واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - پاسخ‌های عاطفی منفی

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پاسخ‌های عاطفی منفی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
revolting [صفت]
اجرا کردن

نفرت‌انگیز

Ex:

طعم منزجرکننده شیر فاسد برای خراب کردن صبحانه‌اش کافی بود.

disgraceful [صفت]
اجرا کردن

شرم‌‌آور

Ex: The manager 's failure to address workplace harassment was seen as disgraceful by the employees .

شکست مدیر در رسیدگی به آزار و اذیت در محل کار توسط کارمندان شرم‌آور تلقی شد.

outrageous [صفت]
اجرا کردن

غیر متعارف

Ex: Her outrageous decision to quit her job without notice shocked her colleagues .

تصمیم تکان‌دهنده او برای ترک کار بدون اطلاع قبلی همکارانش را شوکه کرد.

drab [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie 's drab storyline failed to captivate the audience .

داستان کسل‌کننده فیلم نتوانست مخاطبان را مجذوب خود کند.

doleful [صفت]
اجرا کردن

کسالت‌بار

Ex: The funeral was a solemn and doleful occasion .

مراسم تشییع جنازه یک مناسبت رسمی و اندوهبار بود.

sorrowful [صفت]
اجرا کردن

اندوهناک

Ex: The music played at the funeral was slow and sorrowful , reflecting the mood of the occasion .

موسیقی که در مراسم خاکسپاری پخش می‌شد آرام و اندوهناک بود، که حال و هوای آن مناسبت را منعکس می‌کرد.

dispiriting [صفت]
اجرا کردن

دلگیرکننده

Ex:

نامه رد ناامیدکننده بود، اما او مصمم به دنبال کردن رویاهایش باقی ماند.

dull [صفت]
اجرا کردن

کسل‌کننده

Ex: The dull response from the audience indicated that they were not interested in the topic .

پاسخ کسل‌کننده از سوی مخاطبان نشان می‌داد که آنها به موضوع علاقه‌ای نداشتند.

repetitive [صفت]
اجرا کردن

یکنواخت

Ex: The novel 's plot was repetitive , with each chapter following a similar formula and lacking any real surprises .

طرح رمان تکراری بود، با هر فصل که از فرمولی مشابه پیروی می‌کرد و فاقد هرگونه شگفتی واقعی بود.

tiresome [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: Listening to the lecturer drone on without a break became tiresome for the students .

گوش دادن به سخنرانی که بی‌وقفه صحبت می‌کند برای دانشجویان خسته‌کننده شد.

frustrating [صفت]
اجرا کردن

مستاصل

Ex: The constant interruptions during his presentation were highly frustrating .

قطع شدن‌های مداوم در طول ارائه‌اش بسیار ناامیدکننده بود.

irritating [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده

Ex:

تبلیغات تکراری و پر سر و صدا در رادیو به ویژه برای شنوندگان آزاردهنده بود.

اجرا کردن

دلسردکننده

Ex:

ممکن است وقتی پیشرفت کند است دلسردکننده باشد، اما پشتکار کلید است.

horrifying [صفت]
اجرا کردن

وحشتناک

Ex: The witness described the car accident in horrifying detail.

شاهد تصادف ماشین را با جزئیات وحشتناک توصیف کرد.

unsettling [صفت]
اجرا کردن

ناراحت‌کننده

Ex: The unsettling feeling of being watched made her hurry down the dimly lit alley .

احساس ناخوشایند تحت نظر بودن باعث شد او با عجله از کوچه کم نور عبور کند.

agonizing [صفت]
اجرا کردن

عذاب‌آور

Ex: The agonizing wait for test results filled her with dread .

انتظار دردناک برای نتایج آزمایش او را از ترس پر کرد.

disturbing [صفت]
اجرا کردن

ناراحت‌کننده

Ex: The disturbing images in the horror movie lingered in her mind long after it ended .

تصاویر نگران‌کننده فیلم ترسناک مدت‌ها پس از پایان آن در ذهنش باقی ماند.

deplorable [صفت]
اجرا کردن

اسفناک

Ex: He was fired for his deplorable behavior toward coworkers .

او به دلیل رفتار زشت خود نسبت به همکارانش اخراج شد.

distasteful [صفت]
اجرا کردن

ناخوشایند

Ex: The movie 's depiction of violence was considered distasteful by some viewers .

به تصویر کشیدن خشونت در فیلم توسط برخی از بینندگان ناخوشایند تلقی شد.

appalling [صفت]
اجرا کردن

وحشتناک

Ex: The appalling cruelty revealed in the investigation horrified the public .

خشونت هولناک آشکار شده در تحقیق، عموم را وحشت‌زده کرد.

unbearable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل‌ تحمل

Ex: The pain in his injured leg became unbearable , prompting a visit to the emergency room .

درد در پای آسیب دیده‌اش غیرقابل تحمل شد، که منجر به مراجعه به اورژانس شد.

unendurable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل تحمل

Ex: The oppressive humidity during the heatwave made the conditions unendurable for many .

رطوبت طاقت‌فرسا در طول موج گرما شرایط را برای بسیاری غیرقابل تحمل کرد.

numbing [صفت]
اجرا کردن

بی‌حس‌کننده

Ex: The loss of a close friend was a numbing experience that left her in disbelief .

از دست دادن یک دوست نزدیک یک تجربه بی‌حس‌کننده بود که او را در حالت ناباوری قرار داد.

unexciting [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The book 's unexciting storyline made it difficult to stay focused and interested .

داستان بی‌هیجان کتاب، تمرکز و علاقه‌مند ماندن را دشوار می‌کرد.

اجرا کردن

غیر هیجان‌انگیز

Ex:

سخنرانی بی‌حوصله نه تنها از طرف گوینده شور و اشتیاقی نداشت، بلکه موضوعات جالب را نیز پوشش نداد.

infuriating [صفت]
اجرا کردن

دیوانه‌کننده

Ex:

کشف آسیب بی‌دقتی به ماشینش واقعاً برای سارا خشمگین‌کننده بود.

alarming [صفت]
اجرا کردن

هشداردهنده

Ex: The alarming increase in pollution levels raised concerns among environmentalists .

افزایش نگران‌کننده سطح آلودگی نگرانی‌هایی را در میان محیط‌بانان برانگیخت.

اجرا کردن

وحشتناک

Ex: The intimidating presence of her new boss made employees hesitant to approach him .

حضور ترسناک رئیس جدیدش باعث شد کارمندان از نزدیک شدن به او تردید کنند.

threatening [صفت]
اجرا کردن

تهدیدکننده

Ex: The threatening tone of his voice made her feel uneasy .

تن صدای تهدیدآمیز او باعث شد احساس ناراحتی کند.

awkward [صفت]
اجرا کردن

شرم‌آور

Ex: It was an awkward moment when they accidentally wore the same outfit .

این یک لحظه خجالت‌آور بود وقتی که آنها به طور تصادفی یک لباس پوشیدند.

pathetic [صفت]
اجرا کردن

تاثرآور

Ex: The abandoned puppy with its forlorn eyes and shivering body looked utterly pathetic , evoking a strong desire to offer comfort .

توله سگ رها شده با چشمان غمگین و بدن لرزانش کاملاً تأسف‌بار به نظر می‌رسید، که میل شدیدی برای ارائه آسایش برمی‌انگیخت.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی