واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - Shopping
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد خرید، مانند "معاوضه"، "رایگان"، "کیوسک" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to negotiate the terms of a contract, sale, or similar arrangement for a better agreement, price, etc.

چانه زدن, مذاکره کردن
اتحادیه با مدیریت شرکت برای بهبود شرایط کاری و دستمزد بهتر برای اعضای خود چانه زنی کرد.
to exchange goods or services without using money

معامله کالابهکالا کردن
جوامع نزدیک به رودخانهها اغلب ماهی و سایر منابع آبی را با محصولات کشاورزی مبادله میکردند.
to negotiate, typically over the price of goods or services

چانه زدن, جروبحث کردن
مشتری با مهارت با فروشنده ماشین چانه زد و در نهایت معامله بهتری برای وسیله نقلیه به دست آورد.
to cheat someone by giving back less money than owed

کمتر از مقدار مشخص پول دادن, پول کم دادن
کلاهبرداری از هر کسی، حتی به مقدار کم، غیراخلاقی است.
supplied or given for free

مجانی, رایگان
بازدیدکنندگان موزه خوشحال شدند وقتی فهمیدند که ورودی در آخر هفتهها رایگان بود.
(of prices) unreasonably or extremely high

گزاف, کمرشکن، سرسامآور، نامعقول
هزینههای سرسامآور تحصیل در دانشگاههای معتبر ممکن است برخی دانشجویان را از پیگیری تحصیلات عالی بازدارد.
without costing anything

رایگان
آنها بلیطها را رایگان به عنوان بخشی از یک پیشنهاد تبلیغاتی دریافت کردند.
the amount added to the price of something to cover overheads and profit

اضافهبها, قیمت افزوده، مبلغ اضافه شده به قیمت
مارک آپ بالا فروشگاه الکترونیک روی لوازم جانبی مانند کابلها و شارژرها به جبران حاشیه سود کمتر روی اقلام گران قیمت مانند لپتاپها و تلویزیونها کمک کرد.
a short period of time during which one does a particular activity in an extreme way without control, especially spending money

ولخرجی, لگامگسیختگی
a piece of paper or a disc of metal or plastic used instead of money as a form of payment or to operate some machines

ژتون, بن
کودکان در پارک تفریحی از توکنها برای سوار شدن به چرخ و فلک و سایر جاذبهها استفاده میکنند، هر سواری یک توکن نیاز دارد.
a digital code or a printed piece of paper that can be used instead of money when making a purchase or used to receive a discount

کوپن, بن
او در یک قرعهکشی یک کوپن سفر برنده شد، که از آن برای رزرو یک سفر آخر هفته استفاده کرد.
(in the US) a small grocery shop, especially in a neighborhood inhabited by a Spanish-speaking population

بقالی (در نواحی اسپانیایینشین امریکا)
a small store in which fashionable clothes or accessories are sold

بوتیک
بوتیک مجموعهای منتخب از برندهای مد لوکس را ارائه میدهد که در جای دیگری نمیتوانید پیدا کنید.
a shop or section of a store that sells high-quality, ready-to-eat foods like cold cuts, cheeses, and salads

اغذیهفروشی
او یک ساندویچ بوقلمون از پیشخوان غذای آماده سفارش داد.
a large retail store selling various goods, or a particular type of goods

بازار بزرگ, مرکز فروش
a small store with an open front selling newspapers, etc.

کیوسک, دکه
شرکت هواپیمایی کیوسکهای سلف سرویس چکاین را در فرودگاه معرفی کرد تا فرآیند سوار شدن را سادهتر کند.
a facility where coin-operated washing machines and dryers are available to customers

رختشویخانه
او یک کیسه سنگین لباسشویی را به خشکشویی سکهای برد.
a shop selling alcoholic drinks to be taken away and consumed elsewhere

فروشگاه نوشیدنیهای الکلی, مغازه مشروبفروشی
او یک بطری ویسکی از مغازه فروش مشروبات الکلی در راه خانه برداشت.
a shop or business offering specific goods or services

مغازه, فروشگاه، سالن (آرایش)، غذاخوری
a store in which one leaves personal belongings to get a loan, and if the money is not returned, the pawnbroker can possess or sell these objects

بنگاه رهنی
a type of shopping center, common in North America

مرکز خرید, پلازا
یک پلازا کوچک با یک فروشگاه مواد غذایی در محله آنها افتتاح شد.
a commercial area in a city or a town that is closed to traffic

منطقه تجاری
شورای شهر تصمیم گرفت منطقه صنعتی قدیمی را به یک محله پر جنب و جوش با فضاهای سبز و امکانات عمومی تبدیل کند.
a store where cheap, ready-made clothing is available for purchase

لباسفروشی ارزان قیمت
the owner of a property or business

مالک
او با مالک درباره اجاره کردن فضایی برای رویدادش صحبت کرد.
an individual who is in the habit of spending money in a careless and wasteful way

فرد ولخرج
او سعی کرد عادتهای ولخرجی خود را تغییر دهد، اما ترک عادتهای قدیمی سخت بود.
someone on the street who offers food, clothing, etc. for sale

دستفروش
او در طول سفرهایش یک شال از یک فروشنده خیابانی خرید.
a market in which fresh meat, fish, fruit, and vegetables are sold to customers, especially in Asia

بازار ترهبار
the process or activity of selling goods in large quantities to businesses at a lower price

عمدهفروشی
عمدهفروشی به کسبوکارهای کوچک امکان میدهد محصولات را با قیمت کاهشیافته خریداری کنند.
products used in a bathroom for washing and taking care of one's body, such as soap, toothpaste, and shampoo

محصولات بهداشتی
large electrical home appliances such as washing machines and refrigerators

لوازم خانگی
| واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL | |||
|---|---|---|---|
| ورزش | Shopping | پول و تجارت | زندگی حرفهای و مشاغل |
| پدیدههای طبیعی و محیط زیست | کشاورزی و پوشش گیاهی | من فکر میکنم، پس هستم! | |
