واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - قیدهای درجه

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قیدهای درجه را یاد خواهید گرفت که برای آزمون IELTS General Training ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
exceedingly [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: The difficulty of the task was exceedingly underestimated .

دشواری کار به شدت دست کم گرفته شده بود.

remarkably [قید]
اجرا کردن

تا حد قابل توجهی

Ex: He is remarkably good at remembering faces .

او در به خاطر سپردن چهره‌ها به طور قابل توجهی خوب است.

extremely [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: The match was extremely competitive , keeping everyone on the edge of their seats .

مسابقه بسیار رقابتی بود، همه را روی لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

profoundly [قید]
اجرا کردن

به طور قابل ملاحظه‌ای

Ex: The patient remained profoundly unconscious after the surgery .

بیمار پس از عمل جراحی به شدت بیهوش باقی ماند.

اجرا کردن

به‌طور قابل توجهی

Ex: The room was exceptionally clean and well-kept .

اتاق به طور استثنایی تمیز و نگهداری شده بود.

incredibly [قید]
اجرا کردن

به‌طور باور نکردنی

Ex: The mountain was incredibly difficult to climb .

کوه باورنکردنی سخت برای صعود بود.

اجرا کردن

به‌طور گسترده

Ex: She ran unbelievably fast to catch the bus .

او باورنکردنی سریع دوید تا اتوبوس را بگیرد.

اجرا کردن

به‌طور قابل‌ ملاحظه‌ای

Ex: The road conditions have worsened significantly due to the storm .

شرایط جاده به دلیل طوفان به طور قابل توجهی بدتر شده است.

اجرا کردن

به‌شکل قابل‌ توجهی

Ex: He was substantially compensated for the damages .

او به میزان قابل توجهی برای خسارات جبران شد.

excessively [قید]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: Her spending on luxury items increased excessively , leading to financial issues .

خرج کردن او برای کالاهای لوکس به طور افراطی افزایش یافت، که منجر به مشکلات مالی شد.

barely [قید]
اجرا کردن

به‌سختی

Ex: The car barely had enough fuel to make it to the nearest gas station .

ماشین به زحمت سوخت کافی برای رسیدن به نزدیک‌ترین پمپ بنزین را داشت.

scarcely [قید]
اجرا کردن

به ندرت

Ex: He was so tired he could scarcely keep his eyes open .

او آنقدر خسته بود که به زحمت می‌توانست چشمانش را باز نگه دارد.

اجرا کردن

به شدت

Ex: The company expanded considerably , reaching new markets .

شرکت به طور قابل توجهی گسترش یافت و به بازارهای جدید دست یافت.

fairly [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The cake was fairly sweet , but not overly so .

کیک نسبتاً شیرین بود، اما نه خیلی زیاد.

moderately [قید]
اجرا کردن

تا حد متوسط

Ex: Their campaign was moderately successful in attracting attention .

کمپین آنها در جلب توجه تا حدی موفق بود.

reasonably [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The apartment is reasonably spacious for one person .

آپارتمان برای یک نفر مناسب فضایی دارد.

slightly [قید]
اجرا کردن

کمی

Ex: The paint color looks slightly different in natural light .

رنگ نقاشی در نور طبیعی کمی متفاوت به نظر می‌رسد.

vastly [قید]
اجرا کردن

بسیار زیاد

Ex: The company 's profits have vastly grown this year .

سود شرکت امسال به طور چشمگیری افزایش یافته است.

اجرا کردن

به‌طور چشمگیری

Ex: The landscape transformed dramatically after the heavy rainfall .

چشم‌انداز پس از بارندگی سنگین به شدت تغییر کرد.

merely [قید]
اجرا کردن

صرفاً

Ex: The report merely repeats what we already know .

گزارش فقط آنچه را که از قبل می‌دانیم تکرار می‌کند.

solely [قید]
اجرا کردن

فقط

Ex: He donated the money solely out of gratitude .

او پول را فقط از روی قدردانی اهدا کرد.

اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The new phone is comparatively cheaper than other models with similar features .

تلفن جدید نسبتا ارزان‌تر از مدل‌های دیگر با ویژگی‌های مشابه است.

واژگان برای IELTS General (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها بافت‌ها صداها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها
درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن تهیه غذا تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری سرگرمی ها و روال ها Shopping
مالی و ارز Workplace زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation Society رویدادهای اجتماعی حیوانات
بخش های شهر غذا و نوشیدنی دوستی و دشمنی جنسیت و تمایلات جنسی
Family سبک‌های رابطه روابط عاشقانه احساسات مثبت
احساسات منفی سفر و گردشگری Migration مواد
Pollution فجایع قیدهای نظر و قطعیت قیدهای حالت
Weather قیدهای درجه قیدهای زمان و تکرار قیدهای هدف و تأکید
قیدهای پیوندی