واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - زمان و مدت
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زمان و مدت را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
continuing or enduring for a long time, without significant changes

بادوام, ماندنی
کلمات او تأثیری ماندگار بر او گذاشتند، که دیدگاهش را برای سالهای آینده شکل داد.
feeling endlessly long and tedious

پایانناپذیر, تمامنشدنی
در یک ترافیک بیپایان گیر کرده بود، از خود میپرسید آیا هرگز به خانه خواهد رسید.
able to continue existing over a long period of time without disappearing or ceasing to function

بادوام
این سنت در طول نسلها پایدار ثابت شده است.
failing to be on time or meet a scheduled deadline

دیر, کند
او به دلیل تأخیر در تحویل تکلیف هشدار دریافت کرد.
prolonged or extended longer than expected or necessary

طولانیشده
پایان کشدار فیلم بینندگان را بیقرار و ناراضی گذاشت.
so enduring that it resists fading, decay, or disappearance over time

جاودان
افسانه قهرمان در فولکلور محلی تخریبناپذیر باقی ماند.
done or happening without delay

بدون تاخیر
سرویس در رستوران به طور قابل توجهی سریع بود.
short in duration

کوتاه
او توضیح کوتاهی از مفهوم داد.
continuing or existing forever

ابدی, جاودان
زیبایی مناظر طبیعی به نظر ابدی میرسد، دست نخورده از گذر سالها.
existing for a limited time

موقت
بستن موقت جاده باعث ناراحتی مسافران شد.
currently occurring or continuing

در حال انجام, در جریان
تحقیق در مورد این موضوع در جریان است و چند هفته دیگر طول خواهد کشید تا تکمیل شود.
lasting for a brief time

گذرا
علاقه او به نقاشی فقط یک مرحله گذرا بود و او به زودی به سرگرمی های دیگر روی آورد.
remaining unaffected by the passage of time

فارغ از قید و بند زمان
کتاب یک کلاسیک بیزمان است، که توسط نسلها دوست داشته میشود.
having the ability to last over a long period of time

ماندگار
محبوبیت پایدار رمان کلاسیک گواهی بر جذابیت بیزمان آن است.
to postpone an appointment or arrangement

به تعویق انداختن, عقب انداختن
او به دلیل تعهدات شخصی، قرار را به هفته آینده موکول کرد.
to waste time when one should be acting with purpose

جست و خیز کردن
گردشگران در میدان وقت تلف میکردند، برنامه را نادیده میگرفتند.
to postpone to a later time

به طور موقت به تعویق انداختن
کنفرانس پس از تأخیرهای پیشبینینشده تعطیل شد.
to postpone something that needs to be done

به تعویق انداختن, پشت گوش انداختن
او پرداخت قبضهایش را به تعویق انداخت تا زمانی که موعدشان گذشت.
to arrange or put off an activity or an event for a later time than its original schedule

به تعویق انداختن, عقب انداختن
او به دلیل تعهدات کاری غیرمنتظره تعطیلات خود را به تعویق انداخت.
to arrive later than expected or planned

دیر رسیدن, تأخیر داشتن
قطار معمولاً در ساعت شلوغی تأخیر میکند.
lasting for a longer time than necessary

طولانیشده
بحث آنها به یک اختلاف طولانی تبدیل شد که دوستی آنها را تحت فشار قرار داد.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) | |||
|---|---|---|---|
| اندازه و مقیاس | ابعاد | وزن و ثبات | افزایش در مقدار |
| کاهش مقدار | شدت | زمان و مدت | فضا و مساحت |
| شکلها | سرعت | اهمیت | بیاهمیتی |
| قدرت و نفوذ | منحصر به فرد بودن | جامعه | پیچیدگی |
| کیفیت بالا | کیفیت پایین | ارزش | چالشها |
