واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - فیزیک و شیمی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره فیزیک و شیمی، مانند "خلاء"، "قلیایی"، "یون" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
vacuum [اسم]
اجرا کردن

خلأ

Ex: The vacuum of space between celestial bodies is not completely empty but is characterized by extremely low density and pressure .

خلأ فضای بین اجرام آسمانی کاملاً خالی نیست اما با چگالی و فشار بسیار کم مشخص می‌شود.

to bond [فعل]
اجرا کردن

پیوند زدن (شیمی)

Ex:

وقتی هیدروژن و نیتروژن پیوند می‌خورند، مولکول‌های آمونیاک را تشکیل می‌دهند.

composition [اسم]
اجرا کردن

ترکیب (شیمیایی)

Ex: The composition of a compound can vary depending on the ratio and arrangement of its constituent elements .

ترکیب یک ترکیب می‌تواند بسته به نسبت و چیدمان عناصر تشکیل‌دهنده آن متفاوت باشد.

to distill [فعل]
اجرا کردن

تقطیر کردن

Ex:

دانشمندان در حال تقطیر مخلوط بودند تا اجزای آن را جدا کنند.

to compress [فعل]
اجرا کردن

بهم فشردن

Ex: He compressed the puzzle pieces together to complete the picture .

او قطعات پازل را فشرده کرد تا تصویر را کامل کند.

dark matter [اسم]
اجرا کردن

ماده تاریک

Ex: Dark matter is thought to play a crucial role in the formation and evolution of galaxies and large-scale structures in the universe .

تصور می‌شود که ماده تاریک نقش حیاتی در تشکیل و تکامل کهکشان‌ها و ساختارهای بزرگ مقیاس در جهان دارد.

antimatter [اسم]
اجرا کردن

پادماده

Ex: Scientists study antimatter to better understand the fundamental laws of physics and the origins of the universe .

دانشمندان ضد ماده را مطالعه می‌کنند تا قوانین بنیادی فیزیک و منشأ جهان را بهتر درک کنند.

catalyst [اسم]
اجرا کردن

کاتالیزور

Ex: Platinum nanoparticles acted as an effective catalyst for the reaction , significantly lowering the activation energy needed .

نانوذرات پلاتین به عنوان یک کاتالیزور مؤثر برای واکنش عمل کردند و انرژی فعالسازی مورد نیاز را به میزان قابل توجهی کاهش دادند.

اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: In a particle accelerator , scientists use electromagnetic fields to accelerate subatomic particles to near-light speeds .

در یک شتاب‌دهنده ذرات، دانشمندان از میدان‌های الکترومغناطیسی برای شتاب دادن به ذرات زیراتمی تا نزدیک به سرعت نور استفاده می‌کنند.

solvent [اسم]
اجرا کردن

حلال (شیمی)

Ex: Chloroform acts as an effective solvent for lipids , fats and waxes due to its non-polar nature .

کلروفرم به عنوان یک حلال مؤثر برای لیپیدها، چربی‌ها و موم‌ها به دلیل ماهیت غیرقطبی آن عمل می‌کند.

charged [صفت]
اجرا کردن

باردار شده (شیمی)

Ex:

الکتریسیته ساکن در اتاق باعث شد که بادکنک‌ها باردار شوند و به دیوار بچسبند.

conductor [اسم]
اجرا کردن

رسانای برق

Ex: The metal conductor in the power cord allows electricity to flow from the outlet to the appliance , powering it up .

هادی فلزی در سیم برق اجازه می‌دهد تا برق از پریز به دستگاه جریان یابد و آن را روشن کند.

crystal [اسم]
اجرا کردن

بلور

Ex: The solution slowly cooled , producing large crystals .
ion [اسم]
اجرا کردن

یون

Ex: The scientist studied how ions behave in plasma .

دانشمند مطالعه کرد که چگونه یون‌ها در پلاسما رفتار می‌کنند.

اجرا کردن

الکترومغناطیسی

Ex:

طیف الکترومغناطیسی محدوده فرکانس‌های تابش الکترومغناطیسی را توصیف می‌کند.

اجرا کردن

شکافت هسته‌ای

Ex: The chain reaction in a nuclear fission reactor is carefully controlled to ensure that the energy released is harnessed for electricity generation without causing a runaway reaction .

واکنش زنجیره‌ای در یک رآکتور شکافت هسته‌ای به دقت کنترل می‌شود تا اطمینان حاصل شود که انرژی آزاد شده برای تولید برق بدون ایجاد واکنش غیرقابل کنترل مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اجرا کردن

هم‌جوشی هسته‌ای

Ex: The challenge of achieving sustainable nuclear fusion on Earth lies in confining the high-temperature plasma required for fusion and sustaining the reaction in a controlled manner .

چالش دستیابی به همجوشی هسته‌ای پایدار در زمین، در محدود کردن پلاسمای با دمای بالا مورد نیاز برای همجوشی و حفظ واکنش به صورت کنترل شده نهفته است.

اجرا کردن

تبخیر شدن

Ex: After the rain stopped , the moisture quickly evaporated from the pavement .

بعد از توقف باران، رطوبت به سرعت از پیاده‌رو تبخیر شد.

aluminum [اسم]
اجرا کردن

آلومینیم

Ex:

آلومینیوم معمولاً برای بسته‌بندی غذا استفاده می‌شود زیرا مانعی در برابر رطوبت، نور و هوا فراهم می‌کند.

alloy [اسم]
اجرا کردن

آلیاژ

Ex: Bronze , an alloy of copper and tin , has been used for centuries in sculpture , weaponry , and coinage .

برنز، یک آلیاژ از مس و قلع، برای قرن‌ها در مجسمه‌سازی، تسلیحات و ضرب سکه استفاده شده است.

copper [اسم]
اجرا کردن

مس

Ex: The ancient Egyptians used copper for making tools , jewelry , and decorative items .

مصریان باستان از مس برای ساخت ابزار، جواهرات و وسایل تزئینی استفاده می‌کردند.

magnetic [صفت]
اجرا کردن

آهن‌ربایی

Ex:

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) از میدان‌های مغناطیسی قوی برای ایجاد تصاویر دقیق از ساختارهای داخلی بدن استفاده می‌کند.

friction [اسم]
اجرا کردن

اصطکاک

Ex: There is more friction on rough surfaces than on smooth ones .

روی سطوح ناهموار اصطکاک بیشتری نسبت به سطوح صاف وجود دارد.

corrosion [اسم]
اجرا کردن

خوردگی

Ex: Corrosion is a natural process that can be slowed but not completely stopped .

خوردگی یک فرآیند طبیعی است که می‌توان آن را کند کرد اما به طور کامل متوقف نشد.

mass [اسم]
اجرا کردن

جرم (فیزیک)

Ex: According to Newton 's second law of motion , the acceleration of an object is directly proportional to the net force acting on it and inversely proportional to its mass .

طبق قانون دوم حرکت نیوتن، شتاب یک جسم مستقیماً با نیروی خالص وارد بر آن متناسب است و با جرم آن نسبت معکوس دارد.

density [اسم]
اجرا کردن

چگالی (فیزیک)

Ex: The concept of density is important in geophysics for understanding the composition and structure of Earth 's interior .

مفهوم چگالی در ژئوفیزیک برای درک ترکیب و ساختار داخلی زمین مهم است.

velocity [اسم]
اجرا کردن

سرعت

Ex: The velocity of the rocket increased as it accelerated into space .

سرعت موشک با شتاب گرفتن در فضا افزایش یافت.

lead [اسم]
اجرا کردن

سرب (شیمی)

Ex: Despite its toxicity , lead was extensively used in the past for various applications , including soldering and radiation shielding .

علیرغم سمیت آن، سرب در گذشته به طور گسترده برای کاربردهای مختلف از جمله لحیم کاری و محافظت در برابر تشعشع استفاده می‌شد.

nickel [اسم]
اجرا کردن

نیکل

Ex: Nickel plating enhances the appearance and longevity of metals .
radioactive [صفت]
اجرا کردن

پرتوزا

Ex:

ضایعات رادیواکتیو باید با دقت ذخیره و دفع شوند تا از آلودگی محیط زیست جلوگیری شود.

thermal [صفت]
اجرا کردن

گرمایی

Ex: Heat transfer occurs through thermal conduction , convection , and radiation .

انتقال گرما از طریق هدایت حرارتی، همرفت و تابش صورت می‌گیرد.

static [صفت]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The static figure in the painting appeared frozen in time .

شکل ایستا در نقاشی به نظر می‌رسید که در زمان منجمد شده است.

synthetic [صفت]
اجرا کردن

ترکیبی

Ex: The scientist developed a synthetic version of a natural compound found in medicinal plants to enhance its therapeutic properties .

دانشمند یک نسخه مصنوعی از یک ترکیب طبیعی موجود در گیاهان دارویی را برای بهبود خواص درمانی آن توسعه داد.