ورزش - ورزشکاران رزمی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
heel [اسم]
اجرا کردن

شرور

Ex: The heel 's manager interfered in the match to help him win unfairly .

مدیر هیل در مسابقه دخالت کرد تا به او کمک کند ناعادلانه برنده شود.

face [اسم]
اجرا کردن

ورزشکار محبوب

Ex: Faces engage with the audience , rallying them behind their cause .

فیس‌ها با مخاطبان تعامل می‌کنند، آن‌ها را پشت هدف خود جمع می‌کنند.

اجرا کردن

وزن متوسط

Ex: His speed and agility make him a formidable middleweight .

سرعت و چابکی او او را به یک وزن متوسط formidable تبدیل می‌کند.

اجرا کردن

نیمه سنگین وزن

Ex: Every light heavyweight must maintain a strict diet and training regimen to stay within their weight class .

هر نیمه سنگین‌وزن باید یک رژیم غذایی سخت و برنامه تمرینی را رعایت کند تا در کلاس وزنی خود باقی بماند.

اجرا کردن

وزن پر

Ex: The featherweight adjusted his defense to counter his opponent 's attacks .

وزن پر دفاع خود را برای مقابله با حملات حریف تنظیم کرد.

flyweight [اسم]
اجرا کردن

وزن مگس

Ex:

وزن مگس‌خوار استراتژی خود را برای غلبه بر حریف بلندقدترش تنظیم کرد.

اجرا کردن

وزن خروس

Ex: During the match , the bantamweight landed precise punches to win on points .

در طول مسابقه، وزن خروس با مشت‌های دقیق به پیروزی با امتیاز دست یافت.

اجرا کردن

سوپر سنگین وزن

Ex: The super heavyweight appreciated the challenge of facing equally formidable opponents .

سوپر سنگین‌وزن چالش روبرو شدن با حریفانی به همان اندازه قدرتمند را تقدیر کرد.

اجرا کردن

a wrestler weighing 70–78 kg or 154–172 lb

Ex: The welterweight was favored for his speed and endurance .
اجرا کردن

کشتی گیر سومو

Ex: The sumo wrestler 's powerful thrusts and footwork secured him a quick victory .

ضربات قدرتمند و کار پاهای کشتی‌گیر سومو برای او پیروزی سریعی را به ارمغان آورد.

boxer [اسم]
اجرا کردن

بوکسور

Ex:

بسیاری از بوکسورهای مشتاق به افسانه‌هایی مانند محمد علی نگاه می‌کنند.

wrestler [اسم]
اجرا کردن

کشتی گیر

Ex: Every wrestler trains rigorously to improve their conditioning and wrestling skills .

هر کشتی‌گیر به سختی تمرین می‌کند تا شرایط بدنی و مهارت‌های کشتی خود را بهبود بخشد.

karateka [اسم]
اجرا کردن

کاراته‌کا

Ex: The karateka practiced her moves with precision .

کاراته‌کا حرکات خود را با دقت تمرین کرد.

judoka [اسم]
اجرا کردن

جودوکا

Ex: Each judoka displayed excellent technique and discipline .

هر جودوکا تکنیک و انضباط عالی را نشان داد.

اجرا کردن

مشت زن متقابل

Ex: She was known for her skill as a counterpuncher , always evading strikes and finding openings to retaliate .

او به خاطر مهارتش به عنوان یک ضد حمله‌کننده شناخته می‌شد، همیشه از ضربات اجتناب می‌کرد و فرصت‌هایی برای تلافی پیدا می‌کرد.

out-boxer [اسم]
اجرا کردن

بوکسور بیرونی

Ex: As an out-boxer , he focuses on scoring points with jabs .

به عنوان یک بوکسور بیرونی، او بر امتیازگیری با جب ها تمرکز می‌کند.

Nak Muay [اسم]
اجرا کردن

تمرین کننده موای تای

Ex: A seasoned Nak Muay , she has won numerous titles .

یک ناک موای کارکشته، او عناوین زیادی را به دست آورده است.

اجرا کردن

بوکسور-پانچر

Ex: Known for his adaptability , he switches seamlessly between boxer and boxer-puncher .

به خاطر انعطاف‌پذیری‌اش شناخته شده است، او به راحتی از بوکسور به بوکسور-پانچر تغییر می‌کند.

kickboxer [اسم]
اجرا کردن

کیک بوکسور

Ex: He became a professional kickboxer at the age of 20 .

او در سن 20 سالگی به یک کیک‌بوکسر حرفه‌ای تبدیل شد.

fencer [اسم]
اجرا کردن

شمشیرباز

Ex:

در طول مسابقه، شمشیرباز حرکات پا و کنترل تیغه بی‌عیبی را به نمایش گذاشت.

kendoka [اسم]
اجرا کردن

تمرین کننده کندو

Ex: She earned her black belt and became a respected kendoka .

او کمربند مشکی خود را به دست آورد و به یک کندوکا محترم تبدیل شد.

capoeirista [اسم]
اجرا کردن

کاپوئریستا

Ex: The capoeirista used a series of feints to confuse his opponent .

کاپوئرایستا از یک سری فریب‌ها برای گیج کردن حریفش استفاده کرد.

jujitsuka [اسم]
اجرا کردن

تمرین کننده جوجیتسو

Ex: The jujitsuka 's strategy involved patiently waiting for his opponent to make a mistake .

استراتژی جوجیتسوکا شامل انتظار صبورانه برای اشتباه حریف بود.

aikidoka [اسم]
اجرا کردن

تمرین کننده آیکیدو

Ex: The sensei praised the aikidoka for their commitment to self-improvement .

سنسی از آیکیدوکا به خاطر تعهدشان به بهبود شخصی تقدیر کرد.

swarmer [اسم]
اجرا کردن

مهاجم

Ex: In boxing , a swarmer often aims to close the distance quickly and dominate in close quarters .

در بوکس، یک مهاجم اغلب هدفش این است که فاصله را به سرعت کم کند و در فاصله نزدیک غالب شود.

اجرا کردن

بوکسوری که می‌تواند با هر دو دست به‌طور مؤثر بجنگد

Ex: Switch-hitters often have a strategic advantage in the ring .

سویچ-هیترها اغلب در رینگ مزیت استراتژیک دارند.

اجرا کردن

نیمه سنگین وزن

Ex: Fans eagerly awaited to see the new light heavyweight 's talent .

طرفداران مشتاقانه منتظر بودند تا استعداد نیمه سنگین وزن جدید را ببینند.

lightweight [اسم]
اجرا کردن

کشتی‌گیر سبک‌وزن

Ex: She 's aiming to qualify as the lightweight for the world championships next year .

او قصد دارد به عنوان وزن سبک برای مسابقات قهرمانی جهان سال آینده واجد شرایط شود.

heavyweight [اسم]
اجرا کردن

سنگین وزن

Ex: The heavyweight pinned his opponent in seconds .

سنگین‌وزن حریفش را در چند ثانیه زمین زد.

fighter [اسم]
اجرا کردن

مبارز

Ex: When the popular fighter entered the ring the crowd went wild .

وقتی مبارز محبوب وارد رینگ شد، جمعیت دیوانه شد.

اجرا کردن

وزن متوسط

Ex: Her coach describes her as a middleweight with a natural instinct for mat control .

مربی او را به عنوان یک وزن متوسط با غریزه طبیعی برای کنترل روی تشک توصیف می‌کند.

اجرا کردن

an amateur boxer weighing up to 67 kg or 148 lb

Ex: He competed as a welterweight for three years .
ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها