واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - قابلیت فکری

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قابلیت فکری که برای آزمون IELTS General Training ضروری هستند را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اجرا کردن

باهوش و مدبر

Ex: As a quick-witted debater , she often outsmarted her opponents with her clever arguments .

به عنوان یک مناظره‌کننده تیزذهن، او اغلب با استدلال‌های هوشمندانه‌اش حریفانش را شکست می‌داد.

اجرا کردن

آگاه

Ex: Our tour guide was knowledgeable about the local wildlife , identifying various species of birds and mammals along the trail .

راهنمای تور ما آگاه از حیات وحش محلی بود و گونه‌های مختلف پرندگان و پستانداران را در طول مسیر شناسایی می‌کرد.

brilliant [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: Brilliant as always , she aced the exam with ease .

درخشان مثل همیشه، او به راحتی امتحان را پشت سر گذاشت.

gifted [صفت]
اجرا کردن

بااستعداد

Ex: With her gifted voice , she has the ability to move listeners to tears with her singing .

با صدای بااستعداد خود، او توانایی دارد که شنوندگان را با آوازش به گریه بیاندازد.

insightful [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The journalist 's insightful interviews with experts helped readers grasp the nuances of the political situation .

مصاحبه‌های بینش‌مند روزنامه‌نگار با متخصصان به خوانندگان کمک کرد تا ظرافت‌های وضعیت سیاسی را درک کنند.

perceptive [صفت]
اجرا کردن

باهوش و زیرک

Ex: A perceptive person can often predict outcomes based on subtle clues .

یک فرد تیزبین اغلب می‌تواند بر اساس سرنخ‌های ظریف نتایج را پیش‌بینی کند.

curious [صفت]
اجرا کردن

کنجکاو

Ex: The curious traveler immerses themselves in local culture and customs wherever they go .

مسافر کنجکاو در هر کجا که برود، در فرهنگ و آداب و رسوم محلی غوطه‌ور می‌شود.

inventive [صفت]
اجرا کردن

مبتکر

Ex: The inventive artist pushes the boundaries of traditional art forms , exploring new techniques and materials .

هنرمند خلاق مرزهای فرم‌های هنری سنتی را جابجا می‌کند، در حالی که تکنیک‌ها و مواد جدید را کشف می‌کند.

innovative [صفت]
اجرا کردن

خلاق

Ex: As an innovative scientist , he developed groundbreaking technology .

به عنوان یک دانشمند نوآور، او فناوری پیشگامانه ای را توسعه داد.

resourceful [صفت]
اجرا کردن

مدبر

Ex: With his resourceful thinking , he devised a makeshift shelter using only materials found in the forest .

با تفکر منابع‌مند خود، او یک پناهگاه موقت را تنها با استفاده از مواد موجود در جنگل طراحی کرد.

versatile [صفت]
اجرا کردن

همه‌کاره

Ex: As a versatile engineer , she can tackle software development , hardware design , and project management .

به عنوان یک مهندس چند وجهی، او می‌تواند توسعه نرم‌افزار، طراحی سخت‌افزار و مدیریت پروژه را انجام دهد.

erudite [صفت]
اجرا کردن

دانشمند

Ex: His erudite commentary on economic policy is highly regarded by policymakers and academics alike .

نظر دانشمندانه او در مورد سیاست اقتصادی بسیار مورد احترام سیاستگذاران و دانشگاهیان است.

well-read [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The librarian , being well-read , could recommend books across genres and eras to patrons .

کتابدار، به عنوان فردی با مطالعه زیاد، می‌توانست کتاب‌هایی از ژانرها و دوره‌های مختلف را به مراجعان توصیه کند.

observant [صفت]
اجرا کردن

تیز (در توجه به جزئیات)

Ex: Despite the crowded room , the observant hostess quickly identified the guests ' preferences and catered to their needs accordingly .

علیرغم ازدحام اتاق، میزبان توجه به سرعت ترجیحات مهمانان را شناسایی کرد و بر اساس نیازهای آنها عمل کرد.

astute [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex: With an astute understanding of technology , he adapted quickly to new developments .

با درک هوشمندانه از فناوری، او به سرعت با تحولات جدید سازگار شد.

sharp-eyed [صفت]
اجرا کردن

هوشیار

Ex: The sharp-eyed athlete anticipated the opponent 's moves during the game .

ورزشکار تیزبین حرکات حریف را در طول بازی پیش‌بینی کرد.

اجرا کردن

مبتنی‌برعقل

Ex: The professor 's lectures emphasized intellectual engagement , challenging students to think critically .

سخنرانی‌های استاد بر مشارکت فکری تأکید داشت و دانشجویان را به تفکر انتقادی تشویق می‌کرد.

learned [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex:

کنفرانس بسیاری از متخصصان آموخته را جذب کرد که به گفتمان فکری کمک کردند.

ingenious [صفت]
اجرا کردن

نابغه

Ex: The ingenious programmer developed a groundbreaking app that simplified daily tasks for millions of users .

برنامه‌نویس نابغه یک اپلیکیشن انقلابی توسعه داد که کارهای روزمره را برای میلیون‌ها کاربر ساده کرد.

genius [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده‌باهوش

keen [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: The keen scientist eagerly absorbed new research findings in their field .

دانشمند تیزبین با اشتیاق یافته‌های جدید تحقیقاتی را در زمینه خود جذب کرد.

enlightened [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: Having an enlightened perspective , he engaged in meaningful conversations about social justice .

با داشتن دیدگاهی آگاهانه، او در گفتگوهای معنادار درباره عدالت اجتماعی شرکت کرد.

acute [صفت]
اجرا کردن

تیز

Ex: His acute sense of taste made him an excellent food critic .

حس چشایی تیز او او را به یک منتقد غذای عالی تبدیل کرد.

sensible [صفت]
اجرا کردن

هوشیار

Ex: The manager is sensible that adapting to market trends is crucial for business growth .

مدیر هوشیار است که تطبیق با روندهای بازار برای رشد کسب‌وکار حیاتی است.

judicious [صفت]
اجرا کردن

عاقلانه

Ex: The teacher 's judicious approach to discipline created a positive classroom environment .

رویکرد خردمندانه معلم به انضباط، محیطی مثبت در کلاس ایجاد کرد.

logical [صفت]
اجرا کردن

منطقی

Ex: The logical conclusion , given the evidence presented , was that the project would succeed .

نتیجه‌گیری منطقی، با توجه به شواهد ارائه شده، این بود که پروژه موفق خواهد شد.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی