واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - ناتوانی فکری

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ناتوانی فکری را که برای آزمون آموزش عمومی آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
slow-witted [صفت]
اجرا کردن

کندذهن

Ex: During the quiz , the slow-witted contestant took longer to answer questions , leading to a lower score compared to others .

در طول مسابقه، شرکت‌کننده کندذهن زمان بیشتری برای پاسخ دادن به سوالات صرف کرد که منجر به امتیاز کمتری در مقایسه با دیگران شد.

dim-witted [صفت]
اجرا کردن

غیر هوشمندانه

Ex: Sarah 's dim-witted remark during the meeting left her colleagues puzzled , questioning her grasp of the topic .

اظهار نظر احمقانه سارا در جلسه همکارانش را متحیر کرد و باعث شد در درک او از موضوع تردید کنند.

clueless [صفت]
اجرا کردن

بی‌اطلاع

Ex: The manager was clueless about the ongoing issues within the team , highlighting a lack of communication .

مدیر از مسائل جاری در تیم بی‌اطلاع بود، که نشان‌دهنده کمبود ارتباط بود.

naive [صفت]
اجرا کردن

ساده‌لوح

Ex: Despite her intelligence , her naive nature led her to make poor decisions based on idealistic beliefs .

علیرغم هوش او، طبیعت ساده لوحانه او باعث شد تصمیمات بدی بر اساس باورهای آرمان‌گرایانه بگیرد.

airheaded [صفت]
اجرا کردن

سبک‌سر

Ex: Jenny 's airheaded giggle and constant daydreaming often made her peers question her commitment to academic tasks .

خنده سبکسرانه جنی و رویاپردازی مداومش اغلب همسالانش را به تعهد او به وظایف تحصیلی مشکوک می‌کرد.

gullible [صفت]
اجرا کردن

ساده‌لوح

Ex: Despite warnings from friends , he remained gullible to the promises of get-rich-quick schemes .

علیرغم هشدارهای دوستان، او نسبت به وعده‌های طرح‌های پولدار شدن سریع ساده‌لوح باقی ماند.

inane [صفت]
اجرا کردن

مزخرف

Ex:

ترویج شبه علم بی‌معنی به شدت اعتبار شما به عنوان یک محقق را تضعیف خواهد کرد.

witless [صفت]
اجرا کردن

کوته‌فکر

Ex:

شخصیت احمق در فیلم کمدی، از طریق اقدامات ناخواسته و احمقانه‌اش طنز ارائه داد.

اجرا کردن

بی‌خبر

Ex: The unenlightened policies of the past failed to acknowledge the importance of equal opportunities for all citizens .

سیاست‌های ناآگاهانه گذشته اهمیت فرصت‌های برابر برای همه شهروندان را نادیده گرفتند.

اجرا کردن

بی‌اطلاع

Ex: The unknowledgeable employee made frequent errors due to a lack of understanding of the company 's procedures .

کارمند ناآگاه به دلیل عدم درک از رویه‌های شرکت، اشتباهات مکرر مرتکب شد.

unlearned [صفت]
اجرا کردن

بی‌اطلاع

Ex: The unlearned driver struggled with basic road rules , creating a hazardous situation on the streets .

راننده ناآموخته با قوانین ابتدایی جاده دست و پنجه نرم کرد و وضعیت خطرناکی در خیابان‌ها ایجاد کرد.

اجرا کردن

غافل

Ex: In the art class , the unperceptive student struggled to capture the emotional depth conveyed in the abstract paintings .

در کلاس هنر، دانش‌آموز غیرمدرک برای درک عمق عاطفی منتقل‌شده در نقاشی‌های انتزاعی تلاش کرد.

اجرا کردن

سبک‌سر

Ex: The empty-headed celebrity 's interviews were filled with superficial and nonsensical remarks , reinforcing the perception of a lack of depth .

مصاحبه‌های سلبریتی تهی‌مغز پر از اظهارات سطحی و بی‌معنی بود، که تصور کمبود عمق را تقویت می‌کرد.

unobservant [صفت]
اجرا کردن

غافل

Ex: The unobservant security guard failed to notice the suspicious behavior near the entrance .

نگهبان بی‌توجه متوجه رفتار مشکوک نزدیک ورودی نشد.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی