واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - حالت‌های عاطفی منفی

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به حالت‌های عاطفی منفی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
lethargic [صفت]
اجرا کردن

بی‌حال

Ex: The medication he was taking had a side effect of making him feel lethargic and fatigued .

دارویی که مصرف می‌کرد عوارض جانبی داشت که باعث می‌شد او احساس بی‌حالی و خستگی کند.

uninspired [صفت]
اجرا کردن

بی‌انگیزه

Ex: After a long week , he tackled chores in an uninspired manner .
drowsy [صفت]
اجرا کردن

بی‌حوصله

Ex:

کاغذبازی خسته‌کننده او را خواب‌آلود کرد، مشتاق یک کار تحریک‌کننده‌تر.

unmotivated [صفت]
اجرا کردن

بی‌انگیزه

Ex: The unmotivated atmosphere in the office affected overall productivity and morale .

جو بی‌انگیزه در دفتر بر بهره‌وری کلی و روحیه تأثیر گذاشت.

inattentive [صفت]
اجرا کردن

بی‌توجه

Ex: Sitting in the back of the classroom , the inattentive student daydreamed rather than participating in the lesson .

نشسته در انتهای کلاس، دانش‌آموز بی‌دقت به جای مشارکت در درس، در رویا بود.

frustrated [صفت]
اجرا کردن

درمانده

Ex: He grew frustrated with his slow progress in learning a new language .

ناامید، او با پیشرفت کند خود در یادگیری یک زبان جدید بزرگ شد.

restless [صفت]
اجرا کردن

بی‌قرار

Ex:

محیط شلوغ و پر سر و صدا کودک را بی‌قرار کرد، که نیاز به یک فضای آرام را برانگیخت.

agitated [صفت]
اجرا کردن

آشفته

Ex: She felt agitated before her job interview , making it difficult for her to focus on her preparation .
anxious [صفت]
اجرا کردن

مضطرب

Ex: She was anxious about the health of her loved one , waiting for test results to come back .
nervous [صفت]
اجرا کردن

مضطرب

Ex: She fidgeted with her pen , clearly nervous about the upcoming test .

او با خودکارش بازی می‌کرد، واضح بود که از آزمون پیش رو نگران است.

defeated [صفت]
اجرا کردن

به طرز ناامیدکننده‌ای ناموفق

Ex: His defeated look showed he 'd been through tough times , but there was also a hint of determination to come back stronger .

نگاه شکست‌خورده او نشان می‌داد که دوران سختی را پشت سر گذاشته است، اما نشانه‌ای از عزم برای بازگشت قوی‌تر نیز وجود داشت.

insecure [صفت]
اجرا کردن

نامطمئن (از خود)

Ex: He was insecure about his academic abilities , feeling like he did n't belong in his advanced classes .

او درباره توانایی‌های تحصیلی خود نامطمئن بود، احساس می‌کرد که به کلاس‌های پیشرفته‌اش تعلق ندارد.

irritated [صفت]
اجرا کردن

آزرده

Ex: She gets easily irritated when people do n't follow simple instructions .

او به راحتی عصبانی می‌شود وقتی مردم دستورالعمل‌های ساده را دنبال نمی‌کنند.

heartbroken [صفت]
اجرا کردن

دل‌شکسته

Ex:

او با شنیدن خبر مرگ ناگهانی دوستش دلشکسته شد.

miserable [صفت]
اجرا کردن

بدبخت

Ex: The news of her friend moving away left her feeling miserable for days .

خبر رفتن دوستش او را برای چند روز بدبخت گذاشت.

woeful [صفت]
اجرا کردن

غمگین

Ex: As the sun set over the desolate landscape , casting long shadows , the traveler could n't shake the woeful feeling of being far from home and alone .

همانطور که خورشید بر فراز چشم انداز بیابانی غروب می‌کرد و سایه‌های بلند می‌انداخت، مسافر نمی‌توانست از احساس اندوهبار دوری از خانه و تنهایی رهایی یابد.

downhearted [صفت]
اجرا کردن

غمگین

Ex: His downhearted demeanor was noticeable during the meeting , reflecting his personal struggles .

حالت دلگیر او در جلسه قابل توجه بود، که نشان دهنده تلاش‌های شخصی او بود.

enraged [صفت]
اجرا کردن

خشمگین

Ex: As the heated debate unfolded , the politician 's enraged response surprised both supporters and opponents .

همان‌طور که بحث داغ در جریان بود، پاسخ خشمگین سیاستمدار هم حامیان و هم مخالفان را شگفت‌زده کرد.

overwhelmed [صفت]
اجرا کردن

عمیقاًمتاثر

Ex: She felt overwhelmed by the amount of work piled up on her desk .

او از حجم کارهای روی میزش احساس تحت فشار بودن می‌کرد.

panicked [صفت]
اجرا کردن

وحشت‌زده

Ex: The student 's panicked reaction to the pop quiz was evident in the hurried flipping of pages and frantic scribbling .

واکنش وحشت‌زده دانش‌آموز به آزمون ناگهانی در ورق زدن عجولانه صفحات و خط خطی‌های دیوانه‌وار آشکار بود.

distracted [صفت]
اجرا کردن

حواس‌پرت

Ex:

تلاش برای کار در یک محیط پر سر و صدا می‌تواند افراد را ناامید و حواس‌پرتی کند، که بهره‌وری آن‌ها را مختل می‌کند.

disgusted [صفت]
اجرا کردن

منزجرشده

Ex: The disgusted customers left the restaurant after finding a cockroach in their food .

مشتریان منزجر پس از پیدا کردن سوسک در غذایشان رستوران را ترک کردند.

suspicious [صفت]
اجرا کردن

مشکوک

Ex: The manager became suspicious when he noticed discrepancies in the financial reports .

مدیر وقتی که ناهمخوانی‌هایی در گزارش‌های مالی مشاهده کرد مشکوک شد.

edgy [صفت]
اجرا کردن

عصبی

Ex: The edgy atmosphere in the room made everyone feel tense .

جو پرتنش در اتاق باعث شد همه احساس تنش کنند.

desolate [صفت]
اجرا کردن

فلاکت‌زده

Ex: The holidays always made her feel desolate , as she missed her family who lived far away .

تعطیلات همیشه او را غمگین می‌کرد، زیرا خانواده‌اش که دور زندگی می‌کردند را از دست داده بود.

isolated [صفت]
اجرا کردن

متفاوت (در مقایسه با دیگران)

Ex:

با انتخاب کار از خانه، او خود را نه از نظر جسمی منزوی بلکه هنوز از نظر اجتماعی دور از تعاملات روزمره دفتر یافت.

suffering [صفت]
اجرا کردن

بدبخت

Ex:

اردوگاه پناهندگان پر از خانواده‌های رنجور بود، هر کدام با واقعیت‌های سخت جابجایی و عدم اطمینان روبرو بودند.

snappy [صفت]
اجرا کردن

تندمزاج

Ex: After a long day at work , he tends to get snappy with his family , unintentionally causing friction .

پس از یک روز طولانی کار، او تمایل دارد که با خانواده‌اش تندخو شود و ناخواسته باعث اصطکاک شود.

bitter [صفت]
اجرا کردن

کینه‌توز

Ex: Despite the years that had passed , she remained bitter about the way she had been treated at her old job .

با وجود سال‌هایی که گذشته بود، او همچنان تلخ‌کام از نحوه برخوردی بود که در شغل قبلی‌اش با او شده بود.

chagrined [صفت]
اجرا کردن

خجالت‌زده

Ex: Submitting the wrong assignment , the chagrined student apologized to the teacher for the mix-up .

با تحویل دادن تکلیف اشتباه، دانش‌آموز شرمسار از معلم به خاطر اشتباه عذرخواهی کرد.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی