واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - مهندسی و الکترونیک

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مهندسی و الکترونیک، مانند "ترانزیستور"، "الکترود"، "ولتاژ" و غیره که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
engineering [اسم]
اجرا کردن

مهندسی

Ex:

مهندسی عمران بر ساخت جاده‌ها، پل‌ها و زیرساخت‌ها تمرکز دارد.

dc [اسم]
اجرا کردن

جریان برق مستقیم

voltage [اسم]
اجرا کردن

ولتاژ

Ex:

ولتاژ باتری در حال مرگ از 9 ولت به 6 ولت کاهش یافت.

transformer [اسم]
اجرا کردن

ترانسفورماتور

Ex: Engineers designed a new type of transformer with improved cooling systems to handle higher power loads .

مهندسان نوع جدیدی از ترانسفورماتور را با سیستم‌های خنک‌کننده بهبودیافته برای مدیریت بارهای قدرت بالاتر طراحی کردند.

to conduct [فعل]
اجرا کردن

انتقال دادن

Ex: The iron rod conducts heat quickly when placed in the fire .

میله آهنی هنگامی که در آتش قرار می‌گیرد به سرعت گرما را هدایت می‌کند.

to screw [فعل]
اجرا کردن

پیچ کردن

Ex: After assembling the furniture , they screwed the legs onto the table to stabilize it .

بعد از سر هم کردن مبلمان، آنها پایه‌ها را به میز پیچ کردند تا آن را ثابت کنند.

bolt [اسم]
اجرا کردن

پیچ (ابزار)

Ex: The construction worker used a heavy-duty bolt to connect the steel beams .

کارگر ساختمانی از یک پیچ سنگین برای اتصال تیرهای فولادی استفاده کرد.

nut [اسم]
اجرا کردن

مهره (ابزار)

Ex:

کارگر ساختمان از مهره‌ها استفاده کرد تا مطمئن شود پیچ‌ها محکم بسته شده‌اند.

cog [اسم]
اجرا کردن

چرخ‌دنده

Ex: The cogwheel assembly was carefully lubricated to reduce friction and enhance the lifespan of the cogs .

مجموعه چرخ دنده به دقت روغن کاری شد تا اصطکاک کاهش یابد و عمر دندانه‌ها افزایش یابد.

fuse [اسم]
اجرا کردن

فیوز برق

Ex: A short circuit can cause a fuse to rupture .

یک اتصال کوتاه می‌تواند باعث پارگی فیوز شود.

generator [اسم]
اجرا کردن

ژنراتور

Ex: The steam generator in a nuclear power plant produces steam to drive turbines that generate electricity .

ژنراتور بخار در یک نیروگاه هسته‌ای، بخار تولید می‌کند تا توربین‌هایی را که برق تولید می‌کنند، به حرکت درآورد.

crank [اسم]
اجرا کردن

میل لنگ

Ex: Regular maintenance checks ensure that the crank remains aligned and properly lubricated for optimal performance .

بررسی‌های منظم نگهداری اطمینان حاصل می‌کنند که لنگ تراز و به درستی روغن‌کاری شده است تا عملکرد بهینه داشته باشد.

thermostat [اسم]
اجرا کردن

ترموستات

Ex: With a programmable thermostat , you can set specific temperature settings for different times of the day to optimize energy usage .

با یک ترموستات قابل برنامه‌ریزی، می‌توانید تنظیمات دمایی خاصی را برای زمان‌های مختلف روز تنظیم کنید تا مصرف انرژی بهینه شود.

relay [اسم]
اجرا کردن

رله (نوعی کلید الکتریکی)

Ex: By using a relay , the designer ensured that the low-power signal could control the high-power devices efficiently .

با استفاده از یک رله، طراح اطمینان حاصل کرد که سیگنال کم‌توان می‌تواند دستگاه‌های پرتوان را به طور مؤثر کنترل کند.

insulator [اسم]
اجرا کردن

عایق

Ex: Wood is a natural insulator that helps reduce heat loss .

چوب یک عایق طبیعی است که به کاهش اتلاف گرما کمک می‌کند.

solar cell [اسم]
اجرا کردن

سلول خورشیدی

Ex: Researchers are exploring new materials and designs to improve the efficiency of solar cells .

محققان در حال بررسی مواد و طراحی‌های جدید برای بهبود کارایی سلول‌های خورشیدی هستند.

to rewire [فعل]
اجرا کردن

دوباره سیم‌کشی کردن

Ex: After the renovation , the contractor suggested rewiring the entire office for modern needs .

پس از بازسازی، پیمانکار پیشنهاد کرد که سیم‌کشی مجدد تمام دفتر برای نیازهای مدرن انجام شود.

اجرا کردن

جریان متناوب

Ex: Alternating current allows for the efficient distribution of electricity in a network of interconnected power stations .

جریان متناوب امکان توزیع کارآمد برق در شبکه‌ای از نیروگاه‌های متصل به هم را فراهم می‌کند.