واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - افزایش مقدار

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به افزایش مقدار را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
overflowing [صفت]
اجرا کردن

تا‌لبه‌پرشده

Ex:

صندوق ورودی سرریز از ایمیل‌های خوانده نشده بود.

replete [صفت]
اجرا کردن

پر از

Ex: Every spice imaginable filled her pantry , making it replete with culinary options .

هر ادویه‌ای که تصور شود انباری او را پر کرده بود، آن را پر از گزینه‌های آشپزی کرد.

stuffed [صفت]
اجرا کردن

پر از

Ex: The stuffed parking lot forced us to circle for spaces .

پارکینگ پر ما را مجبور کرد برای یافتن جای پارک دور بزنیم.

sufficient [صفت]
اجرا کردن

کافی

Ex: The instructions provided were sufficient for him to complete the task .

دستورالعمل‌های ارائه شده برای او کافی بودند تا کار را تکمیل کند.

plenteous [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: The library offered a plenteous selection of classic novels .

کتابخانه یک انتخاب فراوان از رمان‌های کلاسیک ارائه می‌داد.

increased [صفت]
اجرا کردن

افزایش‌یافته (مقدار یا درجه)

Ex: The increased cost of living made it difficult for many families to make ends meet .

هزینه زندگی افزایش یافته باعث شد بسیاری از خانواده‌ها به سختی بتوانند مخارج خود را تأمین کنند.

copious [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: The teacher praised the student for their copious efforts in studying for the exam .

معلم از دانش آموز به خاطر تلاش‌های فراوان او در مطالعه برای امتحان تقدیر کرد.

ample [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: We had ample time to prepare for the presentation .

ما وقت کافی برای آماده‌سازی ارائه داشتیم.

overfilled [صفت]
اجرا کردن

زیادی‌پرشده

Ex: The overfilled coffee cup left a stain on the table .

فنجان قهوه پر شده یک لکه روی میز گذاشت.

endless [صفت]
اجرا کردن

بی‌پایان

Ex: The endless debates among politicians often lead to stalemates .

بحث‌های بی‌پایان میان سیاستمداران اغلب به بن‌بست می‌انجامد.

اجرا کردن

افزایش

Ex: Scientists studied the amplification of sound waves in the canyon .

دانشمندان تقویت امواج صوتی در دره را مطالعه کردند.

upturn [اسم]
اجرا کردن

پیشرفت

Ex: The industry is hoping for a continued upturn after the recent global recession .

صنعت امیدوار به بهبودی مداوم پس از رکود جهانی اخیر است.

to surge [فعل]
اجرا کردن

به‌سرعت افزایش یافتن

Ex: The release of the highly anticipated product caused consumer demand to surge .

انتشار محصول بسیار مورد انتظار باعث افزایش ناگهانی تقاضای مصرف‌کنندگان شد.

to augment [فعل]
اجرا کردن

زیاد کردن

Ex: The chef augmented the flavor of the dish by adding a special blend of spices .

آشپز با افزودن ترکیب ویژه‌ای از ادویه‌ها، طعم غذا را افزایش داد.

to inflate [فعل]
اجرا کردن

به طرز چشمگیری افزایش دادن

Ex: Some critics argue that certain sellers may artificially inflate the prices of in-demand items to take advantage of consumer urgency .

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که برخی فروشندگان ممکن است به طور مصنوعی قیمت کالاهای پرتقاضا را افزایش دهند تا از فوریت مصرف کننده بهره‌برداری کنند.

to multiply [فعل]
اجرا کردن

به طرز چشمگیری افزایش دادن

Ex: The team 's success can multiply their chances of winning the championship .

موفقیت تیم می‌تواند شانس آنها برای قهرمانی را چند برابر کند.

to mushroom [فعل]
اجرا کردن

سریع گسترش یافتن

Ex: The initial cost of the project mushroomed as unexpected expenses arose .

هزینه اولیه پروژه با ظهور هزینه‌های غیرمنتظره به سرعت افزایش یافت.

to mount [فعل]
اجرا کردن

بالا رفتن (تدریجی)

Ex: With persistent efforts , the company saw its profits gradually mount over the fiscal year .

با تلاش‌های مداوم، شرکت شاهد بود که سود آن به تدریج در طول سال مالی افزایش یافت.

to pile up [فعل]
اجرا کردن

انباشته شدن

Ex: Work assignments have been piling up since the manager went on vacation .

تکالیف کاری از زمانی که مدیر به تعطیلات رفت انباشته شده‌اند.

to rocket [فعل]
اجرا کردن

به شدت افزایش یافتن

Ex: The demand for online shopping rocketed during the holiday season , overwhelming many retailers .

تقاضا برای خرید آنلاین در فصل تعطیلات به شدت افزایش یافت، که بسیاری از خرده‌فروشان را تحت فشار قرار داد.

to scale up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: As the population grows , cities need to scale up their public transportation systems to accommodate more commuters .

با رشد جمعیت، شهرها نیاز دارند سیستم‌های حمل و نقل عمومی خود را افزایش دهند تا مسافران بیشتری را در خود جای دهند.

to swell [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The tension in the room swelled as the debate grew more heated .

تنش در اتاق افزایش یافت در حالی که بحث داغ تر شد.

to shoot up [فعل]
اجرا کردن

به‌سرعت افزایش یافتن (در قیمت)

Ex: After the release of their new product , the company 's stock prices shot up .

پس از انتشار محصول جدیدشان، قیمت سهام شرکت به سرعت افزایش یافت.

to amp up [فعل]
اجرا کردن

بر قدرت یا شدت چیزی افزودن

Ex:

تیم بازاریابی برای تقویت کمپین و جذب مخاطبان بیشتر طوفان فکری کرد.

to ramp up [فعل]
اجرا کردن

باعث افزایش چیزی شدن

Ex: In response to the crisis , they ramped up the distribution of essential supplies .

در پاسخ به بحران، آنها توزیع لوازم ضروری را افزایش دادند.

اجرا کردن

به سرعت تکثیر شدن

Ex: During the economic boom , businesses proliferated in the city .

در طول رونق اقتصادی، کسب‌وکارها در شهر افزایش یافتند.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی