واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - زمان و مدت

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زمان و مدت را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
lasting [صفت]
اجرا کردن

بادوام

Ex:

عشق آنها به یکدیگر پایدار بود، از آزمایش‌ها و شادی‌های یک عمر با هم جان سالم به در برد.

اجرا کردن

پایان‌ناپذیر

Ex: She dreaded the interminable wait at the doctor 's office , where time seemed to stand still .

او از انتظار بی‌پایان در مطب دکتر می‌ترسید، جایی که زمان به نظر می‌رسید متوقف شده است.

durable [صفت]
اجرا کردن

بادوام

Ex: Durable friendships often withstand the test of time .
tardy [صفت]
اجرا کردن

دیر

Ex: The tardy reply caused a delay in the project ’s completion .

پاسخ دیر هنگام باعث تأخیر در تکمیل پروژه شد.

drawn-out [صفت]
اجرا کردن

طولانی‌شده

Ex: The trial was a long , drawn-out process that tested everyone ’s patience .

محاکمه یک فرآیند طولانی و به درازا کشیده بود که صبر همه را آزمایش کرد.

اجرا کردن

جاودان

Ex: The love between them was indestructible despite long separation .
prompt [صفت]
اجرا کردن

بدون تاخیر

Ex: We received a prompt response from customer support .

ما یک پاسخ سریع از پشتیبانی مشتری دریافت کردیم.

brief [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: She made a brief appearance at the party .

او یک ظاهر کوتاه در مهمانی داشت.

eternal [صفت]
اجرا کردن

ابدی

Ex: Time itself is often portrayed as an eternal force , ceaselessly marching forward .

زمان خود اغلب به عنوان نیرویی ابدی به تصویر کشیده می‌شود، که بی‌وقفه به پیش می‌رود.

temporary [صفت]
اجرا کردن

موقت

Ex: The temporary shelter provided refuge for those displaced by the disaster .

پناهگاه موقت به کسانی که بر اثر فاجعه آواره شده بودند پناه داد.

ongoing [صفت]
اجرا کردن

در حال انجام

Ex: The ongoing investigation into the crime has involved multiple law enforcement agencies .

تحقیق جاری در مورد جنایت، چندین سازمان اجرای قانون را درگیر کرده است.

passing [صفت]
اجرا کردن

گذرا

Ex:

اشتیاق گذرای او برای پروژه پس از فروکش کردن هیجان اولیه کاهش یافت.

timeless [صفت]
اجرا کردن

فارغ از قید و بند زمان

Ex: His words of wisdom carried a timeless relevance .

سخنان حکیمانه او حاوی ارتباطی بی‌زمان بود.

enduring [صفت]
اجرا کردن

ماندگار

Ex:

خوشبینی پایدار او به او کمک کرد تا بر مشکلات غلبه کند.

to put off [فعل]
اجرا کردن

به تعویق انداختن

Ex:

مراسم راه‌اندازی به دلیل مشکلات فنی به تعویق افتاد.

to dawdle [فعل]
اجرا کردن

جست و خیز کردن

Ex: He dawdled in the kitchen long after breakfast was over .

او در آشپزخانه وقت تلف کرد مدت‌ها بعد از پایان صبحانه.

to prorogue [فعل]
اجرا کردن

به طور موقت به تعویق انداختن

Ex: The judge prorogued the trial for several months .
اجرا کردن

به تعویق انداختن

Ex: She procrastinates on making decisions until the last minute .

او به تعویق می‌اندازد تصمیم گیری را تا دقیقه آخر.

to postpone [فعل]
اجرا کردن

به تعویق انداختن

Ex: We are postponing our trip until next month .

ما سفر خود را تا ماه آینده به تعویق می‌اندازیم.

to delay [فعل]
اجرا کردن

دیر رسیدن

Ex: He often delays when it comes to making decisions .

او اغلب در تصمیم گیری تاخیر می کند.

protracted [صفت]
اجرا کردن

طولانی‌شده

Ex: Despite the protracted illness , she remained optimistic and determined to recover .

علیرغم بیماری طولانی مدت، او خوشبین و مصمم به بهبودی باقی ماند.

prolonged [صفت]
اجرا کردن

طولانی تر از حد معمول

Ex: The artist created a series of prolonged sculptures that emphasized the fluidity and grace of movement .

هنرمند مجموعه‌ای از مجسمه‌های کشیده‌شده را خلق کرد که بر روانی و زیبایی حرکت تأکید داشت.

ageless [صفت]
اجرا کردن

نامحدود

Ex: The ageless architecture of the historic building stands as a testament to enduring design principles .

معماری بی‌زمان ساختمان تاریخی به عنوان گواهی بر اصول طراحی ماندگار ایستاده است.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی