واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - پدیده‌های طبیعی و محیط زیست

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد پدیده های طبیعی و محیط زیست، مانند "شبنم"، "تندباد"، "چشم" و غیره که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
to drizzle [فعل]
اجرا کردن

نم‌نم باران باریدن

Ex: She walked outside as the rain drizzled down , carrying an umbrella .

او در حالی که باران نمنم می‌بارید، بیرون رفت و چتری به همراه داشت.

to inundate [فعل]
اجرا کردن

غرقاب کردن

Ex: The construction of the new reservoir will inundate large areas of the forested land .

ساخت مخزن جدید مناطق وسیعی از زمین‌های جنگلی را غرقاب خواهد کرد.

anticyclone [اسم]
اجرا کردن

واچَرخَند

Ex: The anticyclone 's high-pressure system suppressed cloud formation and precipitation , resulting in sunny days and cool evenings .

سیستم فشار بالای آنتی سیکلون تشکیل ابر و بارش را سرکوب کرد، که منجر به روزهای آفتابی و شب‌های خنک شد.

archipelago [اسم]
اجرا کردن

مجمع‌الجزایر

Ex: Japan is situated in an archipelago made up of four main islands .

ژاپن در یک مجمع‌الجزایر متشکل از چهار جزیره اصلی واقع شده است.

deluge [اسم]
اجرا کردن

سیل

Ex: Rescue teams worked through the night to reach victims of the deluge .
dew [اسم]
اجرا کردن

شبنم

Ex: Walking through the meadow at dawn , she felt the cool touch of dew on her bare feet , refreshing and invigorating .

در حالی که در سپیده‌دم از میان چمنزار می‌گذشت، لمس خنک شبنم را روی پای برهنه‌اش احساس کرد، طراوت‌بخش و انرژی‌دهنده.

flurry [اسم]
اجرا کردن

طوفان ناگهانی

Ex: We saw a flurry of leaves swirling around in the wind .

ما یک تندباد از برگ‌ها را دیدیم که در باد می‌چرخید.

gust [اسم]
اجرا کردن

وزش شدید باد

Ex: The sailor reefed the sails as the boat was hit by a strong gust , ensuring it could safely navigate the choppy waters .

ملوان بادبان‌ها را جمع کرد وقتی که قایق با یک تندباد شدید برخورد کرد، اطمینان حاصل کرد که می‌تواند با ایمنی در آب‌های مواج حرکت کند.

اجرا کردن

بارش

Ex: The weather forecast predicts heavy precipitation tomorrow .
thaw [اسم]
اجرا کردن

گرم شدن هوا

Ex: The sudden thaw caused flooding in some low-lying areas .

ذوبان ناگهانی باعث سیل در برخی مناطق کم ارتفاع شد.

biohazard [اسم]
اجرا کردن

خطر زیستی

Ex: The outbreak of the new virus was classified as a biohazard , prompting immediate quarantine measures to contain its spread .

شیوع ویروس جدید به عنوان یک خطر زیستی طبقه‌بندی شد، که منجر به اقدامات فوری قرنطینه برای جلوگیری از گسترش آن شد.

cataclysm [اسم]
اجرا کردن

دگرگونی ناگهانی سطح زمین (زمین شناسی)

Ex: Scientists point to an asteroid or comet impact as the leading theory for the cataclysm that wiped out the dinosaurs .

دانشمندان به برخورد یک سیارک یا دنباله‌دار به عنوان نظریه پیشرو برای فاجعه که دایناسورها را از بین برد اشاره می‌کنند.

اجرا کردن

آلودگی

Ex: The contamination of soil affects agriculture .

آلودگی خاک بر کشاورزی تأثیر می‌گذارد.

effluent [اسم]
اجرا کردن

فاضلاب

Ex:

پساب از سیستم فاضلاب شهر به دقت نظارت می‌شود تا از انتشار مواد مضر در محیط زیست جلوگیری شود.

epicenter [اسم]
اجرا کردن

کانون زمین‌لرزه

Ex: The small town , once the epicenter of the cultural movement , still retained its vibrant artistic community .

شهر کوچک، که زمانی مرکز جنبش فرهنگی بود، هنوز جامعه هنری پر جنب و جوش خود را حفظ کرده بود.

eye [اسم]
اجرا کردن

چشم توفان

cascade [اسم]
اجرا کردن

آبشار کوچک

Ex: The rocky landscape was dotted with numerous cascades .

چشم‌انداز سنگی با تعداد زیادی آبشار پوشیده شده بود.

dike [اسم]
اجرا کردن

آب‌بند

Ex: The ancient dike had stood for centuries , safeguarding the lowlands from coastal flooding .

دیواره باستانی قرن‌ها پابرجا مانده بود، از زمین‌های پست در برابر سیلاب‌های ساحلی محافظت می‌کرد.

estuary [اسم]
اجرا کردن

پای‌رود

Ex:

صدف‌ها در آب‌های لب‌شور مصب رشد می‌کنند.

gorge [اسم]
اجرا کردن

ژرف‌دره

Ex: Mist rose from the bottom of the gorge at sunrise .
isthmus [اسم]
اجرا کردن

باریکه خاکی

Ex: Coastal erosion threatens the stability of isthmuses , leading to concerns about their resilience in the face of rising sea levels .

فرسایش ساحلی ثبات تنگه‌های خشکی را تهدید می‌کند و نگرانی‌هایی در مورد مقاومت آن‌ها در برابر افزایش سطح دریا به وجود می‌آورد.

levee [اسم]
اجرا کردن

لنگرگاه

Ex: They built a new levee to accommodate larger vessels .

آن‌ها یک اسکله جدید ساختند تا کشتی‌های بزرگتر را در خود جای دهند.

meridian [اسم]
اجرا کردن

نصف‌النهار

Ex: The equator intersects meridians at right angles , dividing the Earth into equal halves and marking the boundary between the Northern and Southern Hemispheres .

استوا نصف‌النهارها را در زوایای قائمه قطع می‌کند، زمین را به دو نیمه مساوی تقسیم می‌کند و مرز بین نیمکره شمالی و جنوبی را مشخص می‌کند.

morass [اسم]
اجرا کردن

باتلاق

Ex: The explorer 's boots were caked with mud after trudging through the morass .

چکمه‌های کاوشگر پس از راه رفتن در مرداب با گل پوشیده شده بود.

plateau [اسم]
اجرا کردن

فلات

Ex:

فلات اتیوپی با ارتفاع زیاد و زمین ناهموارش مشخص می‌شود که آن را به ویژگی منحصر به فردی از چشم‌انداز آفریقا تبدیل می‌کند.

tor [اسم]
اجرا کردن

برون‌زد سنگی

tremor [اسم]
اجرا کردن

زمین‌لرزه خفیف

zenith [اسم]
اجرا کردن

سمت‌الرأس

Ex: The moon 's zenith was clearly visible from the observation deck last night .

اوج ماه شب گذشته از عرشه رصد به وضوح قابل مشاهده بود.

crepuscular [صفت]
اجرا کردن

شبیه گرگ‌و‌میش

Ex: The crepuscular light of the early morning painted the sky with delicate pastel colors .

نور گرگ و میش صبح زود آسمان را با رنگ‌های پاستلی ظریف رنگ آمیزی کرد.

geothermal [صفت]
اجرا کردن

زمین‌گرمایی

Ex: Geothermal drilling involves extracting heat from underground sources for various industrial processes .

حفاری ژئوترمال شامل استخراج گرما از منابع زیرزمینی برای فرآیندهای صنعتی مختلف است.

seismic [صفت]
اجرا کردن

لرزه‌ای

Ex: Seismic surveys are conducted to explore underground structures for oil and gas exploration .

بررسی‌های لرزه‌ای برای کاوش ساختارهای زیرزمینی جهت اکتشاف نفت و گاز انجام می‌شود.

tectonic [صفت]
اجرا کردن

زمین‌ساخت

Ex: The Himalayas were formed by the collision of tectonic plates .

هیمالیا از برخورد صفحات تکتونیکی تشکیل شده است.