واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - ورزش

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ورزش، مانند "کروکت"، "نیزه"، "بخش" و غیره را که برای آزمون TOEFL لازم است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
croquet [اسم]
اجرا کردن

کروکت

Ex:

کروکت برای بردن هم به استراتژی و هم به دقت نیاز دارد.

decathlon [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های ده‌گانه

Ex: The decathlon competition began with the 100-meter dash , followed by the long jump , shot put , high jump , and 400-meter race on the first day .

مسابقه ده‌گانه با دو ۱۰۰ متر آغاز شد و پس از آن پرش طول، پرتاب وزنه، پرش ارتفاع و دو ۴۰۰ متر در روز اول انجام شد.

grand slam [اسم]
اجرا کردن

مسابقات ورزشی مهم

Ex: He won the tennis grand slam by claiming all four major tournaments in a single year .
Grand Prix [اسم]
اجرا کردن

مسابقه‌ی بزرگ (ماشین‌رانی و غیره)

Ex:

او در قهرمانی رالی جهان در رالی مونت کارلو، اولین مرحله از فصل و یکی از قدیمی‌ترین و معتبرترین رالی‌ها در ورزش موتوری، اولین حضور خود را انجام داد.

lacrosse [اسم]
اجرا کردن

لاکراس (نوعی ورزش)

Ex:

تاریخ لاکراس به قرن‌ها پیش بازمی‌گردد، که مردمان بومی آمریکای شمالی انواع مختلف این بازی را برای اهداف تفریحی، تمرینی و معنوی انجام می‌دادند.

اجرا کردن

وزن‌سبک (بین 63 تا 67 کیلوگرم)

Ex: The boxer moved up to welterweight after dominating the lightweight division.
javelin [اسم]
اجرا کردن

مسابقه پرتاب نیزه

regatta [اسم]
اجرا کردن

مسابقه قایق‌رانی

Ex: They spent months preparing their yacht for the upcoming regatta , fine-tuning their equipment and practicing maneuvers to gain a competitive edge .

آنها ماه‌ها را صرف آماده‌سازی قایق بادبانی خود برای مسابقه قایقرانی آینده کردند، تجهیزات خود را تنظیم دقیق کردند و مانورها را تمرین کردند تا برتری رقابتی کسب کنند.

اجرا کردن

مسابقه با مانع

Ex: Steeplechase runners must combine speed , stamina , and jumping skill .
اجرا کردن

لیگ اصلی (بیسبال)

Ex: After watching the major league game , he decided to pursue a career in professional sports .

بعد از تماشای بازی لیگ برتر، او تصمیم گرفت تا حرفه‌ای در ورزش حرفه‌ای را دنبال کند.

اجرا کردن

تور دو فرانس

Ex: He dreamed of wearing the yellow jersey at the Tour de France one day .

او رویای پوشیدن پیراهن زرد در تور دو فرانس را داشت.

underdog [اسم]
اجرا کردن

طرف ضعیف‌تر

Ex: Despite being the underdog in the negotiation , he managed to secure a favorable deal for his company .

علیرغم اینکه در مذاکره تحت فشار بود، توانست معامله‌ای مطلوب برای شرکتش تضمین کند.

gridiron [اسم]
اجرا کردن

زمین فوتبال آمریکایی

Ex: The stadium erupted with cheers as the home team scored a touchdown , crossing the goal line at the end of the gridiron .

استادیوم با تشویق تماشاگران منفجر شد وقتی تیم خانگی یک تاچ‌داون زد و از خط دروازه در انتهای زمین فوتبال آمریکایی عبور کرد.

dribble [اسم]
اجرا کردن

دریبل

Ex:

یک لمس اولیه ضعیف، دریبل را مختل کرد و مالکیت را به حریف واگذار کرد.

fumble [اسم]
اجرا کردن

توپ را از دست دادن

Ex: The coach emphasized the importance of minimizing fumbles during practice to improve their chances of winning .

مربی بر اهمیت به حداقل رساندن فامبل‌ها در طول تمرین برای بهبود شانس برد تأکید کرد.

matchup [اسم]
اجرا کردن

مسابقه (بین دو تیم یا نفر)

Ex: The tournament features some interesting matchups that will keep everyone on their toes .

مسابقات شامل برخی مسابقات جالب است که همه را در حالت آماده‌باش نگه می‌دارد.

pennant [اسم]
اجرا کردن

پرچم سه‌گوش (ورزش)

Ex: Each season 's pennant is displayed in the stadium .
podium [اسم]
اجرا کردن

سکوی قهرمانی

Ex: During the conference , each presenter had a designated time slot to speak from the podium .

در طول کنفرانس، هر ارائه‌دهنده زمان مشخصی برای صحبت از سکو داشت.

rappel [اسم]
اجرا کردن

پایین آمدن از کوه با طناب

Ex: After a long climb to the summit , they began their descent with a rappel , taking in the breathtaking views as they lowered themselves down .

پس از صعود طولانی به قله، آنها با رپل فرود خود را آغاز کردند، و از مناظر نفس‌گیر در حالی که پایین می‌آمدند لذت بردند.

to foul [فعل]
اجرا کردن

(ورزش) خطا کردن

Ex:

او در هنگام ضدحمله خطا شد و دو پرتاب آزاد به او اهدا شد.

to dope [فعل]
اجرا کردن

دوپینگ کردن

Ex: The cyclist was banned for attempting to dope before the race .
اجرا کردن

بیهوش کردن

Ex:

ضربه غیرمنتظره به سر در حادثه او را موقتاً بیهوش کرد تا زمانی که کمک رسید.