نیزه، که شکلی چالش‌برانگیز از پرش است، عالی عمل می‌کند.

pole vault [اسم]
اجرا کردن

(ورزش) پرش با نیزه

Ex: He set a new personal record in pole vault at the track meet .

او در مسابقات دو و میدانی رکورد شخصی جدیدی در پرش با نیزه به ثبت رساند.

triple jump [اسم]
اجرا کردن

(ورزش) پرش سه گام

Ex: She managed to land a solid hop , step , and jump in the triple jump event , setting a new personal record .

او توانست در مسابقه پرش سه گام یک پرش محکم، گام و پرش انجام دهد و یک رکورد شخصی جدید ثبت کند.

اجرا کردن

ورزش پرتابی

Ex: The throwing sport competitions feature athletes from all over the world showcasing their skills .

رقابت‌های پرتابی ورزشکارانی از سراسر جهان را به نمایش می‌گذارند که مهارت‌های خود را نشان می‌دهند.

اجرا کردن

پرتاب چکش

Ex: The hammer throw requires strength , coordination , and precise timing .

پرتاب چکش به قدرت، هماهنگی و زمان‌بندی دقیق نیاز دارد.

اجرا کردن

پرتاب دیسک

Ex: They measured the distance of each discus throw carefully to determine the winner .

آن‌ها فاصله هر پرتاب دیسک را به دقت اندازه‌گیری کردند تا برنده را مشخص کنند.

shot put [اسم]
اجرا کردن

(ورزش) پرتاب وزنه

Ex: The coach gave him tips on how to improve his shot put throw by using his whole body .

مربی به او نکاتی در مورد چگونگی بهبود پرتاب پرتاب وزنه خود با استفاده از تمام بدنش داد.

javelin [اسم]
اجرا کردن

مسابقه پرتاب نیزه

hurdling [اسم]
اجرا کردن

دویدن با مانع

Ex:

رویدادهای دو با مانع چالش‌برانگیز هستند و ورزشکاری را در دو و میدانی به نمایش می‌گذارند.

اجرا کردن

400 متر با مانع

Ex: The 400 meters hurdles final featured some of the world 's top athletes .

فینال 400 متر با مانع برخی از برترین ورزشکاران جهان را به نمایش گذاشت.

اجرا کردن

110 متر مانع

Ex: The athlete cleared each hurdle smoothly in the 110 meters hurdles event .

ورزشکار هر مانع را به راحتی در رویداد 110 متر با مانع پشت سر گذاشت.

dash [اسم]
اجرا کردن

مسابقه دو سرعت

Ex: His explosive speed made him a formidable competitor in the dash .

سرعت انفجاری او او را به یک رقیب سرسخت در dash تبدیل کرد.

اجرا کردن

رویدادهای میدانی

Ex: The stadium was bustling with spectators eager to watch the field events .

استادیوم مملو از تماشاگرانی بود که مشتاق تماشای رویدادهای میدانی بودند.

to outstrip [فعل]
اجرا کردن

پیشی گرفتن از کسی (در رقابت)

Ex: Demand for the new product outstripped the company ’s supply .

تقاضا برای محصول جدید از عرضه شرکت پیشی گرفت.

اجرا کردن

بهترین شخصی

Ex: Setting a personal best in the marathon was a remarkable accomplishment for her .

ثبت بهترین شخصی در ماراتن یک دستاورد قابل توجه برای او بود.

اجرا کردن

خط شروع

Ex: Spectators watched as the runners took their positions at the starting line .

تماشاگران تماشا کردند که دونده‌ها در خط شروع جایگاه خود را گرفتند.

track event [اسم]
اجرا کردن

رویداد دو و میدانی

Ex: He competed in multiple track events throughout the track and field season .

او در چندین رویداد دو و میدانی در طول فصل دو و میدانی شرکت کرد.

relay [اسم]
اجرا کردن

رله

Ex: Relay events showcase both individual speed and team coordination .

رویدادهای رله هم سرعت فردی و هم هماهنگی تیم را به نمایش می‌گذارند.

run [اسم]
اجرا کردن

مسابقه دو

Ex: He won the 400-meter run at the track meet , setting a new school record .

او در مسابقه دو 400 متر در جلسه دو میدانی برنده شد و یک رکورد جدید مدرسه ثبت کرد.

broad jump [اسم]
اجرا کردن

پرش طولی از حالت ایستاده

Ex: She practiced her approach for the broad jump during training .

او در طول تمرین، روش خود را برای پرش طول تمرین کرد.

اجرا کردن

مسابقه با مانع

Ex: Steeplechase runners must combine speed , stamina , and jumping skill .
ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها