واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - دنیای کامپیوتر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره دنیای کامپیوتر، مانند "باینری"، "بوت"، "cpu" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
cyberspace [اسم]
اجرا کردن

فضای مجازی

Ex: Cyberspace presents both opportunities and challenges for businesses looking to expand their online presence .

فضای مجازی هم فرصت‌ها و هم چالش‌هایی را برای کسب‌وکارهایی که به دنبال گسترش حضور آنلاین خود هستند، ارائه می‌دهد.

analog [صفت]
اجرا کردن

آنالوگ

Ex:

ساعت آنالوگ روی دیوار ثانیه‌ها را می‌شمرد، عقربه‌هایش به نرمی روی صفحه می‌چرخیدند.

binary [صفت]
اجرا کردن

دودویی

Ex: The binary system is fundamental to digital technology and computing.

سیستم دودویی برای فناوری دیجیتال و محاسبات اساسی است.

to archive [فعل]
اجرا کردن

بایگانی کردن

Ex: The team archived the old versions of the software for future troubleshooting if needed .

تیم نسخه‌های قدیمی نرم‌افزار را برای عیب‌یابی آینده در صورت نیاز آرشیو کرد.

backup [اسم]
اجرا کردن

فایل پشتیبان

Ex:

مطمئن شوید که فایل‌های پشتیبان خود را در مکانی امن ذخیره می‌کنید تا از حذف یا خرابی تصادفی محافظت شوند.

to boot [فعل]
اجرا کردن

راه انداختن (کامپیوتر)

Ex: We booted the laptop , excited to watch the latest movie release .
cache [اسم]
اجرا کردن

حافظه پنهان

Ex: A large cache of data improves overall system efficiency .

یک حافظه پنهان بزرگ داده، کارایی کلی سیستم را بهبود می‌بخشد.

clipboard [اسم]
اجرا کردن

کلیپ‌بورد

Ex: You can access the clipboard history to retrieve previously copied items .

شما می‌توانید به تاریخچه کلیپ‌بورد دسترسی پیدا کنید تا موارد قبلاً کپی شده را بازیابی کنید.

byte [اسم]
اجرا کردن

بایت (کامپیوتر)

Ex: The video file size is 2 gigabytes , consisting of approximately 16 billion bytes of information .

حجم فایل ویدیویی 2 گیگابایت است، متشکل از حدود 16 میلیارد بایت اطلاعات.

motherboard [اسم]
اجرا کردن

مادربورد

Ex: Dust on the motherboard can cause problems .

گرد و غبار روی مادربرد می‌تواند باعث مشکلات شود.

on-board [صفت]
اجرا کردن

روی مادربورد (کامپیوتر)

Ex:

تشخیص‌های روی برد رانندگان را از مشکلات موتور آگاه می‌کنند.

driver [اسم]
اجرا کردن

گرداننده (نرم‌افزار)

clock speed [اسم]
اجرا کردن

سرعت ریزپردازنده

Ex: When comparing CPUs , clock speed is an important specification to consider .

هنگام مقایسه پردازنده‌ها، سرعت کلاک مشخصه‌ای مهم است که باید در نظر گرفته شود.

firmware [اسم]
اجرا کردن

ثابت‌افزار

Ex: After the firmware was flashed , the device started functioning correctly .

پس از فلش شدن فرمور، دستگاه به درستی شروع به کار کرد.

اجرا کردن

سازگاری

Ex: The team worked to resolve compatibility problems between the old and new systems .

تیم برای حل مشکلات سازگاری بین سیستم‌های قدیمی و جدید کار کرد.

اجرا کردن

پیکربندی

Ex: A custom configuration was designed to meet the project ’s specific needs .

یک پیکربندی سفارشی طراحی شد تا نیازهای خاص پروژه را برآورده کند.

to debug [فعل]
اجرا کردن

عیب‌زدایی کردن

Ex: He encountered a problem with the program 's functionality and immediately started debugging to resolve it .

او با مشکلی در عملکرد برنامه مواجه شد و بلافاصله شروع به دیباگ کردن برای رفع آن کرد.

to format [فعل]
اجرا کردن

فرمت کردن

Ex: The IT department will format the new external hard drive to ensure compatibility with the company 's systems .

دپارتمان فناوری اطلاعات دیسک سخت خارجی جدید را فرمت خواهد کرد تا با سیستم‌های شرکت سازگار باشد.

back end [اسم]
اجرا کردن

بک اند

Ex:

ارائه‌دهندگان خدمات ابری، خدمات مدیریت‌شده بک‌اند، مانند میزبانی پایگاه داده و مدیریت سرور را ارائه می‌دهند تا مدیریت زیرساخت را برای کسب‌وکارها ساده‌تر کنند.

front end [اسم]
اجرا کردن

فرانت اند

Ex:

طراحان گرافیک با توسعه‌دهندگان فرانت‌اند همکاری می‌کنند تا طراحی‌های جذاب بصری و رابط‌های کاربری که تجربه کاربری را بهبود می‌بخشند، ایجاد کنند.

interface [اسم]
اجرا کردن

رابط (رایانش)

Ex: The interface allows users to interact with the computer using a combination of mouse clicks and keyboard shortcuts .

رابط به کاربران اجازه می‌دهد تا با استفاده از ترکیبی از کلیک‌های ماوس و میانبرهای صفحه‌کلید با کامپیوتر تعامل داشته باشند.

hack [اسم]
اجرا کردن

هک

Ex: His hack improved the program 's functionality without needing a complete rewrite .

هک او عملکرد برنامه را بدون نیاز به بازنویسی کامل بهبود بخشید.

to encode [فعل]
اجرا کردن

کدگذاری کردن

Ex: The spy agency uses specialized methods to encode classified messages for secure communication .

سازمان جاسوسی از روش‌های تخصصی برای کدگذاری پیام‌های طبقه‌بندی شده برای ارتباط امن استفاده می‌کند.

to encrypt [فعل]
اجرا کردن

رمزنگاری کردن

Ex: They encrypted the email attachments before sending them over the internet .

آنها پیوست‌های ایمیل را قبل از ارسال از طریق اینترنت رمزگذاری کردند.

interactive [صفت]
اجرا کردن

تعاملی

Ex: The interactive map allows users to zoom in and out , pan across different areas , and access additional information with a click .

نقشه تعاملی به کاربران امکان زوم کردن و حرکت در مناطق مختلف و دسترسی به اطلاعات اضافی با یک کلیک را می‌دهد.

open-source [صفت]
اجرا کردن

متن‌باز

Ex:

برنامه‌های منبع باز اغلب دارای جوامع بزرگ و فعال کاربران هستند.

modem [اسم]
اجرا کردن

مودم

Ex: She restarted the modem to fix the connection issue .

او مودم را راه‌اندازی مجدد کرد تا مشکل اتصال را برطرف کند.

اجرا کردن

واسط گرافیکی کاربر

Ex: The graphical user interface features intuitive icons and menus .

رابط کاربری گرافیکی شامل آیکون‌ها و منوهای شهودی است.

router [اسم]
اجرا کردن

روتر

Ex: The new router provides faster speeds and better range .

روتر جدید سرعت‌های بالاتر و محدوده بهتر ارائه می‌دهد.