واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - پاسخهای عاطفی منفی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پاسخهای عاطفی منفی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
extremely repulsive and disgusting

نفرتانگیز, حالبهمزن
رفتار منزجرکننده او در مهمانی، از جمله اظهارات بیادبانه و توهینآمیز، او را به مرکز انتقادات تبدیل کرد.
causing shame or loss of respect due to morally wrong or inappropriate behavior

شرمآور
استفاده از زبان توهینآمیز در یک محیط حرفهای شرمآور در نظر گرفته میشود.
extremely unusual or unconventional in a way that is shocking

غیر متعارف
لباس عجیب و غریب او نگاههای رهگذران در خیابان را به خود جلب کرد.
lifeless and lacking in interest

خستهکننده, کسلکننده
شخصیتهای کمرنگ رمان، ادامهی همراهی را دشوار میکرد.
filled with grief and sorrow

کسالتبار
ما گلها را بر روی قبر پخش کردیم، سرهایمان را در سکوت اندوهبار خم کردیم تا یاد رفیق از دست رفتهمان را گرامی بداریم.
experiencing or expressing a feeling of deep sadness or grief

اندوهناک, غمگین
فیلم پایانی غمگین داشت که تماشاگران را در اشک گذاشت.
causing a loss of hope or enthusiasm and bringing discouragement or disappointment

دلگیرکننده
هوای بارانی طولانی مدت تأثیری دلسردکننده بر روحیه ساکنان داشت.
boring or lacking interest, excitement, or liveliness

کسلکننده, بیحال
referring to something that involves repeating the same actions or elements multiple times, often leading to boredom or dissatisfaction

یکنواخت
روال تمرین مؤثر بود، اما ماهیت تکراری آن باعث شد که با گذشت زمان پایبندی به آن سخت شود.
causing fatigue or annoyance due to its repetitiveness or lack of interest

خستهکننده, کسالتآور
انجام همان کار یکنواخت هر روز برای کارمند شروع به احساس خستهکننده کرد.
causing feelings of disappointment or annoyance by stopping someone from achieving their desires or goals

مستاصل, ناامید
مشکلات فنی در نرمافزار کل پروژه را بسیار ناامیدکننده کرد.
causing annoyance or displeasure

آزاردهنده
سوالات مداوم و بیربط او در طول ارائه به طور فزایندهای آزاردهنده شد.
causing one to lose hope or confidence

دلسردکننده, مایوسکننده
بازخورد دلسردکننده او را وادار کرد تا در تصمیم خود تردید کند.
causing intense fear, shock, or disgust due to being extremely disturbing or frightening

وحشتناک
گزارش خبری یک عمل وحشتناک از خشونت را به تفصیل شرح داد.
causing feelings of unease, discomfort, or anxiety

ناراحتکننده
نقاشی تأثیری نگرانکننده بر بینندگان داشت.
causing a lot of difficulty, pain, distress, or discomfort

عذابآور, دردناک، رنجآور
ساعتهای طولانی و دردناک کار بالاخره به پایان رسید.
causing a strong feeling of worry or discomfort

ناراحتکننده, نگرانکننده
کتاب حقایق نگرانکنندهای درباره طبیعت انسان را بررسی میکند.
disgraceful to the extent that it warrants severe disapproval

اسفناک, رقتانگیز
رفتار آنها با سالمندان زشت و غیرانسانی بود.
offensive and unpleasant, often causing a feeling of dislike or disgust

ناخوشایند
بوی زبالههای در حال پوسیدن تهوعآور بود و کل اتاق را ناخوشایند کرد.
so shocking or unexpected that it causes strong emotional reactions like disbelief or horror

وحشتناک, مخوف
تصاویر هولناک فاجعه تماشاگران را در سکوت مبهوت رها کرد.
causing extreme discomfort or distress that is difficult to endure

غیر قابل تحمل, تحملناپذیر
از دست دادن عزیزی باعث ایجاد احساس غم غیرقابل تحمل برای خانواده شد.
incapable of being sustained, endured, or tolerated over time due to its extreme nature or intensity

غیر قابل تحمل
اندوه از دست دادن حیوان خانگیاش غیرقابل تحمل بود، و قلبش را شکسته گذاشت.
causing a loss of sensation, emotion, or responsiveness

بیحسکننده
خبر تکان دهنده تاثیر بیحس کننده روی تمام جامعه داشت.
not causing interest or enthusiasm

خستهکننده, ملالانگیز
سخنرانی او جذاب نبود، فاقد انرژی لازم برای جذب مخاطبان بود.
not capable of evoking interest, excitement, or mental engagement

غیر هیجانانگیز
طبیعت غیر محرک وظیفه واضح کرد که پروژه فاقد خلاقیت لازم برای جذب تیم بود.
causing intense anger, frustration, or irritation

دیوانهکننده
تصمیم ناعادلانه داور برای هر دو تیم خشمآور بود.
causing a feeling of distress, fear, or unease

هشداردهنده
افزایش نگرانکننده قیمتها بسیاری از خانوادهها را نگران کرد.
causing feelings of fear, unease, or worry in others

وحشتناک, رعبانگیز
افسر بلندقامت حضوری ترسناک داشت.
causing or showing a potential for harm or danger, often in a way that makes someone feel scared

تهدیدکننده, تهدیدآمیز
کلمات تهدیدآمیز در نامه حاکی از عواقب جدی در صورت عدم برآورده شدن درخواست بود.
making one feel embarrassed or uncomfortable

شرمآور, خجالتآور
او وقتی که در مهمانی کسی را نمیشناخت، احساس ناراحتی کرد.
deserving pity due to perceived weakness or sadness

تاثرآور, سوزناک
توله سگ رها شده با چشمان غمگین و بدن لرزانش کاملاً تأسفبار به نظر میرسید، که میل شدیدی برای ارائه آسایش برمیانگیخت.
